فهرستي ازجنس قلم وکاغذ

فهرستي ازجنس قلم وکاغذ

نویسنده :

در اين نوشتار مروري داريم بر 10 مورد از برترين فيلم‌نامه‌هاي تاريخ سينما که توسط انجمن صنفي نويسندگان آمريکا منتشر شده است
علي نيک‌فرجام

هميشه داشتن يک فهرست از بهترين‌هاي سينما براي عاشقان اين شاخه از هنر يک غنيمت به حساب آمده است البته نه از اين جهت که سازندگان اين آثار، يک چنين فهرست‌هايي را مايه مباهات و افتخار بدانند، چرا که معمولا پيش از بيرون آمدن اين فهرست‌ها، سازندگان اين فيلم‌ها از دنيا رفته بودند. اگر فقط به اين نکته توجه کنيم که اين فهرست‌هاي گوناگون مي‌تواند براي ما بهترين راهنما باشد تا بتوانيم در ديدن آثار برتر سينما راه درست را برويم، مطالعه اين مطالب خيلي هم خالي از لطف نخواهد بود.

کازابلانکا
انجمن صنفي نويسندگان آمريکا چندي پيش با انتشار بيانيه‌اي فهرست 101 فيلم‌نامه برتر تاريخ سينما را منتشر و فيلم‌نامه فيلم «کازابلانکا» محصول استوديو «برادران وارنر» را از ميان 1400 فيلم‌نامه به‌عنوان بهترين فيلم‌نامه تاريخ سينما معرفي کردند. اين فيلم که محصول سال 1941 به کارگرداني «مايکل کورتيز» است؛ با بازي درخشان «همفري بوگارت» و «اينگريد برگمن» و بر اساس فيلم‌نامه‌اي از «جوليوس اپستين»، «فيليپ اپستين» و «هاوارد کاوچ» ساخته و روانه سينماهاي جهان شد. فيلم «کازابلانکا» از همان سال نمايش محبوبيت بسياري پيدا کرد و به زودي به عنوان اثري نمونه شناخته شد. رمانتيک‌ترين فيلم تاريخ سينما، بهترين فيلم تاريخ سينما يا شاعرانه‌ترين فيلم هاليوود و هزاران لقب ديگر همواره همراه نام کازابلانکا بوده است. بازي بي‌بديل «بوگارت» يکي از محبوبترين و احساساتي‌ترين چهره‌هاي تاريخ سينما را به نمايش گذاشت و ترانه فيلم به‌نام «همچنان که زمان مي‌گذرد» به عنوان يک ترانه جهاني شناخته شد.

پدرخوانده‌ها
رده دوم و دهم اين فهرست به فيلم‌هاي «پدرخوانده 1» و «پدرخوانده 2» به کارگرداني «فرانسيس فوردکوپولا» که بر اساس فيلم‌نامه‌اي از «ماريو پوزو» و خود او ساخته شده است اختصاص دارد. فيلم‌نامه‌اي که برمبناي رماني به همين نام (نوشته ماريو پوزو) به‌نگارش درآمد. «ماريو پوزو» که در خانواده‌اي مهاجر از «سيسيل» و در «منهتن» نيويورک به دنيا آمده بود، نويسنده چندين کتاب است که شناخته شده‌ترين آن‌ها رمان‌هاي «پدرخوانده» است. وي همچنين نويسندگي 10 فيلم‌نامه را در کارنامه خود دارد که از ميان آن‌ها مي‌توان به «سوپرمن ۱» و «سوپرمن ۲» اشاره کرد. او براي هر 2 فيلم‌نامه پدرخوانده ۱ و ۲ برنده جايزه اسکار شد. پوزو در سال ۱۹۹۹ درحالي درگذشت که آخرين اثرش، رمان «امرتا»، را به اتمام رسانده بود.

محله چيني‌ها
رده سوم اين فهرست به فيلم «محله چيني‌ها» به کارگرداني «رومن پولانسکي» و با بازي «جک نيکلسون» اختصاص دارد. فيلم‌نامه اين اثر توسط «رابرت تاون» و «رومن پولانسکي» به نگارش درآمده است. نيکلسون در سال 1974 به‌خاطر بازي در اين فيلم نامزد دريافت جايزه اسکار شد و «رابرت تاون» که دوستي ديرينه‌اي با نيکلسون داشت در مراسم اسکار عنوان کرد که «من اين نقش را تنها براي جک نوشته بودم.» البته خوش‌شانسي و شهرتي که پس از اين فيلم براي پولانسکي به‌وجود آمد در ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹ به پايان رسيد و رومن پولانسکي در حالي‌ که براي دريافت جايزه‌اي که قرار بود در «جشنواره فيلم زوريخ» به‌مناسبت تجليل از کارنامه هنري‌اش به او داده شود، به اين شهر سفر کرد و در فرودگاه و با استناد به درخواست دادگستري ايالات متحده آمريکا، به جرم ارتباط با دختري که به سن قانوني نرسيده بود توسط پليس دستگير شد.

همشهري کين
رده چهارم اين فهرست به فيلمي اختصاص دارد که سال‌هاست لقب برترين فيلم تاريخ سينما را از طرف «موسسه فيلم آمريکا» همراه خود دارد. «همشهري کين» در سال 1942 به کارگرداني «اورسن ولز» و بر اساس فيلم‌نامه‌اي از خود او با همکاري «هرمان منکيهويچ» ساخته شد. البته بعدها «پائولين کيل»، منتقد سرشناس آمريکايي در مقاله‌اي پيرامون فيلم ادعا کرد که فيلم‌نامه «همشهري کين» تنها توسط هرمان منکيهويچ نوشته شده و اورسن ولز هيچ‌گونه نقشي در نگارش آن نداشته است. البته اين ادعا بعدها در مقاله‌اي به‌قلم «پيتر باگدانوويچ» و اورسن ولز رد شد. همچنين در مجله معتبر «سايت‌اندساند»، که هر دهه يک نظرسنجي برگزار مي‌کند، اين فيلم به مدت 3 دهه، به عنوان بهترين فيلم تاريخ سينما برگزيده شد. با اين حال اورسن ولز کاري به اين سر و صداها نداشت و هميشه عنوان مي‌کرد که هر چه مي‌خواهيد بگوييد اما «محاکمه» بهترين فيلم من است.

همه چيز درباره ايو
رده پنجم فهرست برترين فيلم‌نامه‌هاي تاريخ سينما به فيلم‌نامه «همه چيز درباره ايو» اختصاص دارد که توسط «جوزف لئو منکيهويچ» و براساس فيلم‌نامه‌اي از خود او ساخته شد. اين فيلم که در سال 1950 و با شرکت برترين بازيگران زمان خود مانند «بت ديويس» و «آنا باکستر» ساخته شد براي تمام عمر به‌عنوان شاهکار بي‌بديل منکيهويچ شناخته شد. اين فيلم مراسم اسکار همان سال در 14 رشته نامزد دريافت جايزه شد و توانست در اين ميان 6 جايزه را از آن خود کند که سهم منکيهويچ از آن‌ها دو تنديس براي بهترين کارگرداني و بهترين فيلم‌نامه بود. امري که بيشتر از هر چيزي در اين فيلم خودنمايي مي‌کند مجموعه‌اي از گفت‌وگوهاي باشکوه است که در نهايت فصاحت و بلاغت براي هر شخصيت نوشته شده است.

آني هال
رده ششم فهرست به فيلم‌نامه فيلم کمدي «آني هال» اثر «وودي آلن» اختصاص دارد. آلن در اول دسامبر سال ۱۹۳۵ در «بروکلين» نيويورک متولد شد. نخسيتين فيلم‌نامه او «تازه چه خبر، پيشي» بود و نخستين فيلمي که کارگرداني کرد «چه خبرها؟ ليلي پلنگ» نام داشت، که در اصل فيلمي ژاپني بود و او فقط آن را با ديالوگ‌هاي کمدي دوبله کرده بود. ولي اولين فيلمي که به معناي واقعي آن را کارگرداني کرد «پول را بردار و فرار کن» بود. آني هال در سال ۱۹۷۷ براي او ۳ جايزه اسکار بهترين کارگرداني، بهترين فيلم‌نامه‌نويسي و بهترين فيلم را به ارمغان آورد و سر آغاز دوران تازه و مهمي از کار او شد.

شاهکارهاي «بيلي وايلدر»
رده‌هاي هفتم و نهم فهرست به فيلم‌هاي «سانست بلوار» (1950) و «بعضي‌ها داغشو دوست دارند» (1959) اختصاص دارد که «بيلي وايلدر» علاوه بر کارگرداني، وظيفه نگارش فيلم‌نامه آن‌ها را نيز بر عهده داشته است و در مورد اولي با «چارلز بکت» و در مورد دومي با «آي.ال.اي دايموند» همکاري داشته است. از او نقل قول است که به اين دليل وارد حرفه کارگرداني شد که اعتقاد داشت هيچ کارگرداني نمي‌تواند به‌خوبي از پس ساخت فيلم‌نامه‌هاي او برآيد. سانست بلوار از ديد وايلدر يک اداي دين بود به سينماي صامت و «بعضي‌ها داغشو دوست دارند» فيلمي کمدي بود که امروز لقب خنده‌دارترين فيلم سينما را همراه خود دارد. بيلي وايلدر در طول دوران فعاليتش 2 بار برنده جايزه اسکار بهترين کارگرداني در سال‌هاي ۱۹۴۵ و ۱۹۶۰ شد و همچنين ۵ بار ديگر جايزه اسکار را براي بهترين فيلم‌نامه، بهترين فيلم و يک عمر دستاورد هنري به‌دست آورد.

شبکه
رده هشتم برترين‌ها به فيلم «شبکه» اثر «سيدني لومت» (1976) اختصاص دارد که بر مبناي فيلم‌نامه حساب شده‌اي از «پدي چايفسکي» ساخته شده است. اين اثر که به نفوذ گريز ناپذير رسانه‌هاي ارتباط جمعي بر جامعه بشري و بازي‌هاي پشت پرده آن‌ها مي‌پردازد، پرفروش‌ترين فيلم لومت نيز به شمار مي‌آيد. در سير زندگي پر فراز و نشيب اين کارگردان جنجالي هاليوود مي‌توان اين‌گونه گفت که «سرپيکو» فيلمي بود که شهرت از دست رفته سيدني لومت را به‌عنوان يک فيلم‌ساز موفق بازگرداند و پس از «بعد از ظهر سگي» موقعيت تثبيت شده‌اي برايش فراهم کرد و شبکه به‌عنوان يک فيلم پر سر و صدا و جنجالي، اعتبار لومت را در ميان دست نامداران سينماي جهان دست نيافتني کرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی