به آن‌چه شنيده‌ايد عمل کرده‌ايد؟
دستورالعمل‌هاي زندگي از آيت‌ا... بهجت به ما

به آن‌چه شنيده‌ايد عمل کرده‌ايد؟

نویسنده :

اعظم عامل نيک

هميشه مشتاق شنيدن هستيم، مشتاق ياد گرفتن، حالا اين که چه‌قدر به اين معلوماتمان عمل مي‌کنيم بماند ولي دوست داريم که معلوماتمان را زياد کنيم، مخصوصا وقتي بدانيم يک استاد بزرگ و يک انسان خوب روي اين زمين کنار ما زندگي مي‌کند که مقامش خيلي بزرگ است پس سعي مي‌کنيم هر‌طور که شده نصيحتي از او بشنويم و بدانيم چه‌طور مي‌شود ما هم يک آدم خيلي خوب باشيم، شايد دليلش اين است که کوچکيم و باورمان نمي‌شود که خدا با اين خوبي‌هاي کوچک ما را ببيند. مرحوم آيت‌ا... بهجت در ديدارهاي مختلفي که با مردم داشتند، به خواست آن‌ها نصيحتي مي‌کردند و دستورالعملي مي‌دادند که البته در بيشتر مواقع همان‌طور که در اين مطلب مي‌خوانيد حرفشان اين بود که خودتان بهتر مي‌دانيد ولي عمل نمي‌کنيد. اين‌ها دستورالعمل‌هايي هستند که مرحوم بهجت در مواقع مختلف به مردم گفته‌اند:

جماعتي از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت مي‌کنند؛ اگر مقصودشان اين است که بگوييم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست و اگر بگويند کلمه‌اي مي‌خواهيم که ام‌الکلمات باشد، کافي براي سعادت مطلقه باشد، خداي تعالي قادر است که از بيان حقير، آن را کشف فرمايد و به شما برساند. پس عرض مي‌کنم که غرض از خلق، عبوديت است (و ما خلقت الجن و الانس لا ليعبدون. سوره ذاريات/56) و حقيقت عبوديت؛ ترک معصيت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.

کوچک و بزرگ بايد بدانيم راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است و بندگي در ترک معصيت است در اعتقاديات و عمليات. آن‌چه را که دانستيم، عمل نماييم و آن‌چه را که ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده ثابت و راسخ باشد خداي بزرگ اولي به توفيق و ياري خواهد بود.

گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ در خانه اگر کس است، يک حرف بس است بارها گفته‌ام و بار دگر مي‌گويم: «کسي که بداند هر‌ که خدا را ياد کند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظي ندارد، مي‌داند چه بايد بکند و چه بايد نکند؛ مي‌داند که آن‌چه را که مي‌داند بايد انجام دهد و در آن‌چه که نمي‌داند، بايد احتياط کند.» والسلام عليکم و رحمه‌ا... و برکاته

جماعتي از مؤمنين و مؤمنات، طالب نصيحت هستند؛ بر اين مطالبه، اشکالاتي وارد است، از آن جمله:

1. نصيحت در جزئيات است و موعظه، اعم است از کليات و جزئيات؛ ناشناس‌ها همديگر را نصيحت نمي‌کنند.

2. «من عمل بما علم ورثه ا... علم ما لم يعلم»؛ «من عمل بما علم کفي ما لم يعلم» ؛ (والذين جاهدوا فينا، لنهدينهم سبلنا).

آن‌چه مي‌دانيد، عمل کنيد و در آن‌چه نمي‌دانيد احتياط کنيد تا روشن شود و اگر روشن شد، بدانيد که بعض معلومات را زير پا گذاشته‌ايد؛ طلب موعظه از غير عامل، محل اعتراض است؛ و قطعا مواعظي را شنيده‌ايد و مي‌دانيد، عمل نکرديد وگرنه روشن بوديد.

3. همه مي‌دانند که «رساله عمليه» را بايد بگيرند و بخوانند و بفهمند و تطبيق عمل بر آن نمايند، و حلال و حرام را با آن تشخيص بدهند و همچنين مدارک شرعيه را اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمي‌توانند بگويند: «ما نمي‌دانيم چه بکنيم و چه نکنيم.»

4. کساني که به آن‌ها عقيده داريد نظر به اعمال آن‌ها نماييد، آن‌چه مي‌کنند از روي اختيار، بکنيد و آن‌چه نمي‌کنند از روي اختيار نکنيد و اين از بهترين راه‌هاي وصول به مقاصد عاليه است؛ «کونوا دعاة لي ا... بغير ألسنتکم»؛ مواعظ عمليه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قوليه است.

هيچ ذکري، بالاتر از ذکر عملي نيست؛ هيچ ذکر عملي بالاتر از ترک معصيت در اعتقاديات و عمليات نيست و ظاهر اين است که ترک معصيت به قول مطلق، بدون مراقبه دائميه، صورت نمي‌گيرد.

من کلام علي عليه السلام: «علم أن کل شيء من عملک تبع لصلاتک: بدان که هر چيزي از عمل تو تابع نماز توست»؛ «عليکم بالمحافظة علي الصلوات الخمس في اوائل أوقاتها و بالقبال بالکل ليه تعالي فيها، لا تفوتکم السعادة ن شاء ا... تعالي: بر شما باد به محافظت بر نمازهاي پنج‌گانه در اولين وقت‌هاي آن‌ها؛ و بر شما باد به روي نمودن و توجه با تمام وجود به‌سوي خداي تعالي؛ در اين صورت سعادت را از دست نخواهيد داد ن‌شاء‌ا... تعالي.»

آقاياني که طالب مواعظ هستند از ايشان سؤال مي‌شود: آيا به مواعظي که تا حال شنيده‌ايد، عمل کرده‌ايد، يا نه؟ آيا مي‌دانيد که هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم مي‌فرمايد؟ آيا اگر عمل به معلومات - اختيارا ننمايد، شايسته است توقع زيادتي معلومات؟ آيا بايد دعوت به حق، از طريق لسان باشد؟ آيا نفرموده: «با اعمال خودتان، دعوت به حق بنمايد؟» آيا طريق تعليم را بايد ياد بدهيم، يا آن‌که ياد بگيريم؟ آيا جواب اين سؤال‌ها از قرآن کريم: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» و از کلام معصوم: «من عمل بما علم، ورثه ا... علم ما لم يعلم» و «من عمل بما علم، کفي ما لم يعلم» روشن نمي‌شود؟

همه مي‌دانيم که رضاي خداوند اجل، با آن‌که غني بالذات است و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آن‌ها ندارد، در اين است که بندگان، هميشه در مقام تقرب به او باشند، پس مي‌دانيم که براي حاجت بندگان به تقرب به مبداء الطاف و به ادامه تقرب، خداوند محبت به ياد او و ادامه ياد او دارد، پس مي‌دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او خواهد بود و در طاعت و خدمت او هرقدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود و فرق بين ما و سلمان سلام‌ا...‌ عليه در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است خواهد بود و آن‌چه مي‌دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاي ما خواهد شد، بايد بدانيم که آن‌ها هرکدام مورد رضاي خداست، ايضا خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است، پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت بايد باشد تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم وگرنه بعد از آن‌که ديديم بعضي به مقامات عاليه رسيدند و ما بي‌جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد.

نظرات کاربران
کد امنیتی