به‌دنبال‌خوبي‌هايش
به مناسبت اولين سالگرد عروجش، به ميان شما آمديم

به‌دنبال‌خوبي‌هايش

نویسنده :

صديقه بهشتي

مي‌شد بروم و تمام کرامت‌ها و کارهاي خارق‌العاده‌اي را که از آيت‌ا... بهجت خوانده‌ام و شنيده‌ام و نوشته‌اند و گفته‌اند، بياورم و بگويم بفرماييد اين آقايي که اين همه خودش را از مشهور شدن دور نگه مي‌داشت، اين آقايي که رفته و همه‌تان نبودنش را حس کرده‌ايد، اين‌طور بوده، فلان کار را کرده، اين قدر خوب بوده است و... اما دلم مي‌خواست بدانم آدم‌هاي دور و برم و بقيه در مورد اين مرد خدا چه مي‌دانستند و از حضورش چه مي‌خواستند. ياد اين حرف بزرگ‌ترها مي‌افتم که مي‌گويند: دنيا روي سر آدم‌هاي خوب مي‌گردد و حالا يک سال است که يکي از اين آدم‌هاي خوب بين ما نيست و نبودنش سنگين است. تا حالا فکر کرده‌ايد اگر آيت‌ا... بهجت را در زمان حياتشان ملاقات مي‌کردي چه‌طور مي‌شد؟

نشسته است در حرم؛ دانشجو است، مي‌گويد: «من دوست داشتم پشت سرشان نماز بخوانم، هر کسي که رفته بود قم، آن‌جا پشت سر آقاي بهجت نماز خوانده بود، آرزو داشتم بروم که نشد. مي‌دانم که خيلي از خودشان چيزي نمي‌گفتند و ساده زندگي مي‌کردند.» دوستش مي‌گويد: «از آرامشي که در صورتش بود، معلوم مي‌شد که آدم خاصي است، خيلي چيزها در مورد کرامت‌ها و حالت‌هاي خاصي که داشتند شنيدم، براي باور کردنش کافي بود يک بار صورت آرامش را ببيني. اصلا شبيه صورت‌هاي پر از ترس و نگراني و ظاهرسازي بقيه مردم نبود.»

در کتابخانه دنبال رساله آيت‌ا... بهجت مي‌گردد، نمي‌داند اصلا ايشان رساله‌اي از خودشان يادگار گذاشته‌اند يا نه، مي‌گويد: «وقتي خبر فوتشان را شنيدم، دلم هري ريخت، در زندگي‌ام فقط چند بار در تلويزيون ديده بودمشان و يک بار هم در حرم بين يک حلقه بزرگ از مردم که دورشان را گرفته بودند. وقتي رفت، فهميدم که سرمايه بزرگي از دستمان رفته، يک آدم خوب براي يک کشور بس بود.»

از آن جوان‌هايي است که گاه و بي‌گاه مي‌رود پي معلم پيدا کردن و استاد داشتن و سير و سلوک، بعضي از آدم‌هاي بزرگ را هم در حرم ديده، مي‌گويد: «اين‌طور که شنيده‌ام خيلي دقيق بودند، حتي برنامه‌شان در حرم هم دقيق و منظم بود، از لحظه وارد شدنشان تا جاي مخصوصي که مي‌نشستند و اعمالي که انجام مي‌دادند. حتي شنيده‌ام براي مسير بين مسجدي که در آن نماز مي‌خواندند تا منزلشان هم برنامه‌ريزي براي ذکرهاي مخصوص داشتند. دلم مي‌خواست بدانم چه‌طور مي‌شود آدم خوبي باشم؟ چه‌طور مي‌شود طوري زندگي کنم که خدا از من راضي باشد. دوستانم موعظه‌هاي آيت‌ا... بهجت را شنيده بودند و برايم مي‌گفتند، گفته بودند به همان چيزهايي که مي‌دانيد عمل کنيد. ذکر هم زياد مي‌گفتند، دائم‌الذکر بودند. آيت‌ا... بهجت آدم خوبي بود که خوب زندگي مي‌کرد، خيلي خوب. يک خوب واقعي.»

معلم است و از آيت‌ا... بهجت فقيه بودنش را مي‌داند و اين که کلاس‌هاي درسش را در منزل و مسجد برگزار مي‌کرده است، مي‌گويد: «اين‌طور افراد بعد از وفات هم دست مردم را مي‌گيرند، مطمئنا بعد از فوتشان هم براي مردم دعا مي‌کنند. اين مردم هنوز هم به اين بزرگان احتياج دارند، هر وقت مي‌روم حرم و آدم‌هايي را مي‌بينم که سر قبر مرحوم نخودکي نشسته‌اند مي‌فهمم که بايد واسطه‌اي مثل اين آدم‌هاي خوب بين ما و ائمه باشد. اگر مي‌ديدمشان حتما مي‌خواستم که از خدا بخواهند که ما را ببخشد و بيامرزد.»

دانشجوي اديان و عرفان است، مي‌گويد: «از پدربزرگم شنيده بودم که: «وقتي عالمي فقيه، فوت کند در اسلام رخنه و حفرهاي ايجاد ميشود که هيچ چيزي نميتواند جاي آن را پر کند. خداوند رحمت کند اين عالم بزرگ را. وقتي آدم زندگي اين‌طور آدم‌هاي بزرگ را مي‌شنود اميدوار مي‌شود به اين‌که هنوز هم آدم‌هاي خيلي خوب روي اين زمين هستند که ما آن‌ها را نمي‌شناسيم ولي همين بودنشان کافي است.»

نظرات کاربران
کد امنیتی