ساعت برنارد واقعيت يا تخيل!
چيزهايي که درباره سفر به آينده، بازگشت به گذشته و يا توقف زمان، مي‌بينيم و مي‌شنويم درستند؟

ساعت برنارد واقعيت يا تخيل!

نویسنده :

آرزوي اول: همه ما بچه که بوديم دوست داشتيم يک ساعت مثل ساعت برنارد مي‌داشتيم و دکمه‌اش را فشار مي‌داديم ‌تا به خيلي از کارها و حتي به بازي‌هاي‌مان بيشتر برسيم. مثلا وقتي خيلي دوست داشتيم بخوابيم يا وقتي بايد کاري که از ما خواسته بودند را سر يک ساعت معين انجام مي‌داديم، بيشتر آرزوي داشتن ساعت برنارد به سرمان مي‌زد. حتي گاهي سر امتحان وقتي جواب سوالي را نمي‌دانستيم دوست داشتيم ساعت برنارد بود تا زمان را متوقف مي‌کرد و ما هم به راحتي مي‌رفتيم سراغ کتاب ‌درسي‌مان و جواب را پيدا مي‌کرديم و توي برگه امتحاني مي‌نوشتيم...

آرزوي دوم: يک کم که بزرگ‌تر شديم دوست داشتيم مثل فيلم‌هاي علمي تخيلي در زمان سفر کنيم و به آينده برويم و ببينيم چند سال بعد چه شکلي مي‌شويم يا اين‌که ببينيم سرنوشت‌مان چه مي‌شود يا حتي دوست داشتيم و (داريم ) که بدانيم آينده اين دنيا به کجا ختم مي‌شود...

آرزوي سوم: به سفر در زمان که فکر مي‌کنيم حتما به اين هم فکر مي‌کنيم که اگر بشود در زمان سفر کرد و اين‌بار به جاي آينده به گذشته رفت چه قدر براي‌مان خوب است. مثلا مي‌توانيم جلوي خيلي از اشتباهات خودمان را گيريم وکارهايي که امروز فهميديم اشتباه است را تکرار نکنيم يا مي‌توانيم مسيري را که انتخاب کرديم تغيير دهيم و وقتي به زمان حال برگشتيم دنياي بهتري داشته باشيم...

سفر در زمان و رفتن به آينده و برگشتن به گذشته، از آن موضوعاتي است که شما خواستيد درباره‌اش بنويسيم، در اين باره پديده‌ها و اخبار علمي و غير علمي خيلي زياد است که ما سعي مي‌کنيم در اين‌جا به بعضي از موضوعات و اتفاقات درباره اين موضوع بپردازيم. در واقع اين مطلب يک مجموعه است از مباحث مربوط به سفر در زمان ‌و نه يک مهر تاييد بر نظريه‌ها و پديده‌هاي ذکر شده.

نامرئي کردن در مونتاک
يکي از پروژه‌هايي که در زمينه سفر در زمان کارکرد و نتايج آزمايشات آن به گفته خيلي از رسانه‌ها هنوز ادامه دارد، پروژه «رنگين کمان» يعني يکي از آزمايشات مخفي فيلادلفيا است. ‌اين پروژه سال 1943 با هدف نامرئي کردن، کار خود را آغاز کرد. اما دقيقا مشخص نيست شروع آزمايشات آن قبل از جنگ جهاني دوم بوده است يا در طول جنگ جهاني دوم. در اين آزمايش فيزيک‌داني مثل «نيکلاس تسلا» و 400 دانشمند ديگر همکاري مي‌کردند و مسئول پروژه «جان فوون نيومن» بود. مکان آزمايش فيلادلفيا هم جايي در نزديکي بندر فيلادلفيا و در مساحتي بيش از 500 هکتار بود. در و اقع در شروع کار، اين آزمايش‌ها توسط دستگاهي انجام مي‌شد که تسلا آن ‌را ساخته بود، دستگاهي که مي‌توانست اشياء نسبتا کوچکي مثل صندلي يا ميز را ناپديد کند. کم کم تصميم بر اين شد که دستگاه به گونه‌اي تنظيم شود که کل جرم مورد نظر را وارد بعد ديگري از فضا - زمان کند و اين اتفاق طوري بيفتد که آن جرم ديگر با دستگاه قابل رديابي نباشد. آن‌طور که در رسانه‌ها منتشر شده است، ظاهرا يکي ديگر از آزمايشات ‌اوليه که زير نظر نيروي دريايي آمريکا انجام شده هم اين‌طور بوده است که تعدادي حيوان مثل بز و گوسفند را داخل يک کشتي قرار دادند و تصميم گرفتند آن‌ها را به بعد ديگري بفرستند، در حالي که چند دقيقه بعد موفق شدند کشتي را ناپديد کنند اما زماني که کشتي به زمان اصلي‌اش باز گردانده شد، تعدادي از حيوانات داخلش يا مرده بودند يا آثار سوختگي در بدن‌شان به جا مانده بود. گفته مي‌شود اين آزمايش يک بار روي کشتي مسافربري هم انجام شده است، بي آن‌که مسافران و خدمه‌اش ‌بدانند مسافر زمان شده‌اند! اما بعد از 4 ساعت که دوباره مرئي شده و به جهان فعلي بازگشته است، تعدادي از مسافران جان باختند و تعدادي هم دچار حمله قلبي شدند. اين‌ها در واقع اطلاعاتي است که رسانه‌ها منتشر کرده‌اند و حتي هنوز هم خيلي از دانشمندان، به حقيقت داشتن اين نامرئي شدن و قضيه‌هاي بعدش مشکوک هستند و آن را غير علمي مي‌دانند. اما ناپديد شدن اين کشتي و اتفاقاتي که بر آن گذشته است، همه از زبان دو بازمانده آن شرح داده شده است. دو باز مانده که ادعاهاي عجيب و غريب‌شان خيلي باور کردني نيست! آن‌ها گفته‌اند در اين 4 ساعت که کشتي نامرئي شده بر آن‌ها 40 سال گذشته است. يعني از سال 1943 به سال 1983رفته‌اند و اين درست زماني است که پروژه‌اي دقيقا مشابه فيلادلفيا، توسط همان دانشمندان در حال انجام بوده است. پروژه‌اي که نامش در پرونده‌هاي نيروي دريايي «مونتاک» است. ادعاهاي عجيب اين دو نفر از اين‌جا شروع مي‌شود که گفته‌اند وقتي کشتي به بعد زماني ديگري در آينده منتقل شده آن‌ها از کشتي بيرون پريدند و در سال 1983 ماندند و بعد از 40 سال «فوون نيومن» با کشتي به آن محل رفته است و منتظر شده تا آن دو نفر در آن جا ظاهر شوند و او نجات‌شان دهد. آن‌طور که در گفته‌هاي عجيب آن‌ها آمده ظاهرا در لحظه‌اي که فون نيومن را ديدند متوجه شدند که او خيلي پيرتر شده است. تازه ‌آن‌ها گفته‌اند که اين اولين سفرشان در زمان نبوده است بلکه حتي يک ‌بار در زمان به مريخ رفته‌اند و آن‌جا به راحتي نفس کشيده‌اند (در حالي که همه مي‌دانيم طبق اطلاعاتي که کاوش‌گرها و مريخ‌ نوردها براي‌مان داشته‌اند مريخ جو مناسبي ندارد و هواي قابل تنفس حداقل فعلا در آن نيست.) ادعاي جالب ديگرشان هم اين است که به سال 6535 رفته‌اند به زماني دور در آينده که زمين ديگر ساکني نداشته است. حتي در يکي از نشريات و مصاحبه‌هايي که با آن دو مسافر زمان(!) انجام شده سوال جالبي پرسيده شده است: اين‌که آيا ممکن است با اين دستگاه‌هاي ساخته شده ‌شما به 2 ساعت بعد در آينده سفر کنيد و با خودتان روبه‌رو شويد؟ و او پاسخ داده که: بله اما خطر بزرگي وجود دارد که کسي با خودش در يک بعد زماني ديگر روبه‌رو شود و احتمالا نابود مي‌شود. چون کسي که در جهان ديگر است ضد ماست. ما «ماده» هستيم و او «پادماده»! البته اين پاسخ او تنها پاسخي است که با علم جور در مي‌آيد. در کل جهان براي هر ماده و ذره‌اي يک پاد ذره وجود دارد که اگر با هم برخورد کنند هر دو نابود مي‌شوند. اما بدون تحقيقات و بدون دانستن نظر علم درباره سفر در زمان، نمي‌شود اتفاقات اين پروژه و چيزهاي مشابه را باور کرد.

چيزي که پروژه ‌مونتاک و فيلادلفيا را براي همه جذاب کرد، شايد بيشتر ‌به پيدا شدن حيوانات در اطراف بندر مربوط باشد تا به حرف‌هاي اين دو نفر. ‌جسد حيواناتي که در اطراف مکان تحقيقاتي پروژه پيدا مي‌شود شبيه حيواناتي که مي‌شناسيم نيست. آن‌قدر عجيب‌اند که به اصطلاح هيولا ناميده مي‌شوند...

سياه‌چاله‌ها، ماشين زمان واقعي
توي فيلم‌ها و کتاب‌هاي علمي تخيلي زياد اسمش را شنيده‌ايم. هميشه اين طوري تصورش کرده‌ايم: يک دستگاه ‌بزرگ ‌که در ابعاد يک اتاق کوچک است و بعد از روشن شدن ماشين و دادن پارامترهاي سفر، به دستگاه به کار مي‌افتد و پس از چند ثانيه فرد را به دوره زماني جديدي مي‌برد.

در بين علوم، نظريه نسبيت خاص و نسبيت عام و مکانيک کوانتومي توانسته‌اند ‌سفر در زمان را بيشتر توجيه کنند. علم معتقد است بيشتر از آن‌که بخواهيم دنبال ساخت يک دستگاه براي ‌اين سفر بزرگ باشيم بايد از طبيعت کمک گيريم. در طبيعت احتمالا چنين ماشين بزرگ و جالبي وجود دارد و آن هم سياه‌چاله‌ها هستند. اگر دو نفر دو سر يک پارچه را بگيرند و يک توپ را در آن رها کنند خواهند ديد که توپ در محلي که مي‌ايستد، يک انحنا و فرو رفتگي به وجود مي‌آورد و اگر يک تيله هم به درون پارچه انداخته شود به فررفتگي کنار توپ مي‌رود. اگر فضا هم به شکل يک لايه دو بعدي روي يک محور تاشده باشد و بين دو نيمه بالا و پايين آن هم خالي باشد، اگر دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پايين آن قرار بگيرند آن وقت حفره‌اي در هر دوقسمت ايجاد مي‌شود که مي‌توانند به هم برسند و يک تونل زماني به وجود بياورند. يعني يک ميانبر در زمان و مکان که به آن کرم چاله مي‌گويند. اين اتفاق يعني «خميدگي فضا زمان» و مثالي که زده شد بخشي از نظريه نسبيت عام «اينيشتين» و قابل اثبات است. اما وجود راه‌هاي ارتباطي بين سياه‌چاله‌ها و هم چنين وجود کرم چاله‌ها هنوز جزو نظريات يا حتي فرضيات کيهان شناسان است.

ريسمان‌هايي براي سفر
نظريه ديگري هم در باره سفر در زمان وجود دارد که در قالب طبيعي و بدون وجود يک ماشين خاص به تونل زمان معروف شده است.اين نظريه مي‌گويد که يک سري رشته‌هايي به ضخامت يک اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش مي‌دهند و تحت فشار خيلي زيادي هستند. نيروي جاذبه زيادي دارند که باعث سرعت گرفتن اجسام ديگر مي‌شوند و چون مرزهاي فضا زمان را مغشوش مي‌کنند مي‌شود به‌عنوان تونل زمان درباره آن‌ها حرف زد. اين نظريه همان ريسمان‌هاي کيهاني است که تا دل‌تان بخواهد درباره‌اش کتاب و مقاله و فيلم مستند وجود دارد. در سفر خيالي ما البته چند پارادوکس وجود دارد که دانشمندان برايش جواب‌هاي مختلفي دارند. مثلا اگر فرض کنيد اين امکان فراهم شود و بتوانيم به زماني در گذشته برگرديم يعني در موقعي که هنوز به دنيا نيامده‌ايم پس چه‌طور مي‌توانيم وجود داشته باشيم!؟ و سوالات زياد ديگري شيبه به اين، وجود جهان‌هاي موازي جوابي است که به اين سوال داده مي‌شود. جهان‌هايي که ترتيب وقايع در آن‌ها فرق دارد و اين طوري ما مي‌توانيم هم زمان در چند جهان حضور داشته باشيم.

نشريه معتبر «نشنال‌جئوگرافي» از قول يک دانشمند درباره امکان سفر در زمان نوشته است: پيکان زمان تنها در يک جهت حرکت مي‌کند و قادر نيست با بازگشت مجدد روي مسير پيشين، اثر رخداد وقايع را از بين ببرد و با توجه به آزمايش‌ها و معادلاتي که مي‌شناسيم و انجام شده، تا زماني که بي‌نظمي در جهان در حال افزايش است به زمان فرصت بازگشت نمي‌دهد.

زمان کش مي‌آيد
فيزيک‌دان معروف «استيون‌ هاوکينگ» معتقد است ما بالاخره مي‌توانيم يک دستگاه براي سفر به آينده بسازيم. اما نظر او با تمام نظريه‌هايي که تا اين‌جا گفتيم فرق دارد! او نه از يک خودرو بزرگ حرف مي‌زند که درونش بنشينيم و به آينده برويم و نه از تونل زماني که در انتهاي يک سياه‌چاله قرار دارد. او مي‌گويد مي‌شود يک فضاپيما ساخت که به 98 درصد سرعت نور برسد و آن وقت سفر را آغاز کرد يک سفر فضايي و به قصد رفتن به جايي خيلي دورتر از زمين. اگر به اين سرعت دست پيدا کنيم آن وقت در فضاپيمايي که ساختيم وقتي يک شبانه روز مي‌گذرد در زمين يک سال گذشته است!! و اين يعني ما از زمان جلو زده‌ايم. ‌زمان براي کساني که در فضاپيمايي با آن سرعت سرسام‌آور هستند کند مي‌شود و آهسته‌تر مي‌گذرد. البته اگر بخواهيم طبق نظريات علمي مثل نسبيت انيشتين به اين قضيه نگاه کنيم مشکل ديگري پيش مي‌آيد. «اگر به سرعت نور نزديک شويم جرم نسبي ما بي‌نهايت مي‌شود.»

ما مسافر زمان هستيم
ايده‌اي وجود دارد که اولين بار فيزيکداني به نام «آندري ليند» آن‌ را ارائه کرد. ايده جهان‌هاي موازي! به شما توصيه مي‌کنم يک ليوان آب خنک کنار دست‌تان بگذاريد تا اگر احساس کرديد مغزتان در حال انفجار است کمي از آن بنوشيد. اين آقاي ليند معتقد است تکه‌هاي کوچکي از جهان ممکن است ناگهان متورم شود و شروع به رشد کند و يک جهان نوپا و جديد را به وجود بياورد و اين روند به وجود آمدن جهان‌هاي پي در پي، ممکن است تا ابد ادامه پيدا کند و مثال معروف حباب، که اگر به يک حباب فوت کنيد از دل يک حباب ممکن است چند حباب ديگر هم به وجود بيايد. اين طوري، هم زمان چند جهان به صورت موازي با هم در حال ادامه هستند و ممکن است يک نسخه از شما هم الآن در يکي از آن‌ها مشغول مطالعه باشد. البته شايد هم در حال خوردن يک ليوان آب باشد(!)

به هر حال براي سفر در زمان شايد هم خيلي نياز نداشته باشيم ‌به تونل يا ماشين زمان فکر کنيم چون ناخود‌آگاه مسافر زمان هستيم. به دنيا مي‌آييم و بزرگ مي‌شويم و زندگي مي‌کنيم و بعد هم مي‌ميريم و به جايي ديگر مي‌رويم. در واقع خودمان داريم در زمان سفر مي‌کنيم درزماني که دارد به جلو مي‌رود و وقتي هم ما نباشيم ‌باز ادامه دارد و ما حقيقتا مسافراني بيش نيستيم...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨