شعرم که تو باشي...
تکه‌هايي از شعرهاي قديمي به مناسبت روز ملي شعر

شعرم که تو باشي...

نویسنده :

روز شعر که نزديک مي‌شود انگار حال و هواي ما هم تغيير مي‌کند، مي‌رويم سراغ حافظ و دل‌مان لب جو مي‌خواهد و خواندن چند تا دانه از شعرهاي ناب يکي از شاعراني که ته ته دل همه ايراني ها جا خوش کرده‌اند و لابد بنا به اقتضاي کجا ساکن بودن، هر کدام‌مان برويم سراغ مزار فردوسي يا حافظيه يا مقبره الشعرا و يا سري بزنيم به دفترهاي شعر قديم‌مان يا کتاب هاي شعرمان را از گوشه کتابخانه بيرون بياوريم و شعري بخوانيم و بعدش هم فاتحه‌اي نثار روح شاعر دوست‌داشتني‌مان.

توي اين چند سال اخير که روز شعر هم به روزهاي بزرگ ديگرمان اضافه شده، مهم‌ترين مسئله بيشتر شاعران اين بوده که چرا روز شعر به نام شهريار باشد و چرا به نام سعدي نباشد يا حافظ و يا فردوسي؟! که البته خيلي هم فرقي نمي‌کرد، چون به نام هر کدام ديگر از اين‌ها که بود، لابد طرفداران آن عده ديگر ناراحت مي‌شدند. ما هم تصميم گرفتيم توي اين سکوت جامعه شعري، برويم سراغ شعرهاي خوبي از شاعرهايي که شعرهاي‌شان براي‌مان بهترين لحظه‌ها را و بهترين حس‌ها را به وجود مي‌آورند، جادوي کاغذي اين هفته همه فضايش را به ذهن زيبا قرض داده تا هم جبران نبودن هفته پيشش باشد و هم کار خوبي براي روز شعر.

.------------- *** -------------.

بوي جوي موليان آيد همي

ياد يار مهربان آيد همي

ريگ آموي و درشتي راه او

زير پايم پرنيان آيد همي

رودکي

.------------- *** -------------.

عشق را خواهي که تا پايان بري

بس که بپسنديد بايد ناپسند

زشت بايد ديد و انگاريد خوب

زهر بايد خورد و انگاريد قند

رابعه

.------------- *** -------------.

غره مشو بدان‌که جهانت عزيز کرد

اي بس عزيز را که جهان کرد زور خوار

مار است اين جهان و جهان ‌جوي مارگير

وز مارگير مار برآرد شبي دمار

عماره مروزي

.------------- *** -------------.

اي دير بدست آمده بس زود برفتي

آتش زدي اندر من و چون دود برفتي

چون آرزوي تنگ‌دلان دير رسيدي

چون دوستي سنگ‌دلان زود برفتي

انوري

.------------- *** -------------.

ترا دل دادم اي دلبر شبت خوش باد من رفتم

تو داني با دل غم‌خور، شبت خوش باد من رفتم

اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارم

گرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم

سنائي غزنوي

.------------- *** -------------.

اي دل اگر عاشقي در پي دلدار باش

بر در دل روز و شب منتظر يار باش

دلبر تو دايما بر دال دل حاضر است

رو در دل برگشاي حاضر و بيدار باش

عطار نيشابوري

.------------- *** -------------.

.------------- *** -------------.

شد ز غمت خانه سودا دلم

در طلبت رفت به هر جا دلم

در طلب زهره رخ ماهرو

مي‌نگرد جانب بالا دلم

از دل تو، در دل من، نکته هاست

آه چه رهست از دل تو تا دلم!

مولوي

.------------- *** -------------.

هر کسي را سر چيزي و تمناي کسي است

ما به غير از تو نداريم تمناي دگر

سعدي

.------------- *** -------------.

چون توانم کز حضورش کام دل حاصل کنم

کانزمان از خويش غائب مي‌شوم او حاضر است

خواجوي کرماني

.------------- *** -------------.

اي گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز

کز سر صدق مي‌کند شب همه شب دعاي تو

من که ملول گشتمي از نفس فرشتگان

قال و مقال عالمي مي‌کشم از براي تو

حافظ

.------------- *** -------------.

نخستين باده کان را جام کردند

ز چشم مست خوبان وام کردند

نديمان را مگر هوشيار ديدند

شراب بي‌خودي در کام کردند

سر زلف بتان آرام نگرفت

ز بس دل‌ها که بي آرام کردند

عراقي

.------------- *** -------------.

نخستين بار گفتش از کجايي؟

بگفتت از دار ملک آشنايي

بگفت: ان‌جا به صنعت در چه کوشند

بگفت: انده خورند و غم فروشند

نظامي گنجوي

.------------- *** -------------.

.------------- *** -------------.

اي بس که نباشيم و جهان خواهد بود

ني نام زما و نه نشان خواهد بود

زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل

زين پس چو نباشيم، همان خواهد بود

خيام

.------------- *** -------------.

وعده لطف نهاني مي‌کني

مي‌کني، اما زباني مي‌کني

هيچ تقصيري نداري در جفا

هر چه با ما مي‌تواني مي‌کني

ولي دشت بياضي

.------------- *** -------------.

غافل به من رسيد و وفا را بهانه ساخت

افکند سر به پيش و حيا را بهانه ساخت

در بزم تا ز آمدن من برون رود

برخاست گرم و دادن جا را بهانه ساخت

ميلي هروي

.------------- *** -------------.

ما چون ز دري پاي کشيديم کشيديم

اميد ز هر کس که بريديم،بريديم

دل نيست کبوتر که چو برخاست نشيند

از گوشه بامي که پريديم، پريديم

وحشي بافقي

.------------- *** -------------.

با کمال احتياج از خلق استغنا خوش است

با دهان خشک کردن بر لب دريا خوش است

نيست پروا تلخ‌کامان را زتلخي‌هاي عشق

آب دريا در مذاق ماهي دريا خوش است

صائب تبريزي

.------------- *** -------------.

غمش در نهان‌خانه دل نشيند

به نازي که ليلي به محمل نشيند

به دنبال محمل چنان زار گريم

که از گريه‌ام ناقه در گل نشيند

طبيب اصفهاني

.------------- *** -------------.

.------------- *** -------------.

آخرين برگ سفرنامه باران

اين است:

که زمين چرکين است.

محمد رضا شفيعي کدکني

.------------- *** -------------.

.------------- *** -------------.

اي واي بر اسيري کز ياد رفته باشد

در دام مانده باشد صياد رفته باشد

آه از دمي که تنها، با داغ او، چو لاله

در خون نشسته باشم، چون باد رفته باشم

حزين لاهيجي

.------------- *** -------------.

گفت: بايد حد زند هشيار مرد مست را

گفت: هشياري بيار، اينجا کسي هشيار نيست

پروين اعتصامي

.------------- *** -------------.

تو که يک گوشه چشمت غم عالم ببرد

حيف باشد که تو باشي و مرا غم ببرد

عماد خراساني

.------------- *** -------------.

امشب اي ماه به درد دل من تسکيني

آخر اي ماه تو همدرد من مسکيني

کاهش جان تو من دارم و من مي‌دانم

که تو از دوري خورشيد چها مي‌بيني

شهريار

.------------- *** -------------.

خدا کند

کوه‌ها به هم برسند

الياس علوي

.------------- *** -------------.

آورده‌اند

پروانه و مگس پرشان را

با يک‌دگر معاوضه کردند

اما مگس دوباره

روي زباله بود

پروانه روي لاله!

عمران صلاحي

.------------- *** -------------.

اي خوشا آن دل، که آزاري نمي‌آيد از او

غير کار عاشقي، کاري نمي‌آيد از او

رهي معيري

.------------- *** -------------.

پشت درياها شهري است!

قايقي خواهم ساخت.

سهراب سپهري

.------------- *** -------------.

ديوار چيست؟

آيا به جز دو پنجره

روبه‌روي هم

اما

بي منظره؟!

قيصر امين پور

.------------- *** -------------.

امشب به قصه دل من گوش مي‌کني

فردا مرا چو قصه فراموش مي‌کني

اين در هميشه در صدف روزگار نيست

مي‌گويمت، ولي تو کجا گوش مي‌کني

هوشنگ ابتهاج

.------------- *** -------------.

دشت‌ها آلوده است

در لجنزار گل لاله نخواهد روييد

در هواي عفن، آواز پرستو به چه‌کارت آيد؟

حميد مصدق

.------------- *** -------------.

و زندگي آن‌قدر کوچک شد

تا در چاله‌اي که بارها از آن پريده بوديم

افتاديم.

گروس عبدالملکيان

.------------- *** -------------.

نظرات کاربران
کد امنیتی