خشونت برنامه امشب خيابان‌ها
درباره اتفاقات فجيع اخير که فقط تماشاگرشان بوديم

خشونت برنامه امشب خيابان‌ها

نویسنده :

خشونت به تمام زواياي زندگي و گوشه و کنار آن نفوذ کرده است. از ورزش گرفته تا ادبيات و سينما همه‌‌‌جا نمونه‌هايي از خشم و خشونت به چشم مي‌خورد. کار به جاي رسيده که گاهي ورزشکاران براي پيروزي بر رقيب، به هنگام انجام مسابقات به اعمال خشن متوسل مي‌شوند. در بعضي مواقع همين پديده در نزد تماشاگران نيز ديده مي‌شود. در ادبيات و هنر نيز خشونت رخنه کرده است. در نوشته‌هاي ادبي، در نقاشي‌ها، در مجسمه‌ها و در آهنگ‌هاي موسيقي، همه‌جا نمونه‌هايي از خشونت وجود دارد. سينما بيش از ساير عناصر هنري به خشونت روي آورده‌ است. فيلم‌هاي خشونت‌آميز روز‌به‌روز زيادتر مي‌شود. بعضي از سينماگران از تمايل مردم به خشونت نهايت بهره‌برداري را نموده و تا توانسته‌اند فيلم‌هايي در زمينه خشونت تهيه کرده‌اند. اين‌ها را گفتيم تا به اين برسيم که حال جامعه ما چطور است؟

ناموس مثل وطن آدمي است
«ناموس براي يک مرد از جان هم عزيزتر است. مسئله ناموس مربوط به کسي است که به زندگي، شخصيت و فرهنگ و روح و روان انسان مربوط است.» اين‌‌ها اولين جملات امير 29 ساله است که با پرسيدن اين سوال که اگر کسي مزاحم ناموست شود چه مي‌کني؟ امير که رگ گردنش بالا آمده ادامه مي‌دهد: «در برابر يک مسئله بزرگ مثل روح،‌ جسم و تن ارزشي ندارد. اگر خداي نکرده کسي به ناموس من تعدي کند مهم نيست يک نفر يا چند نفر باشند، يک تنه دعوا مي‌کنم تا سر حد مرگ! براي من امکان پذير نيست کسي در مقابلم به ناموس من چشم چپ نگاه کند چه برسد به...!» امير که به همراه دوستش براي ورزش به پارک آمده‌ است، تجاوز کردن به ناموس را مانند مثله مثله کردن مي‌داند و مي‌گويد: «دفاع از ناموس دفاع از وطن است و تو مانند سربازي هستي که با تفنگ خالي‌ات بايد تا آخرين قطره خونت بجنگي.»

 آيا با خون اين مسئله حل مي‌شود؟


«خير اما مسئله ناموس يا به پيوند خوني مثل مادر و خواهر مربوط است يا پيوندي است که به عشق ورزيدن مربوط است و دقيقا همين مسئله باعث مي‌شود خون جلوي چشمت را بگيرد!» امير که دانشجوي دکتراي ادبيات فارسي است با تأکيد بر اينکه ناموس مثل وطن آدم است معتقد است در هر شرايطي تعدي به ناموس تلخ است حتي اگر جانت را بر سر ناموس از دست بدهي بايد به اين فکر کني که چه بر سر ناموست مي‌آيد.

او به فرهنگ ايراني اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «اگر در شرايطي باشي که نتواني هيچ دفاعي کني تا آخر عمر خودت را ملامت مي‌کني.»

به اعتقاد امير در مزاحمت‌هاي خياباني بلافاصله درگيري به وجود مي‌آيد؛ فرصت کلام نيست و جسم کار مي‌کند. حرف زدن در آن لحظه هرگز جواب نمي‌دهد و تو بايد درگير شوي.اعتقاد من اين است که بايد مسئله تعدي به ناموس از بين برود. ما همواره درگير اين مسئله بوديم و بايد يک فکري به حالش کنيم‌. فرهنگ ما فرهنگ ناموس پرستي است و بايد کاري کرد که کسي لذت تابوشکني ناموس به سرش نزند.

او که بارها برسر مزاحمت‌هاي خياباني اراذل و اوباش يقه به يقه شده است تاکيد مي‌کند: «تا وقتي قوانين محکم منعي براي اين مسئله نداشته باشيم هر کسي به خودش جرأت شکستن تابو را مي‌دهد. در کشورهاي غربي معناي ناموس با آن‌چه که ما در فرهنگ‌مان داريم متفاوت است. حتي در فيلم‌هاي هاليوودي مي‌بينيم طرف ناموس‌اش را اگر نتواند نجات دهد به دنبال انتقام است و با انتقام همه چيز تمام مي‌شود در حالي‌که در ايران مسئله ناموس‌پرستي به شخصيت، ‌تاريخ و همه چيزمان بر‌مي‌گردد. تجاوز به ناموس تخريب روح و تن است و تنها با انتقام جبران نمي‌شود.»

مزاحمان همه‌جا در کمين‌اند
سکوت رضا مي‌شکند و با صداي دورگه وارد بحث مي‌شود: «بايد به فکر اين مسئله باشيم تابوي ناموس شکسته نشود و اين مسئله نياز به نيروي قهري و فرهنگ سازي دارد که تنها با رعايت حجاب درست نمي‌شود. به اعتقاد من بايد قانون به گونه‌اي باشد که کسي به خودش جرأت مزاحمت ايجاد کردن براي کسي را ندهد. براي يک متجاوز بي‌ناموس فرق نمي‌کند طرف با حجاب باشد يا بي‌حجاب! وقتي هيچ منع قانوني نيست فرد خاطي لجام گسيخته‌اي است که به دنبال خشونت و به اوج رساندن لذت ساديسمي خود است.»

او با تأسف، اتفاقات اخير و مزاحمت‌هاي خياباني را مرور مي‌کند و مي‌گويد: «اگر در چنين شرايطي قرار بگيرم سعي مي‌کنم مديريت‌ شده‌تر عکس‌العمل نشان دهم؛ تأکيد دين هم بر همين اصل است که جان خود را نبايد به خطر بيندازيد.»

تيزي چاقو و دستان خالي
«حالت رواني به من دست مي‌دهد و طبيعي است که بدون هيچ فکري از خودم واکنش نشان مي‌دهم.» مهدي که سابقه ذهني خوبي در خصوص مزاحمت‌هاي خياباني ندارد و به تلخي از آن ياد مي‌کند، مي‌گويد: «وقتي در يک روز بهاري به قصد کوه با گروه کوه‌نوردي به خارج شهر مي‌روي و دچار سيلاب مي‌شوي و در جايي گير مي‌کني و تعدادي از اراذل و اوباش يک منطقه به گروه حمله مي‌کنند چه بايد کرد؟ وقتي از يک طرف برق تيزي چاقو و دستان خالي خودت را مي‌بيني و از طرفي زنان و دختراني را مي‌بيني که از ترس قدرت تکلم ندارند بايد چه کرد؟»

مهدي که چند سالي است عکاسي مي‌کند ادامه مي‌دهد: «اگر مزاحمت خياباني در شهر براي کسي به وجود بيايد ممکن است خيلي‌ها قهرمان بازي در بياورند اما چه تضميني است که برق چاقو را ببينند و بي‌تفاوت نشوند!»

نبايد بازنده دزد ناموس بود!
«اگر براي ناموس باشد، طرف چاقو هم داشته باشد تا پاي مرگ جلو مي‌روم. احساس مي‌کنم حتي قابليت اين رو هم دارم که به طرف چاقو بزنم!» اين‌ها اولين جملات حسين است که به تازگي پاي سفره عقد نشسته و به همراه همسرش نسيم در خيابان‌هاي اين شهر، آينده زندگي‌شان را مرور مي‌کنند.

حسين مي‌گويد: «در قانون اساسي مسئله‌اي که تعريف شده اين است که در چنين شرايطي تو قاتل نيستي و با داشتن يک پشتوانه‌اي به اسم قانون، ترس فروکش مي‌کند و يک جور حس رفاقت باقانون برايم به وجود مي‌آيد و به من جرات مي‌دهد متجاوز را ناکار کنم.»

حسين جملاتش را آنچنان شمرده مي‌گويد که گويي موضوع گفت‌وگوي ما برايش قابل پيش‌بيني بوده است؛ او ادامه مي‌دهد: «اگر درجايي باشي که هيچ نيروي امنيتي نباشد، تو هستي و دزد ناموس و نبايد در هيچ شرايطي بازنده باشي! اما اگر در منطقه شهري و پر رفت و آمدي باشي، مي‌توان زمان را خريد و آستانه تشنج را پايين آورد تا شايد کسي رد شود و عواملي اين وسط پيدا شوند تا درگيري به تعويق بيفتد.»

به اعتقاد اين دانش‌آموخته مهندسي برق، خشونت متناسب با آسيب کلامي و جسمي است که مي‌بيني.

تهديد عليه سلامت روحي جامعه
به گفته نسيم، ضعف قانوني علت اصلي گسترش خشونت‌هاي خياباني است. نسيم که مشغول پايان‌نامه تحصيلي‌اش در رشته حقوق مي‌باشد خاطرنشان مي‌کند: «در کشور ما توجه خاصي به جرايم خرد نشده است، نه قوه مقننه به آن اهميت داده و نه قوه قضاييه و نه مجريه آن را مهم دانسته است. اگر جامعه به سمتي پيش مي‌رفت که ظاهر شدن با زير شلواري، عبور عابران از پياده‌رو، آشغال ريختن و هزاران مثال ديگر که متأسفانه ناهنجاري قانوني محسوب نمي‌شود، هنجار جامعه مي‌بود شاهد اين خشونت‌ها نبوديم. جرايم خرد مانند ذرات ريز و نامرئي، به تدريج سلامت روحي و امنيت جامعه را تهديد مي‌کند.»

نسيم که ظاهري آراسته اما در عين حال مطابق با عرف جامعه اسلامي است مي‌گويد: «اولين اصل زندگي در يک جامعه احترام به قانون و رعايت آن است، درست است که نوع پوشش خانم‌ها ممکن است براي برخي از مردان انگيزه‌اي شود که نهايت آن به خشونت و مزاحمت‌هاي خياباني بينجامد اما با طرح‌هاي امنيتي موقت آن‌هم بدون فرهنگ‌سازي به جايي نخواهيم رسيد! تا زماني که قانون‌گذار و قوه قضائيه و حتي فرهنگ عمومي به جرايم خرد بي‌اعتنا باشد و هر روز ناظر و شاهد صدها جرم خرد باشيم و بدون احساس مسئوليت و با اغماض از آن بگذريم از پليس که بزرگ ‌شده و تعليم ديده همين اجتماع است چه انتظاري مي‌توان داشت؟!»

نظرات کاربران
کد امنیتی