براي دفاع از جاکتابي بپيامکيد!

براي دفاع از جاکتابي بپيامکيد!

نویسنده :

* پيش از هر چيز تشکر مي‌کنم از تمام کساني به وسيله پيامک مراتب اعتراض خود را نسبت کوچک شمردن ستون جاکتابي اعلام کردند. در اين ميان عده‌اي جسور بودند و به صورت مستقيم هرچه بد و بيراه مودبانه بود نثار همکاراني که چشم ديدن جاکتابي را ندارند کردند. عده‌اي هم مراتب اعتراض‌شان را با سکوت، نشان دادند و عده‌اي هم که زيرک‌تر بودند با گفتن و فرستاندن حرف‌هاي بي‌ربط -اعم از لطيفه و شوخي و جواب مسابقه و تقدير و تشکر و...- اعلام کردند!

* «قلندران پيژامه‌پوش» عنوان کتابي است از طنزپرداز توانا جناب «سيدعلي ميرفتاح». بايد اعتراف کرد اين کتاب فقط از شخصي مي‌تواند منتشر شود که از يک طرف داراي آگاهي مناسبي نسبت به مسائل تاريخي و سياسي و اجتماعي و همچنين داراي مغزي سرشار از الفاظ و ابيات و جملات ادبي است و از طرف ديگر داراي ذهني سيال که توانايي‌اش در ارتباط دادن جملات به يکديگر واقعا ستودني است. قلندران پيژامه‌پوش نام حزبي است که جلساتش در اتاق 3 در 4 آپارتمان شماره 7 مجتمع ياس تشکيل مي‌شود و براي خودش قوانين مشخصي دارد؛ يکي اين‌که همه حاضران بايد پيژامه راه‌راه بپوشند و طوري دکمه‌هاي پيراهن خود را باز بگذارند که زيرپيراهني‌هاي 2گاو نشانشان ديده شود. در اين اتاق جز گل هندوانه و گل نخ‌نما شده قالي و زغال گل ‌کرده سماور، حرف‌هايي گل مي‌کند که نظيرشان را در هيچ سمينار و پارلماني نمي‌توان يافت. اعضاي اين حزب عبارتند از آقايان مؤيدي، کپورچالي، اميرشاهي، روشن‌ضمير که همگي بالاي 70 سال سن دارند و البته خود آقاي ميرفتاح که از همگي جوان‌تر است و زير 40 سال سن دارد و به قول خودش همچون طفلي دبستاني در خدمت استادان گران ‌مايه در راه علم و فضل کمر خدمت بسته و زغال حال مي‌آورد (از براي سماور) و سيني چاي مي‌گرداند و نبات خرد و حبه‌حبه مي‌کند اما هرگاه او را به جلسات اين حزب فرا مي‌خوانند، حس دروني‌اش مي‌گويد: «خرکي را به عروسي خواندند!» مؤسسان اين حزب نه در پي نشر اکاذيب هستند و نه تشويش اذهان عمومي بلکه منتهاي آمال‌شان اين است که با ابزار وارداتي مخصوص (که کم از رمل و اسطرلاب نيست)، پلي بزنند ميان گذشته و آينده و از تاريخ و فرهنگ و اقتصاد و اخلاقيات و فلسفه و نجوم حکمت و قس علي هذا بگويند! حيف که جا نيست وگرنه همه کتاب را براي‌ شما جاکتابي مي‌آوردم!

*آقاي کپورچالي: بحث سياست انگليسي‌ها بود. شما خودتان بايد به خاطر داشته باشيد که آن موقع حزب توده چه بلايي سر مصدق آوردند.

آقاي مؤيدي: بله خاطرم هست. با اعلام حزب توده يک‌باره 100هزار نفر ريختند در خيابان و...

آقاي روشن‌ضمير: بنده هم به خاطر دارم، اما حزب توده زير نظر بلشويک‌هاي روس اداره مي‌شد و به انگليسي‌ها ربطي نداشت.

آقاي کپورچالي: خود روسيه را هم انگليسي‌ها اداره مي‌کردند، حزب توده که سهل است. اصلا اگر حزب توده کارگزار روس بود، چرا هرکاري مي‌کردند به نفع انگليسي‌‌ها تمام مي‌شد؟ اصلا هر حزبي که در ايران کار کرده، سودش را انگليسي‌ها برده‌اند...

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات