از آغاز تا قلمروهاي جادويي
30جيم‌نما

از آغاز تا قلمروهاي جادويي

نویسنده :

اولين فيلمي که از «اسپيلبرگ» بر سر زبان‌ها افتاد و باعث شد بتواند با کمپاني «کلمبيا پيکچرز» قرارداد ببندد، فيلم کوتاهي بود به نام «آمبلين» که در طول 26 دقيقه زمان خود به داستان 2 جادوگر مي‌پرداخت که در صحرا همديگر را ملاقات مي‌کنند و تصميم مي‌گيرند با همديگر همسفر شوند. اين 2 در راه خود به سوي ساحل دريا، آرام آرام دلباخته هم مي‌شوند و... همان‌طور که مي‌بينيد اين داستان به‌طور واضحي تحت تأثير داستان‌هاي عشقولانه ديزني است و البته جادوگر بودن 2 کاراکتر اصلي هم ردي از فانتزي‌هاي مورد علاقه استيون جوان را در خود داشته است.

دوئل؛ پس از اين فيلم، اسپيلبرگ در طول 3 سال چندين فيلم تلويزيوني ساخت. اين دوره کاري تجربه‌هاي فراواني را براي او به همراه داشت. اما اولين فيلم تلويزيوني او که به اکران سينماها هم راه يافت و او را به عنوان کارگرداني خلاق و استعدادي تازه به هاليوود معرفي کرد، فيلمي بود به نام «دوئل» که چندين بار از تلويزيون خودمان هم پخش شده است. فيلمي با يک بازيگر اصلي و در ژانر جاده‌اي. دوئل ماجراي سفر يک فروشنده دوره‌گرد بود که اسير ديوانگي يک راننده تريلر مي‌شود، راننده‌اي که تماشاگر هرگز چهره او را نمي‌بيند. اسپيلبرگ به خوبي از پس صحنه‌هاي تعقيب و گريز برآمد و ايجاد دلهره را در متن کار قرار داد. اين فيلم براي او نامزدي جايزه معتبر «گلدن گلوب» را به همراه داشت.

شوگرلند اکسپرس؛ اسپيلبرگ همچنان با تلويزيون قرارداد داشت، بنابراين پيش از اين‌که رسما وارد عالم کارگرداني سينما شود، 2 فيلم ديگر را هم براي تلويزيون ساخت. «شوگرلند اکسپرس» اولين فيلم سينمايي اوست که در سال 1974 ساخته شد. فيلمي در حد و اندازه فيلم‌هاي معمول درباره زني که شوهر خلافکارش را از زندان فراري مي‌دهد تا خانواده بتواند دوباره دور هم جمع شود. فيلم صحنه‌هاي تعقيب و گريز درخشاني دارد، به‌ويژه در صحنه‌اي که زن و شوهر فراري رديفي طولاني از ماشين‌هاي پليس را به دنبال خود مي‌کشند.

آرواره‌ها؛ اما يکي از موفق‌ترين فيلم‌هاي اسپيلبرگ تا به امروز، فيلم «آرواره‌ها»ست که در سال 1975 ساخته شد. آرواره‌ها ماجراي کوسه‌اي است که مردم يک شهر ساحلي را به ترس و وحشت مي‌اندازد و کار و کاسبي شهر را کساد مي‌کند. فيلم آرواره‌ها با دست گذاشتن روي ترس‌هاي اوليه و ذاتي بشر، به فروش بسيار خوبي در گيشه دست يافت. در اين فيلم هم تماشاگر کوسه را نمي‌بيند اما در لحظه لحظه فيلم، حضور او را احساس مي‌کند. اين فيلم 3 جايزه اسکار و يک جايزه گلدن گلوب را نصيب اسپيلبرگ کرد و نقش بسيار مهمي در موفقيت‌هاي بعدي او داشت. خودش در مصاحبه‌اي با مجله «پرمير» گفته است: موفقيت آرواره‌ها براي من اين امکان را فراهم کرد که فيلم‌هاي ديگر بسازم که اگر به خاطر آرواره‌ها نبود، نمي‌توانستم بسازم. اميدوارم کوسه‌ها من را ببخشند اما اگر مجبور شوم همه اين پروسه را از ابتدا دوباره طي کنم، باز هم اين کار را خواهم کرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی