اگه تونستي نخند!
آن‌چه جوک را خنده‌آور مي‌کند

اگه تونستي نخند!

نویسنده :

الهام ابراهيم‌زاده

- مرئوس: «اين به نفع ماست قربان.» - رئيس: «پس مطابقه با اصول اخلاقي!»

مي‌بينيد؟! فقط با دو جمله مي‌شود ديگران را خنداند. البته دو جمله هم مي‌تواند خيلي طولاني باشد. گاهي فقط با يک آواي کوتاه هم مي‌شود ديگران را خنداند و کاملا درست است اگر فکر کنيد که خنداندن «تکنيک» دارد. شايد اولين اصل خنداندن، موقعيت شناسي است. کسي که بتواند در زمان و مکان مناسب و در حال و هواي مناسب چيزي بگويد و يا کاري انجام دهد که چند خصوصيت داشته باشد، حتما مي‌تواند ديگران را بخنداند.

اول غافل‌گيري
فرض کنيد همه چيز عادي و طبيعي است. ذهن همه نيز مثل هميشه بر اساس اتفاقات عادي منتظر اتفاقات عادي بعدي است که ناگهان صندلي يکي از هم کلاسي‌ها که آرام سر کلاس نشسته و مشغول گوش دادن به درس استاد است مي‌شکند و او نقش زمين مي‌شود. مسلما همه مي‌خندند؛ مگر اين که بلايي سر هم کلاسي بيچاره بيايد و رنگ قرمز خون و يا جسد بي ‌جانش همه را با يک موقعيت جدي کاملا خطرناک مواجه کند! در آن صورت احساس خطر، ترس و همدلي جايي براي خنده باقي نمي‌گذارد. غافل‌گيري در بيشتر جوک‌ها مهم‌ترين عامل ايجاد خنده است که معمولا با روش‌هاي ‌مختلف ايجاد مي‌شود. در بيشتر اوقات ذهن مخاطب در ابتدا به سمت ديگري منحرف مي‌شود و ناگهان اتفاق ديگري مي‌افتد: «يه اسبه زنگ مي‌زنه سيرک مي‌گه با مدير سيرک کار دارم. گوشي رو مي‌دن به مديرسيرک. اسبه بهش مي‌گه: آقا من کار مي‌خوام. مدير مي‌گه کار نيست. اسبه همين طور اصرار مي‌کنه، مدير هم انکار تا آخرش مدير مي‌پره وسط حرف اسبه و مي‌گه: کشتيمون! حالا چه‌کار بلدي؟ اسبه مي‌گه: احمق دارم باهات حرف مي‌زنم!»

نمونه بسيار زياد اين ترفند در ساختن جوک‌هايي ‌از نوع «با فلان کلمه جمله بساز» ديده مي‌شود:

* به يه نفر مي‌گن: با «صداقت» جمله بساز. مي‌گه: داشتم با تلفن صحبت مي‌کردم، صدا قطع شد!

* به يه نفر مي‌گن: با «آجر» جمله بساز. مي‌گه: با آجر که جمله نمي‌سازن، ديوار مي‌سازن!

احساس برتري
کلا احساس برتري خنده برانگيز است. امتحان کنيد. يک فهرست از نام تمامي کساني که از آن‌ها مي‌ترسيد يا متنفريد تهيه کنيد و با آن‌ها ‌شوخي کنيد. شوخي شما با آن‌ها، بيشتر شما را مي‌خنداند تا شوخي شما با افرادي که با آن‌ها ‌رابطه‌اي عادي داريد. بيشتر طنزهاي انتقادي، جوک‌هاي ‌مربوط به شخصيت‌هاي ‌معروف، صنفي، شغلي و حتي جنسي در مورد زنان و مردان با اين ترفند باعث خنده مي‌شوند. احساس برتري باعث فاصله گرفتن از يک خاطره بد، عقده يا احساس دردناکي مي‌شود که در خود ضعف دارد. دور شدن از ضعف و ضربه زدن باعث خنده مي‌شود. البته باز هم اگر در هنگام شوخي احساس همدلي برانگيخته شود ديگر خنده‌اي ايجاد نمي‌شود.

«اولي: خدا واسه چي زن‌ها ‌رو زيبا آفريد؟

دومي: واسه اين که مردها عاشقشون بشن.

اولي: خب پس واسه چي اين قدر خنگن؟!

دومي: واسه اين که عاشق مردها بشن.»

عامل زيستي
در جاهايي با نظم و فشار زياد مثل زندان، پادگان و يا کلاس درس خشک و خسته کننده خنده بيشتر است. چرا؟!‌ خستگي جسمي در اين فضاها باعث مي‌شود تا افراد دنبال راهي براي بر طرف کردن آن بگردند. خنده، خستگي را بر طرف مي‌کند. امتحان کنيد؛ البته نه در صف رژه يا سر کلاس درس!

عدم تجانس
هر موقعيت نامتجانسي مي‌تواند خنده‌دار باشد:

«اولي: کارش خيلي سخته. گردنش رو مي‌شکنه تا شکمش رو سير کنه.

دومي: ديوونه است؟

اولي: بند بازه!»

ورود يک مريخي به زمين را تصور کنيد که تا امروز چندين فيلم کمدي درباره‌اش ساخته‌اند. مريخي‌ها ‌زمين را نمي‌شناسند و ناخودآگاه برخورد‌هاي ‌خنده‌آوري با دنياي تازه اطرافشان دارند. زميني‌ها ‌هم مريخي‌ها ‌را نمي‌شناسند. اين هم مي‌تواند خنده دار شود. حتي ماجراهاي مربوط به سفر در زمان يا ماجراي آدم غريبه‌اي که وارد مکان جديدي مي‌شود هم مي‌تواند خنده ايجاد کند. البته در خنديدن عدم تجانس حتما لازم است که هم تازه وارد را خوب بشناسيم و هم مکان جديدي که او در آن قرار گرفته است. آشنايي کامل ما با فضاي موجود باعث ايجاد احساس برتري مي‌شود و نوع برخورد غريبه با آن فضا غافل‌گيري ايجاد مي‌کند. «دوربين مخفي» بر اساس همين عامل عدم تجانس طرح‌ريزي مي‌شود. کسي مي‌خواهد پاکت نامه‌اش را در صندوق پست بيندازد که ناگهان دستي از داخل صندوق خارج مي‌شود و نامه را مي‌قاپد! ما از فردي که داخل صندوق رفته خبر داريم اما سوژه بيچاره دوربين مخفي خبر ندارد (احساس برتري). او مي‌خواهد نامه را مثل هميشه داخل صندوق بيندازد که ناگهان با يک دست مواجه مي‌شود (عدم تجانس). واکنش او در مقابل اين موقعيت نامتجانس ما را مي‌خنداند.

ساختار
ساختار بيشتر جوک‌ها ‌داراي همه يا چند قسمت زير مي‌باشد:

1- با يک اتفاق شروع مي‌شوند و مثل داستانک و مينيمال و داستان کوتاه بزنگاه دارند، يعني شروع جوک معمولا نقطه اوج داستان آن است.

2- اغراق دارند؛ ممکن است چيزي را بي اهميت و کوچک‌تر از واقعيت نشان دهند و يا بر عکس چيزي را بيش از اندازه بزرگ کنند.

3- نشانه‌هايي ‌از واقعيت در آن ديده مي‌شود.

4- با چيزي در واقعيت خصومت دارد؛ که به اين وسيله جوک دارد به آن طعنه مي‌زند.

5- هدفي را دنبال مي‌کند.

6- داراي هيجان است که بيشتر همان موقعيت حاد آغازين آن را ايجاد مي‌کند.

7- از تيپ‌ها ‌استفاده مي‌کند؛ يعني افرادي که خصوصيات واضح و تعريف شده‌اي دارند، تيپ دانشجو، تيپ سرباز، تيپ کارمند، تيپ پول‌دار يا بي‌پول و...

مثلا در لطيفه «درويشي گيوه در پا، نماز مي‌گزارد. دزدي طمع در گيوه او بست. گفت: با گيوه نماز نباشد. درويش دريافت و گفت: اگر نماز نباشد، گيوه باشد.» ماجراي حاد آغاز کننده لطيفه نماز خواندن درويش با گيوه‌هايش است. تصورش را بکنيد! اغراق، ترسيدن بيش از اندازه درويش از دزديده شدن کفش‌هايش است که باعث شده با کفش نماز بخواند. واقعيتش به دزديده شدن کفش نمازگزاران و خصومت و طعنه لطيفه به پررويي و بي‌چشم و رويي دزدان برمي‌گردد. هدف در آن پندي اخلاقي است، نمازي که براي هر دو ظاهرا فريضه‌اي واجب و ديني است (درويش آن را مي‌خواند و دزد مي‌گويد با کفش قبول نيست) ارزشش از کفش براي درويش کم‌تر است و براي دزد وسيله‌اي است براي دزدي! و بالاخره اين که تيپ دزد و درويش را همه مي‌شناسند

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨