دارويي به نام کتاب!
به بهانه هفته کتاب و برپايي نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران

دارويي به نام کتاب!

نویسنده :

وجيهه محمدپور مقدم

اين روزها همه جا حرف از نمايشگاهي است که زيادي بوي فرهنگ و ادب مي‌دهد و خيلي‌ها براي ژست فرهنگي بودن هم که شده سري به اين نمايشگاه مي‌زنند حتي اگر سالي ماهي يک کتاب هم ورق نزنند چه برسد به اين که بخوانند! هر سال نمايشگاه کتاب ياد خيلي از آدم‌ها مي‌اندازد که دوست خوبي هم به نام کتاب وجود دارد که مي‌شود خريدش و بعد خواندش. هر سال خيلي‌ها يادشان مي‌آيد که اي داد بي داد و اي دل غافل سرانه مطالعه کتاب در کشور ما افتضاح است و مردم ما تا چند وقت ديگر از بي‌کتابي خواهند مرد! خلاصه کتاب اين روزها حرف اول و آخر را مي‌زند از آن جا که ما هم مي‌خواستيم از اين قافله عقب نمانيم گفتيم بپردازيم به کتاب درماني که در سال‌هاي اخير علاوه بر دوست و يار مهربان بودنش به شفا‌بخش بودنش هم توجه خاصي شده است! حتما شما هم لذت خواندن يک کتاب خوب را که حال‌تان را خوب‌تر کرده است چشيده‌ايد؟!

کتاب درماني يعني...
لابد با خودتان مي‌گوييد جمع کنيد اين دم و دستگاه‌تان را! يک روز مي‌گوييد فيلم درماني، روز بعد بازي درماني و حالا هم کتاب درماني! کتاب درماني ديگر چه صيغه‌اي است؟! درمان قحط بود؟ تا ديروز کتاب يار مهربان بود حالا شده است داروي شفا بخش! (احتمالا اين‌ها نقد و نظرات شماست) اگر خون خودتان را کثيف نکنيد مي‌گوييم که امروزه در جهان کتاب به عنوان وسيله‌اي براي کاهش و کنترل فشارهاي رواني استفاده مي‌شود و به خيلي‌ها کمک کرده است تا بتوانند بهتر با فشارهاي رواني کنار بيايند و کمتر آسيب ببينند. کتاب درماني مفهوم جديدي نيست چون از قرن‌ها پيش «ارسطو» معتقد بود ادبيات اثر درماني دارد و گفته بود: «تراژدي موجب تزکيه روح تماشاگر مي‌شود.» اين‌که ما گاهي از خواندن يک کتاب لذت مي‌بريم و روح‌مان با مطالعه آن شاد مي‌شود و حس خوبي پيدا مي‌کنيم نشان‌دهنده همين اثر ادبيات بر روح آدم است. اما کتاب درماني به عنوان يک شيوه درماني خاص چند سالي است که جدي شده و بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد. روان‌شناسان معتقدند کتاب‌ها وارد ناخودآگاه انسان‌ها مي‌شوند براي همين هم مي‌توانند بر روي ذهن و روح او اثر مثبت بگذارند و احساسات او را تغيير بدهند و هم مي‌توانند او را از فشارهاي مختلف رواني دور نگه دارند. وقتي آدم‌ها در فشارهاي روحي مانند بستري بودن در بيمارستان، از دست دادن عزيزان و يا مشکلات ديگري قرار دارند کتاب درماني مي‌تواند موثر باشد، چون ادبيات مي‌تواند ما را در درک عواطف، همذات پنداري با شخصيت‌هايي که احساس‌هاي مشابه با ما دارند و يا در آگاه کردن ما نسبت به چگونگي برخورد با مشکلات کمک کند.

روان‌شناسان معتقدند کتاب درماني در مورد کودکان و نوجوانان موثرتر است چون آن‌ها راحت‌تر و بيشتر مي‌توانند به رويا بروند و بهتر مي‌توانند با شخصيت‌هاي داستان همذات‌پنداري کنند! اما به هر حال امروزه در دنيا از کتاب درماني براي بقيه سنين هم استفاده مي‌شود، روش روان‌شناسان در کتاب درماني اين طور است که با توجه به سن و مشکلات و احساسات افراد، کتاب‌هايي را پيشنهاد مي‌کنند که در واقع بيشتر بازتاب دهنده ويژگي‌ها، روابط، احساس‌ها و افکار آن فرد است. کتاب درماني از طرف روان‌شناسان يا فردي انجام مي‌شود يا گروهي. آن‌ها يک کتاب را با توجه به ويژگي‌هاي فرد انتخاب مي‌کنند و از او مي‌خواهند بعد از مطالعه کتاب، احساسات و نظرات خود را درباره داستان نقاشي کند يا بنويسد. در اين روش افراد از فشارهاي رواني رها مي‌شوند و تازه مي‌توانند دست به تحليل و ارزيابي موقعيت‌هاي مختلف بزنند و موضوع‌هاي مهم زندگي را بهتر درک کنند.

ضد ضربه شويد!
روان‌شناسان معتقدند کتاب‌ها مي‌توانند به روش‌هاي مختلف به رشد عاطفي ما کمک کنند و ما را در برابر فشارهاي مختلف ضد ضربه کنند چون ديد ما را نسبت به احساسات‌مان عوض مي‌کنند و آن‌ها را رشد مي‌دهند. اين 4 روش همان روش‌هايي هستند که گفتيم:

1 مطالعه کردن به ما نشان مي‌دهد که ما هم مثل بقيه آدم‌ها هستيم يعني خيلي از احساس‌هاي ما مانند ديگران است و بروز اين احساسات و عواطف امر عادي و طبيعي است اين برداشت هم باعث مي‌شود فکر نکنيم فقط ما احساسات بد يا مشکلات خاصي داريم و آدم بدبختي هستيم و هم احساس تنهايي درباره احساسات‌مان نکنيم.

2 کتاب‌ها هر نوع احساسي را از جهات مختلف بررسي مي‌کنند و تصوير کاملي از آن احساس را به ما مي‌دهند تا بهتر آن را بشناسيم و بهتر با آن برخورد کنيم.

3 نوع برخورد و کنش‌هاي شخصيت‌هاي مختلف داستان با يک موضوع يا يک مشکل خاص باعث مي‌شود که نظرات و شيوه‌هاي متفاوتي را براي برخورد با عواطفي که با آن‌ها درگير هستيم به دست بياوريم.

4 کتاب‌ها به ما مي‌گويند که هر فردي عواطف مختلفي را تجربه مي‌کند؛ که اين عواطف مي‌توانند در تضاد يا کشمکش با هم باشند و قرار نيست هميشه همه احساسات خوبي داشته باشيم و همه چيز گل و بلبل باشد.

کتاب با ما چه‌کار مي‌کند؟
هي مي‌گويند پسر جان 20 ساعت که پاي سيستم‌ات نشستي و بازي کردي يک ساعت هم کتاب بخوان نه براي اين که سرانه مطالعه کتاب بالا برود و روح مسئولان شاد شود! فقط براي اين‌که مطالعه کتاب مي‌تواند در برابر خيلي از فشارهاي رواني کمک‌مان کند تا آرام شويم و راحت‌تر و بهتر با آن مقابله کنيم وقتي ما داستاني را مي‌خوانيم به خاطر اتفاقات زيادي که در ما به وجود مي‌آورد اثر درماني دارد. روان‌شناسان مي‌گويند: اين‌ها باعث مي‌شوند بعد از خواندن کتاب حالمان خوب شود.

همانندسازي
اولين اتفاقي که بعد از خواندن يک کتاب در ما ايجاد مي‌شود همين است که ما خودمان را جاي يکي از شخصيت‌هاي داستان مي‌گذاريم و با او همذات پنداري مي‌کنيم، مهم‌ترين ويژگي اين همانندسازي اين است که متوجه مي‌شويم ديگراني هم هستند که احساسات و مشکلاتي شبيه ما دارند آن وقت کمتر احساس تنهايي مي‌کنيم و تازه شناخت بهتري از احساسات خودمان به دست مي‌آوريم.

تخليه هيجانات
اگر شخصيت‌هاي داستان بيشتر درگير يک مسئله باشند و با آن دست و پنجه نرم کنند و بيشتر خودشان و احساسات‌شان را در طول داستان بيان کنند ما هم بيشتر خودمان را شبيه آن‌ها مي‌دانيم و با کارهايي که آن‌ها انجام مي‌دهند در واقع هيجانات خودمان را خالي مي‌کنيم يعني به‌طور غير مستقيم مي‌توانيم احساسات‌مان را تخليه کنيم.

شناخت خودمان و جهان
مهم‌ترين چيزي که کتاب خواندن به ما مي‌دهد همين خودآگاهي از احساسات‌مان است، وقتي خودمان را جاي شخصيت داستاني مي‌گذاريم مي‌توانيم روحيات خودمان را بهتر بشناسيم، در رفتارهاي‌مان دقيق شويم و احساسات بد و خوب‌مان را بفهميم. همه اين‌ها نوع نگاه ما به خودمان و به زندگي و دنياي اطراف‌مان را عوض مي‌کند و زاويه ديدمان را تغيير مي‌دهد و همين باعث مي‌شود که با اطرافيان‌مان بيشتر مدارا کنيم.

افزايش مهارت‌هاي ارتباطي
وقتي کتاب مي‌خوانيم در واقع داريم از بالا به شخصيت‌ها و مسائل اطراف‌شان نگاه مي‌کنيم و چون کتاب‌ها پر است از ارتباط شخصيت‌هاي مختلف با يکديگر مي‌توانيم چگونگي ارتباط درست با ديگران را ياد بگيريم و به ضعف‌هاي ارتباطي يا مهارت‌هاي ارتباطي دست پيدا کنيم.

افزايش مهارت‌هاي مقابله‌اي
همه کتاب‌ها پر است از آدم‌هاي مختلف با مشکلات يا مسائل متفاوت که با آن دست و پنجه نرم مي‌کنند. اين‌که شخصيت‌ها چه‌طور با اين مشکلات کنار مي‌آيند يا چه راه حل‌هاي درست و غلطي را براي آن انتخاب مي‌کنند؛ باعث افزايش مهارت‌هاي مقابله‌اي در ما مي‌شود. حداقل اين است که 4 تا راهکار براي حل يک مشکل ياد مي‌گيريم!

نگاه جديد به زندگي
شما هم خيلي‌ها را ديده‌ايد که مي‌گويند فلان کتاب نوع نگاه ما به زندگي را عوض کرد يا معناي جديدي به زندگي ما اضافه کرد! راستش واقعيت همين است گاهي کتاب‌ها مي‌توانند کلا زندگي ما را بفرستند روي هوا! يعني مي‌توانند يا معناي خوبي به زندگي ما بدهند يا فاتحه همان عقايد و ارزش‌هاي قبلي‌مان را هم بخوانند؛ براي همين مي‌گويند هر کتابي را نخوانيد.

رشد و تغيير
حتما نبايد مشکلي داشته باشيم يا با موضوع خاصي در زندگي‌مان درگير باشيم و بخواهيم مهارت‌ها و دانسته‌هاي خودمان را رشد بدهيم که برويم سراغ کتاب خواندن چون ما در بيشتر کتاب‌ها آدم‌هايي را مي‌بينيم که در طول داستان رشد و تغيير مي‌کنند و همين رشد و تغيير شخصيت‌هاي داستان انگيزه‌اي مي‌شود براي ما تا فکري به حال خودمان کنيم و يک تکاني به خودمان بدهيم تا از اين که هستيم بهتر شويم.

نظرات کاربران
کد امنیتی