به خاطر يک آفتابه آب

به خاطر يک آفتابه آب

نویسنده :

اين هفته برايتان يک داستان مي‌بافم:

* ساعت 21: مرد خانه با بيژامه جلوي تلويزيون رها شده و نظاره‌‌گر مسابقه فوتبال 2 تيم لواشک دارغوزآباد و منچستريونايتد است. زن خانه تلفني با مرضي خانم صحبت مي‌کند، دختر خانه در حال خرد کردن نيم کيلو سبزي قرمه‌سبزي است و پسر خانه در حال کشيدن نقاشي.

مرد: خانم يه فکري بکن از نيم ساعت هم رد کرد...

زن: جدي مي‌گي؟! يعني زري خانم لباس عاريه تنش کرده بود؟!

دختر: مامان بيا سيم اين سبزي خرد کن رو نگاه کن ببين چه مرگشه، اتصالي داره.

بابا: بي‌‌عرضه هيچ کاري بلد نيست!

دختر: با مامان بودي بابا؟!

بابا: رونالدينو رو گفتم! يک بغل پا بلد نيست بزنه!

زن: حالا باز پايين خوبه مرضي خانم، بالا خيلي گرمه!

پسر: بابا منم که بزرگ شدم بايد روزي 4 ساعت فوتبال نگاه کنم؟

بابا: خانم مي‌دوني تا حالا چند تا آفتابه آب الکي رفته توي چاه! مي‌دوني با پول اين آفتابه‌‌ها چند تا بيمارستان مي‌شه ساخت؟

دختر: بابا من بگم؟!

بابا: تو اگه عرضه داشتي...

دختر:‌ با مني بابا؟

بابا: با يه بغل پا کار رو تموم مي‌کردي!

پسر: بابا کاسبي رو از ممد آقا شاطر ياد بگير، صبح رفتم نون بخرم چند تا واشر شير آب اشانتيون داد!

بابا: اين شاطر هم بلده چه ‌جوري خودشو تو دل ما جا کنه!

دختر: بابا من حالا حالاها مي‌خوام ادامه تحصيل بدم ها...

* ساعت 23:30) مامان: مزاحمت نمي‌شم مرضي خانم، فقط خواستم بگم فردا حتما پاتختي بيا.

بابا: حالا حتما مي‌‌ياد؟!

مامان: دو دقيقه نذاشتي با مرضي خانم اختلاط کنم.

بابا: اول شير آب رو سفت کن که اين قدر چيک چيک نکنه!

مامان: به جاي اين که اينقدر به فکر قبض آب باشي، به فکر گوشات باش! از بس تو استاديوم شيپور بغل گوشت زدن که صداي تيک تاک ساعت رو با چيک چيک شير آب اشتباه مي‌گيري!‌

بابا: مي‌دونستم خانواده‌اي که من تربيت کنم، اصراف کار نيستند!

دختر: بابا منظورت اسرافه؟!

بابا: حالا هرچي، روز بهينه‌سازي مصرف مبارک!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 521

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

عصر پسافیلتر تلگرام

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

در مذمت تحصیل و در ستایش بی‌سوادی

٩٦/١٠/٢٨
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

تو همان ناب‌ترین جاذبه دنیایی

٩٦/١٠/٢٨
چهره هفته

هزینه‌ها با کی بود؟

٩٦/١٠/٢٨
شاخ هفته

و چه زیباست عالم دلم

٩٦/١٠/٢٨
بازیگری سروش

دیالوگی گوید و از صحنه رود

٩٦/١٠/٢٨
پایان نامه

درآمدزایی با سوسمار کچاپ

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

سانچی به یک ماموریت طولانی مدت رفته است

٩٦/١٠/٢٨
جارچی

جارچی 521

٩٦/١٠/٢٨
شبکیه

غافلگیری عالیجناب به خاطر وارونگی من و شارمین

٩٦/١٠/٢٨
چرا لیسانسه‌ها2 بهترین سریال روی آنتن تلویزیون است؟

لبخند کشدار، قهقهه عمیق

٩٦/١٠/٢٨
مینی

مینی 521

٩٦/١٠/٢٨
آنتن

قدرت چانه‌زنی جیمیان!

٩٦/١٠/٢٨
روزنامه نگاری صحت

یک ستون کاملا تکراری

٩٦/١٠/٢٨

سروش کتاب باز

٩٦/١٠/٢٨
ساختنیجات

تابلو بسازید در حد بوندس لیگا‌!

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

خیریت یک سفر

٩٦/١٠/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 521

٩٦/١٠/٢٨
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و مهاجرت معکوس

٩٦/١٠/٢٨