100 سال تکرار تنهايي بشر

100 سال تکرار تنهايي بشر

نویسنده :

براي به دست آوردن چيزي که تا حالا نداشته‌اي، بايد کسي شوي که تا حالا نبوده‌اي، شايد اين آخرين جمله زندگي‌ام باشد.»
اين جمله «گابريل‌گارسيا مارکز» است همان نويسنده مشهور ادبيات آمريکاي لاتين که به گفته خودش 6 روز از مارس 1927 گذشته بود که وسط سرزمين قصه‌هايش به دنيا آمد؛ آراکاتاکا. همان جايي‌که بعد‌ها با الهام از خانه‌ کودکي‌اش «100 سال تنهايي» را نوشت و 18 ماه تمام روي رماني کار کرد که فضايش با خيلي از کارهايي که خوانده‌ايم و خوانده‌ايد توفير مي‌کند. اساتيد صاحب سبک اين نوع رمان را با اسم «سورئاليسم» مي‌شناسند، يعني داستاني که اتفاقات غير واقعي و دور از ذهن در آن جريان طبيعي دارند و هر کدام مفهوم استعاري خاصي را در بر مي‌گيرد، بر خلاف اين‌که ما عادت کرده‌ايم که همه چيز و همه کس و همه اتفاقات معقول و منطقي پيش برود و هر دليلي معلولي را منجر شود... صدسال تنهايي روايتي است که در بستر واقع‌گرايانه خود اتفاقات غير طبيعي را به تصوير مي‌کشد و در حقيقت از آن دسته کتاب‌هايي است که بايد هنگام خواندنش حواستان حسابي جمع باشد. آن‌قدر نام‌ها و اسامي افراد مشابه است که سرگيجه مي‌گيريد اما اگر با تامل بخوانيد و به روي انديشه شخصيت‌ها و اعمالشان دقت کنيد به راحتي مي‌توانيد بفهميد الان از خوزه آکارديوي چندم حرف مي‌زند و يا منظورش کدام آمارانتاست. 100 سال تنهايي حقيقتا داستان آدم‌هايي است شبيه به هم که نسل به نسل تکرار مي‌شوند، تکراري غير قابل اجتناب حتي در رفتارها و سرنوشت‌ها اما همه چيز از قبل تعيين شده است، جبري تاريخي که در مکتب مليکادس لحظه به لحظه‌اش با کلماتي رمزآلود که از فهم مردم زمانه خارج است به تصوير کشيده شده، بي کم و کاست و آدم‌ها بي‌اعتنا به اين جبر و بي‌اعتنا به اين سير مکرر تاريخ، مي‌آيند و زندگي‌شان در رودخانه‌اي از واقعيت‌ها شکل مي‌گيرد. زندگي شخصي نويسنده سرشار از فراز و نشيب است و هر داستاني از او الهامي است از برخي قطعات زندگي‌اش. تحصيل نيمه‌ کاره در دانشکده حقوق، روزنامه‌نگار ورزشي شدن، ازدواج، نوشتن توفان برگف، دوستي با فيدل کاسترو... «پاييز پدر سالار»، «زائران غريب»، «ژنرال در هزار توي خويش» و اين رمان آخري‌اش «زنده‌ام که روايت کنم» آثار گرانبهايي از اين نويسنده است. مارکز براي 100 سال تنهايي‌اش نوبل ادبي1982 را گرفت و خوشحال بود که کاسترو رمان او را براي هميشه بهترين رمان مي‌داند.

«...اوراسولا در همان حال که خوزه آکارديو را آماده مي‌کرد به اين چيزها مي‌انديشيد و از خود مي‌پرسيد آيا بهتر نبود که مي‌رفت و در قبر خود مي‌خوابيد و مي‌گذاشت رويش خاک بريزند بدون وحشت از خدا مي‌پرسيد که آيا واقعا خيال مي‌کند مخلوقاتش از آهن درست شده‌اند که بتوانند اين همه درد و بدبختي را تاب بياورند...»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

سر‌پل‌ذهاب با «ذال» نوشته می‌شود، نه با «ز» زلزله

٩٦/٠٨/٢٥
فتوچاپ

فتوچاپ 512

٩٦/٠٨/٢٥
درباره حضور پرتعداد بازیگران در جایگاه اجرا، به بهانه عبدی‌شو

پا تو کفش من نکن!

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

خدمت خالصانه

٩٦/٠٨/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 512

٩٦/٠٨/٢٥
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای ما در مقایسه با سبک زندگی پیامبر (ص) و امامان‌ معصوم‌مان(ع)

پدران ما و ما

٩٦/٠٨/٢٥
آنتن

جیم بدون نمک!

٩٦/٠٨/٢٥
درباره جایزه‌های ادبی و کتاب سال ایران به بهانه برگزاری اولین دوره جایزه احمد محمود

قلم های مطلا

٩٦/٠٨/٢٥
چهره هفته

سوشا در جستجوي پاتريك

٩٦/٠٨/٢٥
جارچی

جارچی 512

٩٦/٠٨/٢٥
کافه جهان نما

اراک، دیاری در مسیر جاده ابریشم...

٩٦/٠٨/٢٥
پایان نامه

مثلا ما همه مقصریم ...

٩٦/٠٨/٢٥
مهدی برادران رئیس هیئت فوتبال استان خراسان در گفت و گو با جیم خبر داد

به دنبال حذف ورزشگاه ثامن نیستیم

٩٦/٠٨/٢٥
گفت‌و‌گو با حجت الاسلام واعظ موسوی درباره سحر و جادو

سحر و جادو دکان است

٩٦/٠٨/٢٥
شگرد

قبل از فروش گوشی آیفون‌ چه کنیم؟

٩٦/٠٨/٢٥
شاخ هفته

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

اندر حکمت قیمه و ماست!

٩٦/٠٨/٢٥
یادداشت

بازار رمالی در فوتبال دودوتا چارتای ساده

٩٦/٠٨/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 512

٩٦/٠٨/٢٤
دات کام

ساوند کلاود؛ غنیمتی برای موزیک دوستان

٩٦/٠٨/٢٥
تبلیغات