فقط جويده نمي‌شد!
تمام خدماتي که يک آدامس براي بچه‌هاي قديم داشت!

فقط جويده نمي‌شد!

نویسنده :

لنگه دمپايي‌هاي کهنه
با ترکيب لنگه دمپايي و پوسته آدامس، بازي به وجود آمده بود پر از چالش‌ و غير بهداشتي! ماجرا از اين قرار بود که کارت‌هاي بازي يا پوسته‌هاي آدامس روي آسفالت خيابان ولو مي‌شدند و با لنگه دمپايي مورد اصابت قرار مي‌گرفتند. بعضي مواقع لنگه دمپايي در جوي آب سقوط مي‌کرد؛ اما اين اتفاقات باعث تعطيلي ليگ نمي‌شد. در حاشيه اين بازي‌ها حتي ديدار‌هاي دوستانه‌اي هم بين تيم‌هاي کوچه‌هاي مختلف برگزار مي‌شد. چون جنس پوسته آدامس از کارت‌هاي بازي بهتر بود براي بازي با لنگه دمپايي طرف‌دار بيشتري داشت.

نتيجه اخلاقي
اين بازي به کودکان مي‌آموخت چه‌طوري با يک 5 توماني هم آدامس بخورند هم دمپايي‌هاي منزل را پاره کنند هم ساعت‌ها در خيابان سرگرم باشند.

آدامس بخر جايزه ببر
آدامس‌هايي مثل «آيدين» و «پرستو» جوايزي هم داشتند، مثلا بايد 400 تا آدامس مي‌خريدي تا يک‌جورهايي جنس پوسته‌هاي آدامس جور مي‌شد و جايزه‌اي مي‌گرفتي! در آن زمان کودکي به چشم خودمان کسي را نديديم که جايزه‌اي ببرد اما افسانه‌هاي زيادي وجود داشت، مثلا يکي از بچه‌هاي کلاس چهارم (ب) در شيفت بعد از ظهر شنيده بود که پسردايي همسايه‌شان با تلاش فراوان يک عدد آلبوم برنده شده بود. همين افسانه‌ها انگيزه زيادي در ما ايجاد کرده بود.

نتيجه اخلاقي
اين کار هم به بچه‌ها ياد مي‌داد چگونه در آينده از وعده‌هاي مسئولان نااميد نشوند. خيلي از ما مشهدي‌ها همين‌طوري با بحث قطار شهري کنار آمديم.

مي‌ترکانديم تا بترکد
از ابعاد فني مبحث آدامس، ترکاندن آن بود با انواع قلق‌هاي کوچه بازاري! البته بعضي آدامس‌ها به آدامس ترقه‌اي معروف بودند و ترکاندنشان خيلي صدا ايجاد مي‌کرد، اما اصولا آدامس‌هاي معمولي را مي‌شد با انواع شيوه‌هاي خاص ترکاند تا انواع صداها را در فضا ايجاد کند. آدامس‌هاي بادکنکي را اگر خيلي مي‌ترکانديم روي لپ‌مان هم آدامسي مي‌شد. شيوه ترکاندن رگباري هم تمرين زيادي مي‌خواست چرا که شما بايد با يک ذره آدامس به طور ممتد صدا ايجاد مي‌کرديد.

نتيجه اخلاقي
ترکاندن آدامس بيشتر در جلسات خواستگاري براي پراندن چرت طرفين توسط خواهرزاده داماد کاربرد داشت. بعدش طبق رسمي کهن پدر يا مادر داماد مي‌گفتند بريم سر اصل مطلب!

آموزش گام به گام زبان انگليسي
ناگفته نماند خود اين‌جانب در همان دوره که کلاس زبان انگليسي خيلي سوسولي بود از طريق پوسته‌هاي آدامس با حروف انگليسي آشنا شدم، مثلا مي‌دانستم که آن انسان مو بلند که با پيراهن نارنجي بازي مي‌کند آقاي «رودگوليت» مي‌باشد، پس مي‌فهميدم حروف اول روي پوست آدامس «آر» و «تي» خواهد بود.

حمله با کف دست
بازي پرطرفدار ديگري با کمک يک عدد دست و مقاديري پوسته آدامس رايج بود که بيشتر در مدارس و روي ميز‌هاي کلاس برگزار مي‌شد. طي اين بازي 2 رقيب بايد با کف دست محکم روي پوسته آدامس مي‌زدند، طوري که آدامس با دست بالا مي‌آمد و چپه مي‌شد.

نتيجه اخلاقي
اين بازي به کودکان مهارت مهمي در زندگي به نام مديريت زمان تا حضور معلم مهربان را مي‌آموخت.

کلکسيونرهاي کوچک
پوسته آدامس بهانه خوبي براي جمع کردن کلکسيون بود. دخترها پوسته‌هاي آدامس‌هاي پاکستاني را جمع مي‌کردند که عکس «آميتاپاچان» و «گويندا» داشت (نام‌بردگان هنرپيشه‌هاي فيلم‌هاي هندي هستند، نسخه خارجي «پوريا پورسرخ» و «محمدرضا گلزار») پسرها هم از عکس دايناسور تا تيم ملي‌ کاستاريکا! واي به روزي که يکي از اعضاي تحصيل ‌کرده خانواده کلکسيون پوسته آدامس شما را مي‌ديد، بايد حداقل 24 ساعت خواب و خوراک را تعطيل مي‌کرديد و درباره اهميت استفاده از وقت و اولويت درس خواندن چيزهايي از او مي‌آموختيد. در آخر فرد مورد نظر از شما خواهش مي‌کرد کلکسيون‌تان را به او بدهيد تا بعد از امتحانات ثلث سوم و به شرط کسب معدل 20 دوباره به شما برگرداند.

نتيجه اخلاقي
اين کار به بچه‌ها ياد مي‌داد که کلکسيون پوسته آدامس خود را به کسي نشان ندهند و در آينده هر رازي را جلوي هر کسي بازگو نکنند.

تجارت با پوسته آدامس
حساب کنيد من 10 تا پوسته آدامس با عکس «مارادونا» داشتم اما بازيکن مورد علاقه‌ام «لوتار ماتئوس» کاپيتان تيم ملي‌ آلمان بود. عکس‌هاي مارادونا را مي‌دادم و ماتئوس مي‌گرفتم.

نتيجه اخلاقي
مفاهيم معامله کالا به کالا در دوره مادها به اين صورت به کودکان آموخته مي‌شد.

رذالت‌هاي جويدني
عده معدودي از بچه‌هاي بد هم، به کمک آدامس مبادرت به عمل زشت و وقيحانه‌اي مي‌کردند، اگر بدآموزي نداشت مي‌گفتيم که آدامس خود را روي ميز معلم تاريخ مي‌چسباندند تا فضاي کلاس زياد خشک نباشد. اين کار به بچه‌ها ياد مي‌داد که نمره انضباط بر همه چيز حتي خنده دوستان ارجحيت دارد. باز هم اگر بد‌آموزي نداشت مي‌گفتيم که لاي بسته‌هاي آدامس سوسک و پشه مرده مي‌گذاشتند و به ديگران تعارف مي‌کردند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
ناصرخان آکتور سینما

عقب‌گردات قشنگه!

٩٦/٠٣/٢٥
برگزیده سایت

لُبّ مطلب را زود رو نکنید

٩٦/٠٣/٢٥

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

٩٦/٠٣/٢٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 490

٩٦/٠٣/٢٥
مینی

مینی 490

٩٦/٠٣/٢٥
آنتن

جان مدیر اجرایی در خطر است!

٩٦/٠٣/٢٥
شاخ هفته

این آینه دل نشکن

٩٦/٠٣/٢٥
حکایت هفته

اندر باب مریدان و احوال استادنا مایلی کهن

٩٦/٠٣/٢٥

لوگان، ابرقهرمانی بدون شنل و ناامید

٩٦/٠٣/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 490

٩٦/٠٣/٢٥
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 490

٩٦/٠٣/٢٥
درباره 4 صعود دشوار و سخت تیم ملی ایران به جام جهانی

معجزه تخصص ماست!

٩٦/٠٣/٢٥
گفت وگوی «جیم» با مریم نوابی‌نژاد، ایده‌پرداز سابق «ماه عسل» که حالا برنامه «هزارداستان» را برای شبکه ن

جامعه ما عشق و امید کم دارد

٩٦/٠٣/٢٥
کافه جهان نما

یاسوج، دیاری که بوی گل یاس می‌دهد

٩٦/٠٣/٢٥
جانونی

به احترام نان! مادر غذاها...

٩٦/٠٣/٢٥
پایان‌نامه

یک یادآوری سخت

٩٦/٠٣/٢٥
تلگجیم

تلگجیم 490

٩٦/٠٣/٢٥
مینیمال

رو دریافت اول دقت کنید

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات