مثل غاده چمران...

مثل غاده چمران...

نویسنده :

چند سال پيش/
اولين‌بار که يک کتاب از شهيد چمران به دستم رسيد 15 سالم بود، يک نوجوان آرمان‌گرا که فکر مي‌کرد مي‌تواند دنيا را تغيير بدهد! اسم کتاب «انسان و خدا» بود، يک کتاب با جلدي کرمي رنگ و کوچک که مجموعه يک سري از سخنراني‌هاي دکتر چمران در ماه رمضان بود. کتاب سختي نبود ولي خواندندش طول کشيد، بعدش هم يک کتاب ديگر که وصيت نامه‌اي بود و گذشت تا رسيد به زماني که روايت فتح مجموعه کتاب‌هاي «نيمه پنهان ماه»‌ش را چاپ کرد. کتاب خاطرات زندگي شهيد‌ها از زبان همسران‌شان. به نوعي همسرانه‌هاي شهيدانه! آن وقت‌ها اولين کتابي که از اين سري خواندم کتاب زندگي شهيد چمران از زبان غاده چمران بود. غاده جابر دختري لبناني و شيعه زاده بود ولي از سبک زندگي مسلماني فقط اسم و رسمش را همراهش داشت، دختري که از جنگ و مردان جنگي بدش مي آمد، دختري که بعدش با دست‌هاي مصطفي چمران از زندگي روزمره‌اش در لبنان جدا شد و شد همسر شهيد چمران. آن وقت‌ها با خودم فکر مي‌کردم که شهيد چمران آدم بزرگي بوده و هر چند غاده چيز زيادي از اسلام نمي‌دانسته و نداشته ولي آمادگي وارد شدن به آن‌را داشته يعني اگر غاده، غاده نبود لابد چمران هم نمي‌آمد تا دستش را بگيرد.

يک سال پيش/
اتفاقي به يک همايش رفتم يکي از سلسله همايش‌هاي «مثل چمران...» که مهمانش غاده چمران بود. وقتي حرف مي‌زد تمام حرف‌هايي که توي کتاب چمران به روايت همسر شهيد خوانده بودم به ذهنم ميآمد، اولين تابلويي که از شهيد چمران ديده بود، اولين کادويش که يک روسري قرمز با گل‌هاي درشت بود و کادوي ازدواجش که شمع بود. اين همان دختر شيعه لبناني بود که بعد از آشنايي‌اش با مصطفي چمران و بعد هم ازدواجش، ديگر از مصطفي و آرمان‌هايش جدا نشده بود و حالا من يک زن مبارز و محکم را مي‌ديدم که روز قبل از همايش خبر فوت يکي از نزديکانش (شايد مادرش) را به او داده بودند و او داشت با آرامش آن‌را تعريف مي‌کرد و مي‌گفت که در حرم امام رضا(ع) براي آمرزشش دعا کنيد . فکر مي‌کنم آدمي که خوب و درست زندگي کند، هر کجاي زندگيش که باشد، توي هر زمان و مکاني، توي هر شرايطي بهترين کار را انجام مي‌دهد و بهترين تصميم را مي‌گيرد. فرقي نمي‌کند که اين آدم فرصت شهيد شدن را به دست بياورد يا فرصت زندگي با يک شهيد را.

امسال/
عجيب احساس مي‌کنم جاي اين‌طور آدم‌ها خالي است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
مژده
مژده
٩٢/٠٤/١٤
١
٠
نمیدونید این جور همایش ها باز هم برگزار میشود یا نه؟از کجا اطلاع رسانی میشود؟
پربازدیدتریـــن ها
راه نیافتن لاجوردی‌پوشان به جام جهانی باعث شد این مسابقات دروازه‌بان افسانه‌ای ایتالیا را از دست بدهد

جانِ جانانی به نام بوفون!

٩٦/٠٩/٠٢
تلگجیم

تلگجیم 513

٩٦/٠٩/٠٢
درباره کارنامه هنری چند بازیگر دهه شصتی دیگر در سینما و تلویزیون

هم سن های نوید کجان؟

٩٦/٠٩/٠٢
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و آیفون 10

٩٦/٠٩/٠٢
جام جهانی 2018 روسیه با فقدان کلی ستاره رنگارنگ همراه خواهد بود

ستاره‌های خاموش!

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

جلوتر از همه، حتی خودش!

٩٦/٠٩/٠٢
مینیمال

سعدیا گفتی که مهرش می‌رود از دل ولی مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد*

٩٦/٠٩/٠٢
بـررسـی اینـترنـت نامحـدود در ایـــران و دیگر کـشـورهـای جـهان

#اینترنت_نامحدود

٩٦/٠٩/٠٢
درباره «نهنگ عنبر 2» که به تازگی در شبکه نمایش خانگی عرضه شده است

سلکشن موقعیت‌های بامزه و بی ربط

٩٦/٠٩/٠٢
چهره هفته

حواسمان به دل جوانان مملکت باشد

٩٦/٠٩/٠٢
شگرد

چگونه از کروم به فایرفاکس کوانتوم مهاجرت کنیم؟

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

سه اپیزود از یک احساس

٩٦/٠٩/٠٢
روایت‏هایی در مورد باید و نبایدهای داشتن حیوان خانگی که گاهی فراموش‌شان می‏کنیم

پت ما یا مای پت؟!

٩٦/٠٩/٠٢
پایان نامه

صورتی‌ها وارد می‌شوند

٩٦/٠٩/٠٢
کافه جهان نما

بلژیک، سرزمین سرخوشی‌های بی‌پایان

٩٦/٠٩/٠٢
مینی

مینی 513

٩٦/٠٩/٠٢
نگاهی مختصر به کارنامه فعالیت حرفه‌ای نوید محمدزاده در سینما، تلویزیون و تئاتر

پُر کار و پُر جایزه

٩٦/٠٩/٠٢
جارچی

جارچی 513

٩٦/٠٩/٠٢
فتوچاپ

فتوچاپ 513

٩٦/٠٩/٠٢
یادداشت

پاییز تابستانی

٩٦/٠٩/٠٢
تبلیغات