نقمات نفحات نفت

نقمات نفحات نفت

نویسنده :

نفت، موضوعي است که در کتاب جديد اميرخاني محور بحث شده تا دوباره يک کتاب ديگر از او مهمان خانه‌ها و گفت‌وگوهاي‌مان باشد. وي را پيش از اين با کتاب‌هاي «ارميا»، «ناصر ارمني»، «من‌او»، «ازبه»، «داستان سيستان»، «نشت نشا»، «بي‌وتن» و «سرلوحه‌ها» مي‌شناسيم که انصافا همه‌شان خواندني و قابل تأمل هستند.

کتاب «نفحات نفت» که اخيرا در بيست و سومين نمايشگاه بين‌المللي کتاب عرضه شد؛ آخرين نوشته «رضا اميرخاني» است که به نفت پرداخته است. اميرخاني در اين کتاب به ارتباطات بين نفت و عوالم سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي کشور پرداخته است و با ادبيات صادقانه و رسم الخط منحصر به فردش، نفت و اقتصاد نفتي را به چالش کشيده است. وي در اين کتاب نقدي بر مديريت نفت‌آلود مديران به اصلاح سه‌لتي (بازي‌کلمه‌اي بامزه از اميرخاني برگرفته از دولتي=2لتي) دارد که با آوردن مصاديق در حوزه‌هاي مختلف، ابعاد «نفحات نفت» را براي خواننده ترسيم مي‌کند.

با اين وجود و در عين ارادتي که به جناب اميرخاني داريم؛ دو نکته در نقمات نفحات نفت به نظر نگارنده مي‌رسد که پيش از آن به قول مولوي عارضم که «رحمتش بر نقمتش غالب بود»:

مربوط دانستن همه مشکلات مملکت به يک مسئله که آن‌ هم به زعم اين کتاب نفت خدادادي باشد؛ درست نمي‌نمايد. در بررسي مواردي بسي خردتر و کوچکتر از مسائلي که در اين کتاب اشاره شده است، نمي‌شود با اتکاي به يک بعد آن‌ها را تحليل کرد چه برسد در واکاوي ملغمه مشکلات کشور ما. به همين دليل هميشه مسئله ما ابعاد دخيل در يک مشکل است نه يک بعد. الغرض بررسي يکه‌انگارانه نارسائي‌هاي موجود با نفت، يعني اينکه مشکل ما فقط و فقط اقتصاد است و زيربنا دانستن اقتصاد در امور جوامع هم که بر مي‌گردد به جناب مارکس قرن 18 ميلادي، که بعد از او همه نئومارکسيست‌ها در اشتباه بودن نظر مارکس، که تنها اقتصاد را زيربنا مي‌دانست؛ مشترک بودند.

نثر اين کتاب بسيار شورانگيز است و مثال‌هايي که در اين کتاب ذکر مي‌شوند مطابقت زيادي با محتواي مطلب نويسنده دارد که البته همين مسأله باعث مي‌شود قدرت تحليل اين کتاب از سطح عوام آن‌چنان بالاتر نرود و انتظار اينکه با خواندن کتاب نکته‌ جديدي برايت روشن مي‌شود تقريبا دور از ذهن است زيرا کمابيش حرف‌هايي را در اين کتاب مي‌خواني که در کوچه و خيابان شنيده‌اي و يا براي سايرين تعريف کرده‌اي. اين کتاب در ارائه پيشنهاد براي حل مشکلاتي که مي‌شمارد عموما پيش‌قدم نمي‌شود که اين به تنهايي دليلي براي انتقاد نکردن نيست - و يا اگر هم پيشنهادي ضمني ارائه مي‌شود باز هم مي‌شود به عوام‌زدگي متهمش کرد.

به هر حال توصيه مي‌شود اين کتاب را از دست ندهيد زيرا «رحمتش بر نقمتش غالب بود».

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات