مدرسه نسوزم آرزوست!

مدرسه نسوزم آرزوست!

نویسنده :

دل حقيرمان خوش بود که وزرا حرفي بزنند، وعده‌‌‌اي بدهند، اظهار نظري بکنند، آماري بگويند، ما با اين گفته‌‌‌ها و وعده‌‌‌ها شوخي کنيم، ملت کلي کيف کنند، ما به نون و نوايي برسيم، نون و نوا را بفروشيم بگذاريم موسسه مالي اعتباري وام 14 درصد بگيريم، بدهي خودمان را پرداخت نکنيم، مال و منالي دست و پا کنيم و برويم توي ليست مفسدان اقتصادي طفلکي! اما دست بر قضا آقاي رئيس جمهور زد توي پر ما و با خط قرمز اعلام کردن کابينه تمام نقشه‌‌‌هاي‌مان را زهي خيال باطل کرد! شوخي با خط قرمز هم که عين هو بازي با دم شير مي‌‌‌ماند، ديگر نه ما مفسد اقتصادي مي‌‌‌شويم و نه شما کلي کيف مي‌‌‌کنيد، اصلا و اصولا هيچ وقت مسئله تفريح مردم از طرف مسئولان جدي گرفته نشده است! حالا که بازار ادغام وزارت خانه‌‌‌ها داغ است، پيشنهاد مي‌‌‌کنيم همه وزارت‌‌‌خانه‌ها را در يکديگر مدغم کنند تا به‌جاي خط قرمز، «نقطه قرمز» داشته باشيم. در واقع کلهم اجمعين يک وزارت خانه به نام وزارت «تعاون، کار، صنعت و تجارت نفت در کنار رفاه، بهداشت، ورزش، آموزش مخابرات و اطلاعات کشور» داشته باشيم و فعلا يک نفر که همانا نقطه قرمز باشد چهار پنج سالي به عنوان سرپرست وزارت معرفي شود تا ببينيم فردا چه مي‌‌‌شود! مزيت اين يکي شدن اين است که وزير مربوطه متولي کليه امور جاريه و جيبيه و... مي‌‌‌باشد و جلوي بسياري از پاس‌‌‌کاري‌‌‌ها گرفته مي‌‌‌شود. علي ايحال ما به عنوان اولين مطالبه از وزير جديد مي‌‌‌خواهيم تکليف ايمني مدارس مشهد را مشخص کند، مدير عامل سازمان آتش نشاني مشهد گفته: اغلب مدارس مشهد تجهيزات ايمني در اطفاي حريق را ندارند و آموزش و پرورش تا کنون اجازه بازديد از مدارس را به ما نداده است! حالا به نظر شما چرا آموزش و پرورش اجازه بازديد را نداده؟ آيا بازديد حواس دانش آموزان را پرت مي‌‌‌کند؟! آيا آموزش و پرورش اهل ديد و بازديد نيست؟! آيا کو تا عيد ؟! آيا گراني ميوه و شيريني؟! آيا ديد و بازديد ريخت و پاش دارد، حرف و حديث دارد؟! آيا دختر دم بخت و پسر عزب اوقلي؟!! آيا آتش نشان به‌جاي کپسول با دسته گل به بازديد رفته؟! و آيا اگر تا حالا آموزش و پرورش اجازه بازديد نداده، آقاي رئيس آتش نشاني از کجا دانسته اغلب مدارس مشهد تجهيزات ايمني را ندارند!! آيا بازديد نامحسوس؟! آيا حدس و گمان و پيش گويي و فال و...

باز رسيديم به خط قرمز!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠