ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

خدايا!

نه شناخت تو را توان، نه ثنا تو را زبان

نه درياي جلال و کبرياي تو را کران.

پس تو را مدح و ثناي چون توان؟

تو را که داند که تو را  تو داني تو،

تو را  نداند کس، تو را تو داني بس

خواجه عبدا... انصاري

------------- * -------------

تفاوتي است ميان شنيدن من و تو

تو بستن در و من فتح باب مي‌شنوم

صداي شهپر جبريل عشق هر ساعت

زجنبش پر مرغ اضطراب مي‌شنوم

صائب تبريزي

------------- * -------------

خوشا صحبت دوستي که در کنارش

نه مجبوري که انديشه‌هاي خود را بسنجي

و نه گفته‌ها را در ترازو نهي

بلکه، بي‌خيال، هرچه مي‌انديشي بر زبان آوري

و کاه و گندم را در کف او مي‌نهي

و بي گمان داني که او

آرام کاه و گندم را غربال خواهد کرد

دانه شايسته را به کار خواهد گرفت

و کاه را با نفس مهرباني به باد خواهد سپرد.

دينا ماريا مولاک

------------- * -------------

شنيدم ماجراي هر کسي، نازم به عشق خود

که شيرين‌تر ز هرکس، ماجراي ديگري دارم

دلم سوزد، سري چون در گريبان غمي بينم

براي هر دلي، جوش و جلاي ديگري دارم

چرا؟ يا چون نبايد گفت؟ گويم، هر چه بادا باد!

که من در کارها چون و چراي ديگري دارم

اخوان ثالث

------------- * -------------

گل خورشيد وا مي‌شد

شعاع مهر از خاور

نويد صبحدم مي‌داد

جهان آن روز مي‌خنديد

ميان شعله‌هاي روشن خورشيد

پيام فتح را با خود از آن ناورد

نسيم صبح مي‌آورد

هنوز اما

مرا چشم خرد خفته است در خواب گرانباري

دريغا صبح هشياري

دريغا روز بيداري...

حميد مصدق

------------- * -------------

و عشق تنها عشق

تو را به گرمي يک سيب مي‌کند مانوس

و عشق تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگي‌ها برد

مرا رساند

به امکان يک پرنده شدن

سهراب سپهري

------------- * -------------

هان مشو نوميد چون واقف نئي ز اسرار غيب

باشد اندر پرده بازي‌هاي پنهان غم مخور

حافظ

------------- * -------------

برايت دعا مي‌کنم که اي کاش خدا از تو بگيرد، هر آن چه که خدا را از تو مي‌گيرد.

علي شريعتي

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات