راه‌هايي براي متقلبان

راه‌هايي براي متقلبان

نویسنده :

«امتحانات دانشگاه‌هاي ايتاليا 10 روز ديگر شروع مي‌شود و بازار فروش يک دستگاه الکترونيکي ويژه تقلب در اين کشور بسيار داغ شده است. اين دستگاه يک ساعت مچي است که مي‌تواند مطالب را در فرمت txt ذخيره کند.»

براي اين‌که دانش‌آموزان و دانشجويان ايراني در حسرت اين فناوري نمانند و خداي نکرده زبانم لال سيگاري نشوند، چند روش تقلب سنتي را برايتان مي‌نويسم، چه بسا با همين روش‌ها کلي آدم، از کلي دانشگاه، کلي مدرک بگيرند و بگذارند لب کوزه و آبش را بخورند و ديگر نگران گراني آب، پس از هدفمند شدن يارانه‌ها نباشند! در ضمن مراقب باشيد اين نوشته به دست مراقبان نيفتد تا شيوه‌ها لو نرود!

* با نفر جلويي هماهنگ کنيد که اگر گزينه «الف» درست بود، گوش سمت راست، اگر «ب» درست بود گوش سمت چپ و اگر «جيم» درست بود مهره سوم کمرش را تکان دهد. اگر هم گزينه هر 3 مورد صحيح بود، تمام اعضاي فوق را با هم بجنباند.

* قبل از شروع امتحان برگه تقلب را در فلاشتانک دست‌شويي جاسازي کنيد و سر جلسه امتحان به سراغش برويد. فقط بايد خوش شانس باشيد که نفر قبلي فلاشتانک را نکشيده باشد!

* احساسات استاد پاک‌تان را جريحه‌دار کنيد، پايين برگه بنويسيد که مشکل داشتيد و درس نخوانديد، مثلا بنويسيد: «صبح زود خونمون زلزله اومد، همه خانواده‌ام رو از دست دادم» يا «استاد جان، ديشب اين بچه تا صبح لگد مي‌زد، پدر سوخته!»

* برگه تقلب را يک جاي امن قرار دهيد. مثلا درون لوله خودکار، حفره‌هاي بيني يا دريچه آئورت قلب!

*«بلعيدن» برگه تقلب توصيه نمي‌شود چون هنگام استفاده تغيير ماهيت داده و خواندن آن به شدت مشکل مي‌شود!

* روزي 2 ساعت روي عضلات گردن‌تان کار کنيد تا بتوانيد به راحتي آن را 359 درجه بچرخانيد.

* تقلب را روي بخشي از بدن بنويسيد که به راحتي قابل دسترس باشد. مثل پشت لاله گوش!

* اصلا و اصولا کاري کنيد که مراقب به شما نزديک نشود. مثلا قبل از امتحان 2 کيلو سير بخوريد و هر 5 دقيقه يک بار پيرامون‌تان را از ته دل فوت کنيد!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠