«پروفسور بوبوس»؛ صحنه‌گردان يک حاشيه داغ!
نگاهي به نمايش «پروفسور بوبوس» که تبديل به حاشيه‌اي بزرگ شد

«پروفسور بوبوس»؛ صحنه‌گردان يک حاشيه داغ!

نویسنده :

مرتضي اخوان

اين روزها به قول شاعر «هر دم از اين باغ بري مي‌رسد»! براي دومين «مستقيم از پايتخت» سرکي به سالن نمايش اصلي تهران (تئاتر شهر) مي‌زنيم تا فارغ از هاي و هوي خسته‌ کننده سياست و اجتماع به تماشاي يک اثر فرهنگي که همانا نامش «تئاتر» است بنشينيم که از بد روزگار باز با يک رويداد مشکوک به سياسي روبه‌رو مي‌شويم. دومين گزارش ارسالي مستقيم از پايتخت براي «جيمي»‌هاي عزيز برمي‌گردد به همين رويداد. رويدادي که انصافا ما فقط و فقط مي‌خواهيم از دريچه فرهنگي و هنري به آن نگاه کنيم و تهي از هرگونه ديدگاه سياسي اجتماعي، شبهات و حواشي جالب اين ماجرا را دنبال کنيم. خوانندگان فرهيخته جيم لطفا تا پايان ما را همراه باشند.

اصل ماجرا چي بود؟
نمايش «پروفسور بوبوس» به کارگرداني آتيلا پسياني هنرمند نامي سينما، تلويزيون و البته تئاتر اين روزها در تالار اصلي،‌ مجموعه تئاتر شهر پايتخت روي صحنه است. نمايشي که با حضور هنرمندان شناخته شده‌اي چون رضا کيانيان، هانيه توسلي،‌ بابک حميديان و حتي خود آتيلا پسياني از همان روزهاي اول گمانه‌ها بر پرفروش شدن آن مي‌رفت. اتفاقي که بعد از يک هفته از شروع اجراي نمايش (نيمه اول ارديبهشت ‌ماه)‌ به طرز غيرمترقبه‌اي رخ نداد! يعني پيش‌بيني‌ها اشتباه از آب درآمد و کار چندان با استقبال عمومي روبه‌رو نشد. اما ماجرا از آن‌جا آغاز شد که زمزمه‌ها و شايعاتي حول کار به گوش رسيد. زمزمه‌هايي که شاخک‌‌هاي تيز دوستداران تئاتر را متوجه خود کرد! شايعاتي که در خصوص نويسنده اثر «آلکسي فايکو» و نيز سياسي بودن کار به گوش مي‌رسيد. اين اولين بارقه‌هاي فروش مافوق تصور بليت اين کار بود. تا جايي که پيش‌فروش بليت اين اثر به يک‌باره براي 10 روز قطع شد و ديگر حتي براي ايستادن کنار سالن تئاتر شهر جايي باقي ‌نمانده بود و همه متعجب از اين هجوم يک‌باره مردم به سالن اصلي تئاتر شهر شده بودند. ماجرا از اين هم جالب‌تر مي‌شود.

ما چه نقشي داشتيم؟
درست در همين شلوغي بازار شايعات و حواشي ريز و درشتي که در پايتخت حول تئاتر مي‌چرخيد، نگارنده (خبرنگار اعزامي جيم به تهران) براي وارسي بيشتر ماجرا با رضا کيانيان تماس گرفت تا در يک گفت‌وگوي کوتاه تلفني ماجرا را از زبان کيانيان جويا شود. تماس تلفني که با جدل از پشت گوشي نافرجام باقي ماند. کيانيان که از درخواست مصاحبه پيرامون حواشي ايجاد شده در کار «پروفسور بوبوس» عصباني بود، در گفت‌وگوي کوتاهي که در پشت تلفن با نويسنده اين مقاله داشت، اين‌چنين گفت: «اين چه سوالاتي است که از من مي‌پرسيد؟! مگر وقتي يک احمق (تاکيد عجيب رضا کيانيان) يک چيزي مي‌گويد ما بايد جوابش را بدهيم؟! اصلا شما که با من تماس گرفتيد خودتان در مورد آلکسي فايکو نويسنده کار تحقيق کرديد؟! نه! قطعا نکرديد. شما ايميلت را بده تا من رفرنس‌هاي لازم را به شما بدهم. اين چه اوضاع نابه‌ساماني است که شما خبرنگارها درست کرديد؟ شما مي‌‌خواهيد من را هم به حاشيه ببريد. کارنامه کاري من و آتيلا روشن است. اصلا نيازي نيست ما را با اين حرف‌ها متهم کنيد. مردم خودشان ما را مي‌شناسند. من اصلا نمي‌دانم اين حرف‌ها چيست؛ کار سفارشي و اين‌ چيزها!...» بعد از پايان اين مکالمه و به فاصله يک روز از اين ماجرا کيانيان که گويا ذهن‌اش عجيب درگير اين گفت‌وگو شده بود در يک يادداشت به شدت گلايه‌آميز در روزنامه شرق به نوعي واکنش و ناراحتي خود را از اين گفت‌وگو ابراز داشت. تا جايي که در قسمتي از يادداشت‌اش که در دفاع از «پروفسور بوبوس» بود، به ماجراي تماس تلفني خبرنگار جيم اشاره کرد. اين هم نوعي از موش‌دواني يک «جيمي» در حاشيه‌هاي اين اثر بود که دوباره ماجرا را در سطح رسانه‌اي داغ و داغ‌تر کرد. تا جايي‌که فرداي روز درج يادداشت قهرآميز کيانيان، به تاريخ 12 خرداد 89 احمد طالبي‌نژاد باز در يادداشتي جوابيه‌اي قاطع به حرف‌هاي رضا کيانيان داد و آشکارا حمايت خود را از «جيمي» اعزامي به تهران ابراز داشت!

حاشيه‌ها از کجا شروع شد؟
نمايش «پروفسور بوبوس»‌ درامي آشکارا سياسي اجتماعي است که به تحولات و حوادث و رويداد‌هاي عصر‌ لنين مي‌پردازد. در اين نمايش به طرز جالبي اتفاقات و تحولات به شکل و شمايل حوادث و رويدادهاي سياسي اجتماعي اخير جامعه ايران رقم مي‌خورد! اين خود بهترين بهانه است براي اين‌که برخي از منتقدان و تماشاچيان حرفه‌اي تئاتر دنبال ماجرا را بگيرند. آن‌ها که به متن مشکوک شده‌اند، به سراغ پيدا کردن اصل متن و مشخصاتي از نويسنده اثر مي‌‌روند. در همين اثنا دختر جواني که خود را منتقد تئاتر مي‌داند در وبلاگش مطلبي مي‌گذارد مبني بر اين‌که در اينترنت جست‌وجو کرده است و اصلا چنين نويسنده‌اي وجود ندارد. بعد از آن تلاش منتقدان هم براي يافتن نام «آلکسي فايکو» نويسنده اثر در اينترنت بعد از جست‌وجو به 3 زبان روسي، انگليسي و فرانسوي بي‌نتيجه مي‌ماند و اين کاملا به شايعات دامن مي‌زند. شايعاتي که ديگر بر سر زبان‌ها افتاده است. زبان‌هايي که مي‌گويند اين اثر کاملا رنگ و بوي سياسي دارد و نوشته خود پسياني است. نمايشي که انگ سفارشي بودن بر آن مي‌‌خورد. و اما...

حقيقت کدام است؟
اما اين‌که پشت اين ماجراها حقيقتي هم پنهان است، امري است بديهي! ما که با توجه به کارنامه درخشان همشهري‌مان رضا کيانيان و از آن طرف هنرمند تراز اولي مثل پسياني باورمان نمي‌شود، «پروفسور بوبوس» با انگيزه‌هاي سياسي جانبدارانه از سوي پسياني و آن هم به سفارش دولت ساخته شده باشد، اما شما خود دانيد! اين‌که در نمايش «پروفسور بوبوس» آشکارا سران انقلاب‌هاي خودجوش مردمي، آن هم با نمادهاي رنگي که نمايش داده مي‌شود، انسان‌هايي طماع، دو دوزه‌باز، رياکار و پول‌پرست هستند قطعا اذهان عمومي را با توجه به فضاي سياسي روز جامعه، مشکوک مي‌کند. اما يقينا به قول يکي از رفقا نمي‌‌توان با يک اثر، آن هم اثري که مشکوک است تمام کارنامه کاري مطلوب امثال کيانيان و پسياني را ناديده گرفت و شديد‌اللحن‌ترين اتهام‌ها را به آن‌ها وارد کرد.

خلاصه ما که باورمان نمي‌شود!
شما خود دانيد...

ماجرا کجا شور خورد؟
در يکي از جلسات نقد و بررسي «پروفسور بوبوس» يکي از خبرنگاران از پسياني در مورد نويسنده اثر و شايعات مربوط مي‌پرسد و پسياني در پاسخ به ذکر اين نکته بسنده مي‌کند که: «30 سال قبل متن نمايش را آقاي رضا قيصريه به من دادند که در آن روزها فرصت اجرا دست نداد، اما الان فرصتي شد تا به انتظار 30 ساله‌ام براي ساخت اين اثر پايان دهم»! جملات عجيبي که نه تنها مشکل را حل نکرد بلکه سوالات زيادي را در ذهن به وجود آورد. از جمله اين‌که چرا بعد از 30 سال و درست در شرايط کنوني پسياني تصميم به اجراي اين کار گرفته است؟! از طرفي ديگر آش ماجراهاي اجراي «پروفسور بوبوس» و حواشي آن، زماني بيشتر شور خورد که کار رسانه‌اي‌تر شد و درست در تاريخ دوم خرداد به‌طور همزمان دو روزنامه «شرق» و «فرهنگ‌ آشتي» به جنگ يکديگر رفتند! فرهنگ آشتي يادداشتي از «فروغ سجادي» درج کرد، مبني بر اين‌که «آيا نويسنده پروفسور بوبوس واقعي است؟!»‌ و شرق هم با يادداشت‌هايي از «رضا قيصريه» و «مينا اکبري» به استقبال اين يادداشت رفت. ماجرا بالا مي‌گيرد...

آيا نويسنده «پروفسور بوبوس» واقعي است؟!
فروغ سجادي: «حدود يک ماه است آتيلا پسياني کارگرداني که داعيه تئاتر تجربي و آوانگارد دارد، نمايشي کمدي و مطابق با ذوق مخاطب عام را در تالار اصلي تئاتر شهر اجرا ميکند و بليتهاي نمايش خود را به بهاي 10 هزار تومان به فروش ميرساند.»

نمايش «پروفسور بوبوس» با بازي بازيگران سرشناس سينما «رضا کيانيان»، «هانيه توسلي»، «بابک حميديان» و خود آتيلا پسياني، مخاطباني از سينهچاکان و مشتاقان چهرههاي دوست داشتني سينما در يک کمدي دارد.

به گفته آتيلا پسياني، نويسنده اين نمايشنامه روسي يک نويسنده گمنام به اسم «الکس فايکو» است که اين متن را پس از جريان انقلاب مردمي روسيه نوشته است و ترجمه اين کتاب سال‌ها پيش توسط «رضا قيصريه» انجام و به پسياني ارائه شده، اما تاکنون اين اثر به صورت کتاب منتشر نشده و تنها از طريق مترجم حدود 30 سال پيش به دست پسياني رسيده است.

او همچنين در نشست مطبوعاتي خود در پاسخ به پرسشهاي بيشمار خبرنگاران در باره علت اجراي اين نمايش در شرايط کنوني ميگويد که در همان سالهاي بعد از انقلاب اسلامي تصميم داشته اين نمايش را به صحنه ببرد، اما شرايط اين اجرا فراهم نميشود و امسال به طور ناگهاني زمينه آن پس از 30 سال به‌ وجود ميآيد.

با توجه به محتواي اين نمايشنامه و تغيير ناگهاني شيوه کار آتيلا پسياني، کارگردان متعصب و معتقد به تئاتر بدون ديالوگ و آوانگارد، فرضيه سفارشي بودن اين نمايش بيشتر بالا ميگيرد.

از سويي نزديک بودن داستان نمايش «پروفسور بوبوس» به اتفاقات اخير ايران و از سوي ديگر ناشناس بودن و نبودن هيچ اطلاعات درستي از الکس فايکو يا الکسي فايکو در دنياي اينترنت، اين احتمال را در ذهن مخاطب گسترش مي‌دهد که متن توسط خود پسياني و در نکوهش تمام انقلابهاي خودجوش مردمي نوشته شده است.

يکي ديگر از دلايل شدت يافتن اين احتمال، نبود هيچ اطلاعاتي از خالق اثر در بروشور نمايش است. در چنين مواردي، بروشورهاي نمايشهاي سالن اصلي که ويژه مخاطبان عام تئاتر است، معمولا با مشخصات و بيوگرافي و توضيحاتي مختصر و مفيد درباره نويسنده و آثار و دوره زماني آن منتشر مي‌شود، اما در بروشور نمايش «پروفسور بوبوس» خلاف معمول هيچ نشان و توضيحي درباره نويسنده اثر جز يک اسم يافت نميشود.

وقتي به دنياي پراطلاعات اينترنت مراجعه شود و نام الکس فايکو به 3 زبان مهم دنيا، انگليسي، فرانسوي و آلماني جست‌وجو شود باز هم با کمال شگفتي ميبينيم نمايشنامهنويسي به اين نام يافت نميشود و تنها يک کاريکاتوريست کوبايي به اين نام در دنياي عجيب اينترنت وجود دارد که اتفاقا در دوره معاصر هم زندگي ميکند.

اين در حالي است که برخي از سايتهاي شخصي و تخصصي ادبي در ماه گذشته نوشتند که ترجمهاي به اين نام از رضا قيصريه مترجم داستانهاي کوتاه و رمانهاي بلند وجود ندارد!

«پروفسور بوبوس» که داستاني کميک درباره چگونگي شکلگيري انقلابهاي مردمي است به سرزنش سران جنبشهاي خودجوش مي‌پردازد که با فريب جامعه آرمانطلب و راهاندازي انقلاب منافع شخصي خود را دنبال مي‌کنند. اين نمايش اين روزها با حمايت مرکز هنرهاي نمايشي و تبليغات فراوان در سالن اصلي تئاتر شهر به صحنه ميرود و با استقبال مردم نيز مواجه شده است.

نظرات کاربران
کد امنیتی