خودت با ماشينت روي هم چند؟!

خودت با ماشينت روي هم چند؟!

نویسنده :

 پيمان 22 ساله و توي ميلاد زندگي مي‌کند. پيمان که به گفته خودش، تا زماني که پول 206 را کامل به مادرش ندهد، نمي‌گويد ماشين خودمه، سه ماه نامزده کرده است و دانشجوي عمران دانشگاه آزاد است. او معتقد است سراغ يک پسر پاستوريزه آمديد و امروزتان را هدر داديد! پيمان درباره اين سوال که چرا «دور مي‌زنيد؟» مي‌گويد:

يک جايي ديگر به من نشان بدهيد که بروم آن‌جا! مي‌آييم اين‌جا آدماشو مي‌بينيم‌، ‌وقت مي‌گذرانيم و بعد مي‌رويم خانه. هفته بعد کلاس‌هامون شروع مي‌شود و امتحانات. بعد دوباره براي وقت تلف کردن مي‌آييم اين خراب شده!

اگر اسمش خراب شده است، چرا مي‌آيي؟

خراب شده است ديگه‌. آدم هر جا که مثلا تفريح مي‌کند که مکان عالي نيست.

خب از اين دور زدن و چرخيدن قراره چي اتفاقي بيفتد؟ دور مي زنيد، آدم‌ها رو نگاه مي‌کنيد و بعد چي...

آخه دور زدنم هم بنزين مي‌خواهد. از کجا بنزين بياريم، بالاخره توي تفريح بايد به صرفه بودنش هم توجه کرد.

هر پنجشنبه جمعه مي‌آييد يا هر روز؟

هر زمان حوصله‌مان سر برود مي‌آييم اين‌جا.

زمان و مکان نداره؟

نه چندان، اما معمولا پنجشنبه شب‌ها که خيلي بگير بگيره مي‌آييم که هيجانش بيشتره!

تا به حال پليس هم بهتان گير داده؟

به من! آره 5-4 سال پيش بود آن هم به خاطر آلودگي صوتي!

هر کسي با ماشين مدل بالا مي‌آيد، به قصد جلب توجه است؟

مملکت آهن پرستي داريم. ممکنه طرف، ژيان داشته باشه اما آن‌قدر بهش رسيده باشه که جلب توجه کند! باباي طرف رفته يک جا زمين ‌يا آپارتمانش را فروخته و واسه پسرش ماشين بالاي 60-70 ميليوني خريده!‌

خودت براي جلب توجه چيکار مي‌کني؟

من! دوست ندارم جلوي چشم باشم.

چه‌قدر از آدم‌هايي که اين‌جا دور مي‌زنند تکراري‌اند؟

حالم ازشون به‌هم مي‌خورد،‌ همشان تکراري‌اند. خيلي از اين‌ها که اين‌جا مي‌آيند حتي دست‌شان توي جيب‌شان هم نمي‌رود.

ميلاد هم خيابان عريضي دارد، چرا اطراف منزل‌تان دور نمي‌زنيد؟

ببينيد! بايد ببيني آن چيزي را که مي‌خواهي کجا داره. آن‌جا صداي خانواده‌ها درمي‌آيد! اين‌جا ساعت 2 ظهر هم دور مي‌زنند. اين‌جوري نگاه نکنيد خانواده‌هامون کلي به ما گير مي‌دهند. کلي قوانين داره!

همه کساني که مي‌آيند اين‌جا مرفه‌اند؟

من اين‌جا ديده‌ام کسي که با رنوي سپند و پيکان آمده،‌ درکنارش هم کسي با لامبورگيني جولان داده است.

علم را ترجيح مي‌دهي يا ثروت؟

الان بابا‌هاي ما زجر‌کش کردن خودشان را که درس بخوانند اما در نهايت چي؟! حداقل چيزي که دارد اين است که با نون حلال بزرگ شديم. آدم بايد طبعش بالا باشه تا به همه جا مي‌رسه! يک زماني سوار ماشيني مي‌شدم که توي مشهد تک بود! اون زمان هم اطرافيانم همان کساني بودند که الان هستند. من با همين ماشينم توي هر جمعي بنشينم بازم مي‌گويم دانشجويم! ‌اما اوني که پشت ماشين خداتومن قيمت باباش مي‌نشينه اگه ازش بپرسي چيکاره‌اي ميگه بابام کارخونه داره! آخه آدم حسابي تو رو به بابات چه! به هر حال اگه قراره آدم پولدار بشه و خودش رو فراموش کنه و دو رو برياش رو يادش بره، بهتر که صد سال سياه نداشته باشه! طرف نشسته پشت گالاردو 320 ميليوني اما من 4 سال درس خواندم. اون با ماشينش مي‌تواند ادعا کند و من با 4تا فرمولي که توي ذهنم دارم ادعا مي‌کنم.

نظرات کاربران
کد امنیتی