وقتي کسي به فکر تفريح نباشد

وقتي کسي به فکر تفريح نباشد

نویسنده :

مريم توکلي

براي بررسي عواقب نبود تفريح در بين جوانان به سراغ دکتر ابراهيمي، جامعه شناس و مدرس دانشگاه مي‌رويم. گفت‌وگو را با علت بي‌توجهي و نداشتن جايگاه ويژه تفريح در بين جوانان شروع مي‌کنيم. او توپ را به زمين مسئولان و متوليان اين مهم مي‌اندازد و مي‌گويد: «متاسفانه با وجود اهميت مقوله تفريح، شادي و شادابي، کمتر مسئولي را مي‌بينيم که در اين مورد حتي صحبت کند چه برسد به اين که در وادي عمل پا بگذارد!» به اعتقاد اين جامعه شناس علاوه بر اين که تفريح و سرگرمي مسئول مشخص و يگانه‌اي ندارد، بعضا همان مسئولاني که در اين مورد صحبت مي‌کنند به گفته‌ها و شعارهاي خود نيز جامه عمل نمي‌پوشانند. او اين دو نکته را از دلايل اصلي وجود ضعف در مقوله شادي جوانان مي‌داند. البته اين کم توجهي مسئولان نيز از علت‌هاي بي‌اهميت دانستن شادي در کشور ماست.

آيا تفريح در تقابل با دين است؟
«دکتر ابراهيمي» صحبت‌هايش را اين طور ادامه مي‌دهد: «بعضي از ساده انديشان با برداشت‌هاي اشتباه از دين، بر اين باورند که اصل شاد بودن با دين در تضاد و تقابل است! و اين مسئله با نگاه آخرت گرايانه جور در نمي‌آيد. در صورتي که اين چنين نيست و اتفاقا افراد با ايمان هميشه لبخندي بر لب دارند و از ديگر افراد جامعه شادترند.»

اما به راستي سرکوب کردن نشاط و شادي در جوانان چه عواقبي را به دنبال دارد؟

اين دومين سوالي است که از اين مدرس دانشگاه مي‌پرسم، او در پاسخ مي‌گويد: «عکس‌العمل‌هاي متفاوتي را مي‌توان مشاهده کرد. يکي از آن‌ها اين است که جوان منزوي مي‌شود و گوشه‌نشيني را برمي‌گزيند و هر چه به سنين بالاتر برود، بيشتر به افسردگي نزديک مي‌شود. اما يک حالت ديگر هم مي‌توان متصور شد و آن اين که جوان، شاد بودن را به گونه‌اي ديگر انتخاب مي‌کند. خوشي‌هاي لحظه‌اي و بدون هدف و البته زيرزميني و دور از چشم جامعه. خب در اين حالت عواقب پيدا و پنهان اين سرخوشي‌ها و دورهم نشيني‌ها براي همه مشخص است.»

وضعيت تفريح در شهرستان‌ها
* اما ضربه‌اي که کمبود و نداشتن امکانات وارد مي‌کند را نيز نبايد ناديده گرفت. به نظر ابراهيمي وقتي جوان جايي را براي شادي کردن و خالي کردن انرژي جواني‌اش نداشته باشد، به ونداليزم (تخريب اموال عمومي) روي مي‌آورد. صندلي‌هاي اتوبوس را پاره مي‌کند، او اين کار را از سر تفريح انجام مي‌دهد نه از روي عناد با سازمان اتوبوسراني! او تنها مي‌خواهد خودش و دوستانش لحظه‌اي شاد باشند. يا مثلا بر روي آثار باستاني و تاريخي و حتي بر روي مقبره مشاهير يادگاري مي‌نويسد. چرا که او به دليل نبود اماکن تفريحي به اين اماکن آمده است. در واقع او راه را اشتباه آمده! در صورتي که اين چنين مقبره‌هايي محلي براي شادي کردن و تفريح کردن نيستند! اين اماکن هويت و شناسنامه يک کشورند. مزاحمت‌هاي خياباني نيز از ديگر مسائلي است که شايد ريشه در همين کمبودها و بي‌توجهي‌ها داشته باشد، به هر حال وقتي پارکي براي نشستن وجود نداشته باشد جوان سر چهارراه مي‌ايستد.

دکتر ابراهيمي در پايان گفت‌وگو، گريزي به وضعيت اماکن تفريحي در شهرستان‌ها مي‌زند، او در حالي که وضعيت آن جا را از اين حيث بسيار آشفته‌تر ذکر مي‌کند، مي‌گويد: «بر کسي پوشيده نيست که جوانان بيشتر از ديگر گروه‌هاي سني در تيررس تهاجم فرهنگي دشمن قرار دارند که يکي از اين تهاجم‌هاي فرهنگي ورود و اشاعه سي‌دي‌هاي غير اخلاقي است. اين هجمه در حالي صورت مي‌گيرد که بسياري از شهرستان‌هاي مرزي ما حتي يک سينما ندارند. شهر مرزي تايباد که متاسفانه به دليل همسايگي با کشور اشغال شده افغانستان بيشتر در بستر تهاجم فرهنگي قرار دارد، نمونه بارز اين ضعف مسئولان فرهنگي کشور است. آيا اکران فيلم‌هاي سينمايي که بيانگر هويت ايراني هستند، نمي‌توانند مانعي باشند براي رکود بازار سي‌دي‌هاي بيگانه که تيشه به فرهنگ و ديانت ما مي‌زنند؟! چرا بايد مردم تايباد از داشتن يک سينما ولو با امکانات محدود و ناچيز محروم باشند؟! البته وضعيت تنها شهر بازي اين شهر نيز دست کمي از سينماي اين شهر ندارد.»

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات