وقتي فقط پول حرف اول را مي‌زند!
مروري بر تفريحات داران و ناداران

وقتي فقط پول حرف اول را مي‌زند!

نویسنده :

سعيد برند

خدا بگويم چه‌کارت کند «مسعود ده نمکي»! يک سريال ساختي به نام «دارا و ندار» و کل انفسهم را به همين دو دسته متقسم کردي، حالا ما هم مجبوريم هميشه آدم‌ها را به همين دو دسته تقسيم کنيم و آن‌ها را مقابل هم بگذاريم و با يکديگر بمقاسيم. هر چند مقايسه هميشه جواب داده است، ولي گاهي اوقات مقايسه اصلا جواب نمي‌دهد! مثل مقايسه ضريب هوشي پسران و دختران! چرا که نتيجه از قبل معلوم است و ما هم حوصله جوابيه چاپ کردن را نداريم. اما براي اين که يک مقايسه درست از آب در بيايد، بايد همه شرايط و متغيرها ثابت باشند و تنها آن متغيري که مي‌خواهيم مقايسه‌اش کنيم تغيير کند! باور کنيد مقايسه دو گروه که تنها نقطه اشتراک‌شان دوست داشتن قورمه سبزي مامان پز است، اصلا و اصولا کار عاقلانه‌اي نيست!

تفريحات داران
يکي از تفريحات کمي تا قسمتي سالم و گاهي اوقات ناسالم جوانان دارا، رسيدگي به وضع ظاهر است! يعني همان جلوي آينه ايستادن خودمان. معمولا پسرها به دليل کلفتي ابروان مجبورند وقت بيشتري صرف اين تفريح کنند، اما در مقابل دختران دارا در اين تفريح مجبورند پول بيشتري خرج کنند، به هر حال يک جراحي بيني حتي اگر کيلويي هزار تومان هم حساب کنيم، باز هم 5 يا 6 ميليون هزينه دارد.

خريد کردن از ديگر تفريحات اين قشر است. اين طفلکي‌ها مجبورند پولان پدر طفلکي‌تر خود را به هر نحوي شده بخرجند. براي همين بعدازظهر توي پاساژها در حال چرخش هستند و به محض رويت هر جنس بنجلي آن را خريداري مي‌کنند. حالا اين بنجل مي‌تواند يک کيليپس صورتي دخترانه باشد يا يک پاجروي 2 در مشکي متاليک! (البته خداييش اين دومي بنجل محسوب نمي‌شود، در ضمن پولان جمع پول است)

تجربه نشان داده که براي عده‌اي از اين آدم‌ها، دانشگاه رفتن نوعي تفريح به حساب مي‌آيد. به هر حال همين که جوان دارا به دانشگاه برود، با همکلاسي‌ها گپي بزند و با استاد چک و چانه‌اي بزند، خودش بزرگ‌ترين سرگرمي است! البته دختران اين قشر هدفشان از رفتن به دانشگاه کمي منطقي‌تر است، آنان انگيزه دارند، بي‌خودي که 5 يا 6 ميليون خرج برداشتن 2 کيلو از روي دماغ را نداده‌اند، اصلا و اصولا تشکيل خانواده يک انگيزه مهم است و به هيچ کسي حتي به بنده هم مربوط نيست!

به هر حال هر کاري که آدم انجام دهد بالاخره آخرش دلش مي‌گيرد و احتياج به مسافرت پيدا مي‌کند. اين موجودات هم از اين قاعده کلي مستثني نبوده و سالي 4 يا 5 مرتبه به مسافرت داخلي يا خارجي مي‌روند. البته منظور از داخل، داخل منطقه است، چرا که دبي براي خيلي از اين موجودات در حکم طرقبه و شانديز است! و به نحوي که با بستني فروش آن‌جا سلام و عليک دارند.

اگر شکم را جزئي از اجزاي بدن آدمي‌زاد حساب کنيم، بدون شک خوردن هم نوعي تفريح به حساب مي‌آيد! البته منظورمان از خوردن، غذا خوردن نيست، چرا که غذا خوردن واجب است و کار واجب تفريح نيست. منظورمان همان خوردن نوشيدني است که دور هم نوشيده مي‌شود. پسران دارا، علاقه خاصي به نسکافه يخ دارند و دختران دارا ايستک هلو را ترجيح مي‌دهند.

آخرين تفريح، تفريح است. معمولا اين قشر هميشه با سر رفتگي حوصله مواجه‌اند. آنان هميشه گلايه دارند که چرا هيچ تفريحي ندارند؟!

تفريحات ناداران
يکي از تفريحات واجب اين قشر زدن سيلي به صورت است، چرا که آن‌ها رسيدگي به وضع ظاهر را بسيار مهم مي‌دانند و بر اساس اوضاع جيبي مجبورند با سيلي صورت مذکور را سرخ نگاه دارند. البته يک پسر نادار علاوه بر صورت سرخ، موي پشت بلندي هم دارد که آن را با دنيا عوض نمي‌کند. دختران نادار هم اگر فرصتي گير بياورند حتما سري به کيف لوازم آرايش خواهر تازه عروس خود خواهند زد و دلي از عزا به در خواهند کرد.

قطعا ورزش يک تفريح مهم است. برخي از پسران اين قشر ورزش‌هايي نظير کفتر بازي روي پشت بام، موتور سواري دست ول توي بولوار فرودگاه و البته دعوا را بسيار دوست مي‌دارند! برخي دختران نادار نيز در سنين کودکي به بازي «لي‌لي» در کوچه پرداخته و در سنين بزرگسالي به بازي پوست کردن باقالي با غيبت در منزل مي‌پردازند!

ناداران نيز به ‌مانند هر موجود جان‌دار ديگري اهل مسافرت هستند. با اين تفاوت که آن‌ها هر هفته به مسافرت مي‌روند! به طوري که بعد از ظهر پنج‌شنبه هر هفته موکت توي اتاق را برداشته و به دل فضاي سبز محل مي‌زنند، سرگرمي هم برادر تفريح است. سرگرمي پسران نادار نشستن در سر کوچه است! ولي دختران نادار که عاقل‌تر از پسران نادار هستند از سرگرمي‌هاي خود به نحو احسن استفاده مي‌کنند، «منجوق دوزي» و تزئين اجناس جهيزيه و همچنين ساکت کردن بچه‌ها در غياب مادر به عنوان تمريني براي آينده، از جمله سرگرميات دختران نادار است! البته در اين مورد مطالعه کتاب آيين شوهرداري هم به ندرت ديده شده است.

هر چند که ناداران امور مربوط به شکم را جزو امور سخيف و کوچک مي‌شمارند، اما بدشان نمي‌آيد که گه‌گداري يک نوشيدني هم بزنند توي رگ! اولين نوشيدني که به ذهن پسران اين گروه مي‌رسد، بي‌شک سر کشيدن يک شيشه نوشابه کوکاي سياه تگري است. دختران نادار هم گل گاوزبان را از هر چيز ديگري بهتر و مناسب‌تر مي‌دانند.

و اما کار (در صورت يافتن) بزرگ‌ترين تفريح اين قشر است. تجربه نشان داده که آنان معمولا از کار کردن خسته نمي‌شوند.

تذکر
در اين متن براي پرهيز از هرگونه بد‌آموزي، به شدت از نوشتن و معرفي تفريحات ناسالمي چون قليان کشيدن، تماشاي فيلم سينمايي دلداده، وب‌گردي و خوابيدن تا لنگ ظهر، پرهيز کرديم تا مبادا چشمان و گوشان کسي باز شود!

نظرات کاربران
کد امنیتی