قلمرو ارواح سرگردان

قلمرو ارواح سرگردان

نویسنده :

معروف‌ترين روحي که ادعا مي‌شود در طول 150 سال گذشته بارها در کاخ سفيد ديده شده، روح «آبراهام لينکلن» است
ترس اولين حسي است که با شنيدن خانه ارواح به وجود مي‌آيد، حتي اگر اين خانه‌هاي مرموز که خيلي‌ها مي‌گويند پاتوق ارواح سرگردان است، کيلومترها از ما فاصله داشته باشد. بين همه اين مکان‌هاي عجيب که شايعات زيادي درباره ديده شدن ارواح در آن‌ها وجود دارد، بعضي جاها بيشتر از بقيه در مرکز توجه است. صداي ناله يک زن و خراشيده شدن ناخن روي ديوار چوبي و يا فريادهاي مبهم يک کودک در فضاي باد تمام حس مشترکي است که در اين مکان‌ها وجود دارد. ترس عاملي است که باعث خرافه‌هاي زيادي مي‌شود، مردم ناشناخته‌ها را هرطور که دوست دارند توصيف مي‌کنند، به همين دليل چنين داستان‌هايي نقل مي‌شود.

ارواح کاخ سفيد
معروف‌ترين ساختمان‌هاي دنيا هم مي‌تواند پاتوق ارواح باشد، پايه‌هاي ساختمان کاخ سفيد در 13 اکتبر 1729 به زمين کوبيده شد و در نوامبر 1800 عمليات آن به پايان رسيد، افراد زيادي مدعي شدند که در اين ساختمان شبح وجود دارد. در يکي از گزارش‌هاي ثبت شده هري والترز (افسر فرمانده کاخ سفيد) و سه افسر ديگر مدعي شدند که وقتي در يکي از شب‌ها در کنار هم ايستاده بودند حضور يک شبح را حس کرده بودند. همگي آن‌ها هواي خنکي را که بين آن‌ها رد شده بود، به خوبي حس کرده بودند. بسته شدن خود به خودي يک در را در مقابلشان ديده بودند.

اما معروف‌ترين روحي که در طول 150 سال گذشته در کاخ سفيد ديده شده است، روح آبراهام لينکلن است. بيشترين گزارش ثبت شده مبتني بر وجود روح لينکلن، به زمان کابينه فرانکلين روزولت بر مي‌گردد؛ شايد به دليل اين‌که هر دو آن‌ها در زمان جنگ در راس قدرت بودند. ملکه هلند که ميهمان کاخ سفيد بوده است مدعي شده روح لينکلن را به چشم ديده است. شاهدان ديگري از جمله تئودور روزولت و هوبرت هور هم صداي ضربه به در اتاق خوابشان را شنيده‌اند. در اين بين، چند نفر از منشي‌هاي کاخ سفيد هم ادعا کرده‌اند که روح لينکلن را در حالي که روي تخت نشسته و در حال درآوردن پوتينش بوده، ديده‌اند.

افسانه پل دست سبز
اولدلنسفورد رود صد سال پيش شلوغ‌ترين و پررفت و آمدترين معبر بود. با اين‌که اين منطقه متروکه است، ولي هنوز هم الوارهايي که از قديم‌الايام روي نهر کين قرار داشته‌ است، پل دست سبز ناميده مي‌شود. در ماه اکتبر سال 1988 دو تن از اهالي لانکاستر کانتي که مي‌خواستند نامشان مجهول بماند، داستان افسانه پل دست سبز را براي نشريه محلي تعريف کردند. داستان آن چنين است: يکي از مردها در حالي که به کنار نهر اشاره مي‌کرد گفت يک شب من و چند تا از دوستانم به اين‌جا آمده بوديم. همان شب آن را ديدم که روي نهر حرکت مي‌کرد. درست زير پل. رنگش سبز بود و آهسته از آب بيرون مي‌آمد. فقط يک دست سبز ديده مي‌شد. مردم مي‌گويند نهري که در زير آن پل قرار دارد، زماني صحنه نبردي سخت در هنگام جنگ داخلي آمريکا بود. در اين نبرد دست يک سرباز جوان انگليسي با شمشير يک آمريکايي قطع شد و درون آب درست زير پل افتاد. هرازگاهي در شب‌هايي که ماه در آسمان مي‌درخشد و زمين را روشن مي‌کند، در تاريکي نقره‌فام مي‌توان دست سبزي را ديد که از آب بيرون مي‌آيد و به دنبال بدن گمشده و شمشير خود مي‌گردد.

جاي پاي شيطان
در دل درختزارهاي انبوه کاج در «ايندين لند» آمريکا زميني دايره شکل و تيره‌رنگ به چشم مي‌خورد که هيچ گياهي در آن نروييده است. کساني که براي نخستين بار از کنار اين دايره عبور مي‌کنند بلادرنگ مي‌انديشند چه چيزي سبب شده است اين قطعه زمين اين‌قدر با اطراف خود در تضاد باشد. خاک تيره اين منطقه آن‌قدر سفت است که دسته تبر هر کسي را که بر آن ضربه بزند مي‌شکند. هيچ اثري از حيات در آن يافت نمي‌شود. نه کرم خاکي، نه سوسک و نه حتي يک دانه علف در آن به چشم نمي‌خورد. حتي حيوانات هم به آن داخل نمي‌شوند و آن را دور مي‌زنند. بدتر از همه اين‌که مي‌گويند اگر کسي وسط دايره بايستد احساس عميقي از ترس، دلهره و تهوع بر او مستولي مي‌شود. اگر سنگ يا چوب روي آن قرار دهيد و برويد، روز بعد که بازگرديد اثري از آن سنگ‌ و چوب‌ به چشم نمي‌خورد.

ولي اين‌جا چه اتفاقي افتاده است؟ آيا اين دايره جايگاه شيطان است؟ سرخپوستان اين منطقه اين‌طور فکر مي‌کنند. آن‌ها معتقدند اين دايره جاي پاي شيطان است. افسانه‌هاي کهن حاکي از آن است که اين دايره لم‌يزرع زماني محل به مجازات رساندن محکومان سرخپوست بوده است. به همين دليل ارواح شيطاني هميشه در آن محل پرسه مي‌زنند و منتظر روح‌هاي محکوم شده هستند. سرخپوستان مي‌گويند شب‌هايي که ماه در آسمان نيست و هيچ بادي نمي‌وزد و هيچ صدايي از درختان اطراف به گوش نمي‌رسد، وقتي همه چيز در حال سکون است، در آن هنگام شيطان خود را در آن‌جا نشان مي‌دهد.

ارواح آلکاتراز
هر روز به هنگام غروب آفتاب، وقتي آخرين قايق گردشگري، مسافران خود را از اين پايگاه دورافتاده و بادگير مي‌برد، يک نفر تنها در جزيره جا مي‌ماند. او نگهبان شب آلکاتراز است. «گريگوري جانسون» در زير نور چراغ قوه خود جاي جاي اين زندان دلگير را که زماني محل نگهداري بدذات‌ترين جنايتکاران و قاتلان بوده است، درمي‌نوردد. او در حالي که نور را به سوي در نيمه باز سلول انفرادي مي‌اندازد مي‌گويد: «هي آن صداي چيه؟» مکثي مي‌کند و شانه‌هايش را در برابر يکي ديگر از اسراي آلکاتراز بالا مي‌اندازد و زيرلب مي‌گويد: مرد فکرش را هم نکن که يک شب بدون اسلحه بيرون بيايي. تا هنگام سپيده‌دم که اولين قايق گردشگري به جزيره مي‌آيد، مرد در جزيره شيطاني آمريکا با توهمات و ترس‌هاي خود دست و پنجه نرم مي‌کند. سال‌ها پيش آلکاتراز آخرين ايستگاه زندگي 1576 قاتل و جنايتکار و معروف‌ترين کلاه‌برداران آمريکا بود. اين پايگاه که به «صخره» معروف بود، به دليل سلول‌هاي تنگ و تاريک و شرايط سختش معروف بود. بعد از اين‌که در سال 1963 اين زندان بسته شد، باز هم آلکاتراز مامن زندانيان بيچاره خود ماند. مرداني که زماني در آن‌جا به زنجير کشيده شده بودند. با اين‌که ديگر هيچ زنداني در آن نيست ولي هنوز هم حس غريبي در آن موج مي‌زند. حسي توام با دلهره و وحشت. طوري که هيچ‌گاه به ويژه در هنگام شب انسان در آن جزيره احساس آرامش نمي‌کند. بعضي‌ها معتقدند اين احساس غريب به خاطر وجود ارواح کساني است که در آن زندان مرده‌اند. آيا اين حرف صحت دارد؟

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨