مارا به سخت جانی خود این گمان نبود
یادداشت

مارا به سخت جانی خود این گمان نبود

نویسنده : سینا واحدی

روزهای عجیب و غریب سال 97 را به گونه‌ای گذراندیم که فشارهای توامان اقتصادی ما را دچار چالش‌های بی امان می‌کرد. من به عنوان فرزند دهه هفتاد ایران که در این روزگار قدم به زندگی متاهلی گذاشته و کم کم دارم پایه‌های زندگیم را بنا می‌گذارم شاید بیشتر از کسانی که عمر بیشتری دارند و احتمالا فکری برای آذوقه روزهای سخت خود کرده‌اند، طعم این مشکلات را می‌چشم. اوضاع اقتصادی سال 97 برای ما ناگهانی رقم خورد و روز به روز هم بر شدتش افزوده شد. اما اگر کمی سرتان به اخبار و پیش‌بینی و شاخص و این طور موارد گرم باشد و احتمالا حواس‌تان در این حوزه‌ها بیشتر جمع باشد، حتما شنیده‌اید که سال 97 با همه سختی‌هایش بالاخره تمام شد و امروز نوبت 98 است. در واقع شاید بنا بر فرمایش رییس‌جمهور باید بگوییم امسال سال 95 نیست، امسال سال 96 نیست، امسال سال 97 نیست، امسال سال 98 است! همه اقتصاددان‌ها و حتی اقتصادندان‌ها از ابهام سال 98 و احتمالا سختی‌های روزافزون آن برایمان گفته‌اند. اما تا امروز که بیش از یک ماه از سال گذشته و حتی خبر عدم تمدید معافیت‌های فروش نفت‌مان آمده است، هنوز زندگی سرجایش است و خبری از اتفاقات عجیب و غریب نیست. البته شاید اتفاق برای ما تعریفش کمی فرق کرده باشد. شاید واقعا تمام بدن‌مان سِر شده باشد و فهمی از تورم بیش از 50 درصد نداشته باشیم. دولت برای امسال حتی پول تامین خسارت سیل را هم نداشته و مجبور بوده از ذخیره ارزی‌مان استفاده کند. پول نفت هم که کم‌کم دارد از دست‌مان در می‌رود و احتمالا دیگر برای آینده نمی‌توانیم روی آن حساب کنیم. پس واقعا نه تنها دولت که همه ما در معرض امتحان بزرگی هستیم. امتحانی که سخت است و احتمالا نمره قبولی این بار باید حتما بالای 17-18باشد. همه از اشکالات سبک زندگی و حتی مدل‌های اقتصادی زیاد شنیده‌ایم. واقعیت امروز این است که برای خروج از این موقعیت فقط یک راه برای انتخاب داریم، آن هم تغییر شمایل زندگی‌مان است! این تغییر شکل از خرید و فروش و عرضه و تقاضا شروع می‌شود تا دانه به دانه لوازم مصرفی زندگی‌مان را در برمی‌گیرد. شاید اتفاق عجیب و غریب همین باشد که اتفاقا همین الان در حال رخ دادن است. و من فرزند دهه هفتاد احتمال قبولیم از همه بیشتر است!

نظرات کاربران
کد امنیتی