با روزگار جدید کتاب و کتاب‌خوانی
چند موقعیت بغرنج پیش روی کتاب‌خوانی ما درباره مشکلات ارتباطی ما

با روزگار جدید کتاب و کتاب‌خوانی

نویسنده : الهام یوسفی

«دوست دارم کتاب بخونم اما وقت ندارم»، «اصلا کتاب خوندن چه فایده‌ای داره؟»، «من از صبح تا شب دارم تو فضای مجازی کلی مطلب مفید می‌خونم، اینم مطالعه مفیده دیگه!»، «اونقدر کتاب خوب زیاده که اصلا نمیشه خوند»... این جملات و جملات شبیه این‌ها بخشی از مسائل مهم ما با کتاب است. نه این‌که موضوع جدیدی باشد اما این مشکل قدیمی از وقتی شبکه‌های اجتماعی گسترش پیدا کرده، عمق بیشتری هم یافته است. اصلا تصور نکنید منظورمان پرسه زدن‌های مدام در فضای مجازی و نداشتن فرصت برای مطالعه است، بلکه برعکس... می‌خواهیم درباره تبلیغات معکوس کتاب‌خوانی در فضای مجازی و اثر غیر مستقیم آن بر خودمان حرف بزنیم و در آستانه برپایی بزرگ‌ترین و پرسروصداترین نمایشگاه کتاب ایران به رایج‌ترین دغدغه‌ها درباره چالش‌های ارتباطی خودمان با کتاب‌ها، پاسخ‌های نسبتا کوتاه بدهیم. در این شماره با ما همراه باشید. 

موقعیت بغرنج الف:
تماشاچی کتاب
به جای خواننده کتاب
«عاشق کتابم! در فضای مجازی هم صفحاتی را دنبال می‌کنم که هشتگ‌های مرتبط با کتاب دارد. اما مدتی است که فهمیده‌ام نه تنها این صفحات من را به کتاب‌خواندن تشویق نمی‌کند بلکه کم‌کم دارم ناامید می‌شوم. می‌گویید چرا؟ دلیلش واضح است. گردانندگان این صفحات معمولا خوره‌ها و اژدهاهای مطالعه هستند. هر روز... نه! هر ساعت تعدادی عکس قشنگ در موقعیت‌های غبطه‌برانگیز با کتاب‌های هیجان‌انگیز می‌گیرند و انتشار می‌دهند. اصلا کی وقت می‌کنند این همه کتاب بخوانند؟ اصلا چرا این همه کتاب خوب برای خواندن وجود دارد؟ تازگی‌ها فهمیده‌ام فقط تماشاچی نمایش تبلیغ کتاب‌هایشان هستم و برایشان لایک می‌گذارم.»
پاسخ به موقعیت بغرنج الف: پرسیدن سوالات مهم و لزوم واقع‌بینی
چه کسی گفته ما باید همه کتاب‌های خوب جهان را بخوانیم؟! اصلا مگر این کار شدنی است؟ مسلما نه! ما حتی اگر تمام ساعات تمام روزهای عمرمان هم مشغول مطالعه شاهکارهای جهان باشیم باز هم فرصت نخواهیم کرد شاهکارهای نوشته شده را تمام کنیم. تازه اگر شاهکارهایی را که دارد نوشته می‌شود نادیده بگیریم. پس به جای این‌که هر کتاب خوبی را بخوانیم، باید یاد بگیریم کتاب‌های خوب مورد نیازمان را پیدا کنیم و بخوانیم. البته که این دانستن به نوعی مهارت و خودشناسی نیاز دارد که مرحله اول هر اقدامی است، از جمله کتاب خواندن. باید بدانیم و بفهمیم از میان شاخه‌های مختلف به چه چیزی علاقه‌مند و به چه چیزی نیازمندیم. روان‌شناسی؟ به کدام بخش آن؟ داستان و رمان؟ در چه سبک و حال و هوایی؟ پس به جای چرخیدن در میان پیج‌های مختلف کتاب‌خوانی، آن‌هایی را دنبال کنید که می‌دانید به علاقه و نیاز شما نزدیک‌تر است و ضمنا فراموش نکنید که نوعی کسب  و کار در زمینه کتاب هم وجود دارد که نباید گولش را بخورید. 
موقعیت بغرنج ب: 
وقتی نمی‌توانم همه کتاب‌ها را بخوانم، اصلا نمی‌خوانم
«فرصت ندارم. علاقه و عشقش را دارم اما راستش فرصتم کم است. آن زمانی هم که فرصت دارم معمولا آنقدر ذهنم درگیر است و از این شاخه به آن شاخه می‌پرد که اصلا تمرکز مطالعه ندارم. یکی از دغدغه‌های جدی‌ام این است که چطور فهرست کتاب‌هایی را که قرار است بخوانم، تمام کنم. هنوز این یکی را تمام نکرده به دومی و سومی و دهمی فکر می‌کنم. کلی کتاب تا نیمه خوانده دارم که بدجوری روی اعصابم است. بعد می روم سراغ یک کتاب دیگر که تبلیغش را در فضای مجازی دیده‌ام. همین افکار باعث شده اصلا کتاب نخوانم. وقتی نمی‌شود این همه کتاب خوب را خواند بهتر است اصلا نخوانم.» 
پاسخ به موقعیت بغرنج ب: کمیت یا کیفیت؟! مسئله این است...
انگار مشکل دقیقا همین‌جاست که صفحات مجازی اهمیت کمیت مطالعه را از کیفیت آن بیشتر کرده‌اند. به مرور باورکرده‌ایم که مهم این است که چند تا کتاب در سال خوانده‌ایم، نه این‌که یک کتاب را با چه دقت و تامل و فکرکردنی خوانده و بهره گرفته‌ایم. کتاب خواندن‌مان هم دارد شبیه درست‌خواند‌مان طوطی‌وار می‌شود. خب! چه می‌شود کرد؟ ما محصول همان سیستم آموزشی کمی هستیم! اما یک سوال مهم از خودتان بپرسید: چند درصد از کتاب‌هایی که خوانده‌ایم توانسته اثر مهمی روی ما بگذارد؟ محتوای چه تعدادی را به یاد داریم؟ راستش مسلما جواب تاسف برانگیز خواهد بود. چرا مهم است که چند تا کتاب در سال بخوانیم؟ بیایید به جای لیست کمی، یک لیست کیفی داشته باشیم. روی یک کتاب خوب و مهم و مورد نیازمان وقت بگذاریم. برای خودمان یادداشت برداریم. درباره‌اش تامل کنیم. حتی اگر در طول یک سال یک کتاب با این روش بخوانیم، ارزشش چند برابر دایم خواندن و عبورکردن بدون تامل و تفکر است. 
موقعیت بغرنج جیم: 
پول خریدن کتاب ندارم
 پس چطور کتاب بخوانم؟
«چه کنیم در این بازار نشر گران؟ قیمت کتاب‌ها دارد سر به فلک می‌کشد. اصلا چرا نمایشگاه برگزار می‌کنند؟ چه کسی پول دارد یک کتاب ساده پالتویی را به قیمت 30.000 تومان بخرد؟ دیگر حتی نمی‌توانم سری به کتاب‌فروشی بزنم. من که همیشه مدافع خریدن کتاب به هر قیمتی بوده‌ام حالا خودم هم مجبورم کمتر کتاب بخرم.» 
پاسخ به موقعیت بغرنج جیم: نیمه پر لیوان گرانی کتاب را هم ببینیم
چرا فکر می‌کنیم افزایش نرخ کتاب باید ما را از کتاب‌خواندن دور کند یا ناخودآگاه این کار را می‌کند؟ یک نگاه به قفسه کتاب‌هایتان بیندازید. در سال‌های پیش چند کتاب خریده‌اید که هنوز فرصت نکرده‌اید بخوانید؟ در مرحله اول فهرستی از آن‌ها بنویسید. بعد به اطراف‌تان نگاهی بیندازید. چند نفر در خانواده و فامیل و دوستان و آشنایان وجود دارند که هر کدام قفسه‌ای از کتاب‌های خوب خوانده نشده دارند که منتظرند تا امانت گرفته و خوانده شوند. مسلما تعداد این کتاب‌ها برای چند سال شما کافیست. البته که باید کتاب خوب خواند. چه آن را بخرید، چه امانت بگیرید. باید برای کتاب‌خوانی برنامه بریزید. باید برای کالای خوب هزینه داد، کتاب گران شده، بسیار هم گران شده، اما شاید این اتفاق فقط منفی و بد نباشد، شاید روی خریدهایمان حساس‌تر‌ شویم یا ناشران روی چاپ کتاب‌هایی که برای چاپ به دست‌شان می‌رسد، بیایید نیمه پر لیوان را ببینیم، شاید از این به بعد کتاب‌های بهتری در قفسه کتاب ما و قفسه کتاب‌فروشی‌های شهر ببینیم. 
موقعیت بغرنج دال:
 دچار وسواس انتخاب کتاب شده‌‌ام
«گیج شده‌ام. نمی‌دانم در چه موقعیتی باید سراغ چه کتابی بروم. مدتی پیش در یک تعطیلات طولانی حال بدی داشتم و چون همیشه علاقه داشتم یکی از شاهکارهای ادبیات جهان را بخوانم سراغ یکی از معروف‌ترین‌هایش رفتم؛ مسخ کافکا. راستش را بخواهید تا هفته‌ها حالم بد بود. فضای سیاه داستان باعث شده بود افسرده‌تر از قبل شوم. کتاب نه تنها به من کمکی نکرد بلکه من را دچار یاس فلسفی عمیقی هم کرده بود. از آن روز دیگر بدبین شده‌ام و نمی‌توانم هر کتابی را دستم بگیرم. وسواس ذهنی پیدا کرده‌ام و همین باعث شده کمتر کتاب بخوانیم.»
پاسخ به موقعیت بغرنج دال: یک دوست کتاب‌شناس مورد نیاز است
بله! کاملا مهم است که در چه حال و هوایی سراغ چه کتابی برویم. کتاب‌ها قرار است دوستانی باشند که به ما کمک می‌کنند حال و روزمان بهتر شود. این هم نیازمند خودشناسی و کتاب‌شناسی است. باید بتوانید مشورت بگیرید. درباره حال و هوای کتابی که می‌خواهید بخوانید مطالعه کنید. این‌که یک کتاب برای یک نفر یا صد نفر کتاب خوب و مفیدی بوده دلیل بر این نیست که برای شما هم خوب و مفید خواهد بود. باید مثل هر چیز دیگری با آگاهی سراغش بروید. مثل دیدن فیلم... شما اگر آدم ترسویی باشید هیچ وقت نمی‌‌نشینید پای فیلم‌های ژانر وحشت سینما که می‌دانید باعث ترس و و حشت و آسیب‌دیدن‌ روان شما خواهد شد. پس حال و هوای روح و روان‌تان را بشناسید و بر مبنای آن کتاب انتخاب کنید و مطمئن باشید برای هر حال و هوایی کتاب‌های خوبی وجود دارد. داشتن دوستان کتاب‌شناس و کتابخوان برای این مواقع حسابی به کارتان می‌آید. 
نظرات کاربران
کد امنیتی