موضوع انشاء: وقتی مریض می‌شویم باید چه کنیم؟
جارچی

موضوع انشاء: وقتی مریض می‌شویم باید چه کنیم؟

نویسنده :

همه ما می‌دانیم که آدم وقتی که سرما بخورد مریض می‌شود. سرما یعنی باد سرد و باد کولر و پنکه و سوزی که از لای در می‌آید. ما هر وقت مریض بودیم و به مهمانی رفتیم و به شوهر عمه‌مان گفته‌ایم که سرما خورده‌ایم، به ما گفته مگه چیز بهتر نبود بخوری؟ و هار هار زده زیر خنده. این طور که ما فهمیدیم اگر آدم گرسنه شود هم ممکن است سرما بخورد.

ما قدیم‌ها وقتی مریض می‌شدیم می‌رفتیم دکتر. ولی دو سال است که هر وقت مریض می‌شویم می‌رویم خانه مادر بزرگ و او به ما عرق نعناع و چای نبات می‌دهد. ما نمی‌دانیم چرا این‌طوری شده است، شاید مامان بزرگ توی دو سال گذشته توانسته دکتر شود، او از دکترها خیلی بهتر است چون بدون دفترچه هم ما را ویزیت می‌کند و الان ما دو سال است که دفترچه نداریم. مامان می‌گوید چون بابا را بیمه نمی‌کنند ما دفترچه نداریم. ما نمی‌دانیم چرا بابا را بیمه نمی‌کنند ولی انگار خیلی‌ها دفترچه بیمه ندارند. حتی شوهر خاله شهین هم دفترچه ندارد، البته او همیشه پسرخاله ما را می‌برد دکتر و پیش مامان بزرگ نمی‌برد.

چند روز قبل توی مهمانی، شوهر خاله شهین داشت از گرانی‌ها گله می‌کرد و به بابا می‌گفت که وقتی شایان پسر خاله‌مان را برده است دکتر، 200 هزار تومان پول دارو و دوا داده است و یک پولی هم داده به منشی داده که زود به او نوبت بدهد. شوهر خاله شهین از دست دکترها خیلی ناراحت بود و به بابا گفت دکترها درخواست داده‌اند ویزیت‌شان 70 درصد گران شود و این کار خیلی بدی است. او می‌گفت این دفعه که یک دکتر به بنگاهش بیاید حسابی گوشش را خواهد برید تا پول ویزیت جبران شود.

من نمی‌دانم شوهر خاله شهین چطور می‌تواند گوش یک آدم را ببرد ولی می‌دانم که دعوا و کتک‌کاری کار بدی می‌باشد. از خانه خاله شهین که داشتیم برمی‌گشتیم خانه، بابا به ما گفت خیلی مراقب باشیم که مریض نشویم، بابا همیشه به فکر سلامت ماست و ما را خیلی دوست دارد. ما هم او را خیلی دوست داریم و از خدا برای داشتن او و مادربزرگ که ما را با داروهایش خوب می‌کند سپاس‌گزار

 می‌باشیم.

نظرات کاربران
کد امنیتی