جارچی 576
جارچی

جارچی 576

نویسنده :

از چپ و راست می خوریم

احتمالا خبر دار شده‌اید که ملخ‌های صحرایی از کشور عربستان به سمت ایران آمده‌اند. یعنی آدم می‌ماند که چطور این‌طور می‌شود؟ ما یک نظریه داریم که مثلا سیل و باران همان‌طور که داشتند از زمین و هوا شهرهای ما را مورد عنایت قرار می‌دادند، به هم می‌گویند: به نظرت این‌جا خیلی سوت و کور نیست؟ حوصله‌ات سر نرفته؟ آن یکی می‌گوید: چرا اتفاقا، می‌خوای زنگ بزنم زلزله بیاد؟ آن دیگری جواب می‌دهد: نه بابا ازش خوشم نمیاد، دیر میاد، زودم می‌خواد بره، نظرت چیه بگم ملخ بیاد؟ آن یکی هم لایک می‌دهد و می‌گوید: اتفاقا خیلی هم بچه با انرژی و اهل ورجه‌وورجه است. جالب این‌جاست که بلاهای امسال دقیقا امتحان تاریخ بوده‌اند تا معلوم شود چقدر از تاریخ درس گرفته‌ایم. هم سیل‌هایی که آمدند خیلی سال پیش آمده بودند و از روی پل‌های قدیمی و عکس‌های قدیمی معلوم است که مردم آن زمان مهندسی بهتری برای مهار سیل داشتند، هم حمله ملخ‌ها در سال 42 اتفاق افتاده بوده اما برخی مسئولان اعتقادی به تاریخ نداشته‌اند و معلم‌ ریاضی‌شان همیشه زنگ تاریخ را می‌گرفته تا با آن‌ها ریاضی کار کند. به هرحال ریاضی برای حساب و کتاب پول خیلی بیشتر به دردشان می‌خورده است.

دوران بی منطقی ها

در خبرها تیتر زده‌اند که «قیمت ۴۰۰ هزار تومانی گوجه ‌سبز منطقی نیست!» نه جان ما خیلی هم منطقی است! تو رو خدا بیاید و منطقی هم باشد. بی تعارف! البته مسئولان در مورد همه گرانی‌ها این حرف‌ها را می‌زنند و آخرش همه قیمت‌های بالا غیر منطقی هستند و تنها چیزی که منطقی است همان 45 هزار و 500 تومان یارانه است! حالا غیر منطقی هم هست قبول، بعدش چه؟ قرار است برای رفع این بی‌منطقی چه کار کنند؟ والا ما این‌قدر این روزها با قیمت‌های بی‌منطق روبه‌رو بوده‌ایم که در مقابل بی‌منطقی سِر شده‌ایم و دیگر هیچ فشاری را حس نمی‌کنیم. مرغ غیرمنطقی، گوشت غیرمنطقی... حالا این‌ها به کنار، برای قیمت پیاز که باید یک واژه جدید از بی‌منطقی ایجاد کنیم. والا قیمت پسته هم همین قدر بی‌منطق بود و هرچه باهاش صحبت کردند و گفتند داداش شما خیلی گرانی و خودت بیا منطقی باش و بیا پایین، پسته همان‌طور خندید و نصیحت‌ها را به چاک دهانش گرفت و باز هم گران ماند.

میلاد بی سرپرست نشود

می‌دانیم که شما هم باورتان نمی‌شود ولی فروردین ماه که تا اوایل همین هفته کش آمده بود، بالاخره تمام شد و الان در اردیبهشت هستیم و اردیبهشت با خبرهایش دارد کلی سورپرایزمان می‌کند.

در خبرها خواندیم که امیر آریازند، سرپرست برج میلاد استعفا کرده‌است. خب معلوم است از ابتدا انتصاب ایشان به سرپرستی برج میلاد کلا کار اشتباهی بوده، نتیجه انتصاب ناصحیح و کارشناسی نشده همین می‌شود دیگر. انصافا ایشان با این اسم اگر سرپرست تخت جمشید یا پاسارگاد می‌شدند خیلی بیشتر بهشان می‌خورد. 

اما خب حالا که شده و ما هم به عنوان مورد جایگزین هیچ کسی را معرفی نمی‌کنیم! تعجبی هم ندارد. حالا این همه مدت دولت سخنگو ندارد، چه شده مگر؟ یا پس از برکناری استاندار گلستان هنوز کسی جایگزینش نشده؛ به چه مشکلی خورده‌اند؟ اصلا حالا که اصرار به معرفی دارید امیرآریازند را معرفی می‌کنیم. بله خود ایشان به هرحال از آن جایی که این جا استعفا کردند، بین مسئولان چندان مد نیست همین اقدام خودش جای تقدیر دارد و لیاقت ایشان را ثابت می‌کند. حالا با اسم‌شان هم یه طوری کنار می‌آییم.

دو گیگ از یک میلیون بهتر است

شاید فکر کنید مهم‌ترین خبرهای این هفته آن است که بردپیت و آنجلیناجولی بالاخره به طور رسمی طلاق گرفتند و از طرف دیگر ادل، خواننده آمریکایی از همسرش جدا شد؛ اما خبر خیلی مهم‌تری هم داشتیم. 

رئیس‌جمهور سابق، احمدی‌نژاد گفته: «اگر بودجه دولت را کنار بگذاریم، اگر ارزش اولیه منابعی مانند انرژی را تقسیم کنیم به هر ایرانی یک میلیون تومان در ماه می‌رسد و این به غیر از ارزش اولیه معادن و دارایی دریاهاست.» 

بله من هم به اندازه شما نگران شدم و دلشوره گرفتم. آخر دکترجان، جان ما بی‌خیال شوید! مردم هنوز از عهده نوزادانی که قرار بود بهشان یک میلیون تومان بدهید و ندادید، برنیامده‌اند. بعد انتظار دارید الان با این قیمت‌های پوشک و شیرخشک و... دوباره گول بخوریم؟ این مدل وعده‌ها دیگر کاری از پیش نمی‌برد حالا اگر مثلا می‌گفتید، قصد دارید حجم اینترنتی را که صرف روشن‌کردن فیلترشکن و بازکردن توئیترتان می‌کنید را بین مردم تقسیم کنید و به هرکدام‌مان دو گیگ اینترنت رایگان بدهید، باز یک چیزی. البته باز هم ما راضی به زحمت‌تان نیستیم این‌طوری دیگر کسی نیست که از چهره‌های هنری و ورزشی اقصی نقاط جهان تشکر یا دلجویی کند؛ طفلک‌ها گناه دارند.

 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی