موضوع انشا: چقدر تلویزیون می بینید؟
زنگ انشاء

موضوع انشا: چقدر تلویزیون می بینید؟

نویسنده :

ما تا هفته قبل هر روز زیاد تلویزیون نگاه می‌کردیم. البته ما اول مشق‌های‌مان را می‌نویسیم و بعد تلویزیون نگاه می‌کنیم و اصلا دفتر مشق را جلوی تلویزیون باز نمی‌کنیم و هیچ‌وقت هم مامان‌مان داد نمی‌زند: «اون بی‌صاحاب رو خاموش کن مثل آدم مشقت رو بنویس.» ما برنامه‌های تلویزیون را خیلی دوست داریم و چون توی تلویزیون همه چیز ارزان است و در کشورهای خارجی همیشه تظاهرات و جنگ است و مایع‌های ظرف‌شویی تنها با یک قطره همه ظرف‌ها را تمیز می‌کند. 

یک روز که تلویزیون روشن بود و یک آقای کارشناس داشت درباره ضررهای پلاستیک صحبت می‌کرد، تا گفت که پلاستیک باعث می‌شود بچه‌ها یک جوری شوند و شبیه دخترها شوند... بابا بدو بدو آمد و تلویزیون را خاموش کرد و یکی خواباند پس سر ما و گفت: «کره خر چرا پای درس و مشقت نیستی؟» و وقتی گفتیم مشق‌های‌مان را نوشتیم، یکی دیگر زد و گفت: «پس گمشو توی کوچه با دوستات بازی کن».

بابا نمی‌داند که دیگر کوچه جای بازی کردن بچه‌ها نیست و حتی جا برای پارک ماشین‌ها ندارد. ما نمی‌دانیم بابا چرا از تلویزیون و آقای کارشناس ناراحت شد ولی از فردا آنتن تلویزیون را کَند و یک ماهواره نصب کرد. ما دیگر تلویزیون نگاه نکردیم و فقط ماهواره نگاه کردیم تا دیشب که وقتی داشتیم کارتون می‌دیدیم یکهو تبلیغات ماهواره شروع شد و یک آقای ناراحت و لاغر و کچل مثل بابا را نشان داد که یک بسته خرید و خیلی خوشحال شد. بابا تا این را دید بدو بدو آمد و تلویزیون را خاموش کرد و فیش ماهواره را کَند و بعد برگشت و یکی زد پس کله من و گفت: «چرا توی کوچه نیستی کره خر؟» وقتی به او گفتیم که شب است، کمی فکر کرد و گوشی‌اش را داد به ما تا با آن بازی کنیم. ما هم رفتیم اینستاگرام، آن‌جا تمام تکه‌های برنامه‌های تلویزیون و ماهواره هست.

ما از این انشا نتیجه می‌گیریم که دیدن زیاد تلویزیون خیلی ضرر دارد و باعث می‌شود بابای آدم؛ آدم را کتک بزند ولی اینستاگرام خیلی بهتر از تلویزیون است و هیچ‌کس هم بابت تماشای آن پس‌گردنی نمی‌زند.

نظرات کاربران
کد امنیتی