معلومه که میشه
یادداشت

معلومه که میشه

نویسنده : محمدناصر حق خواه

دوستی داشتم که همیشه پاسخ درخواست‌ها از خودش را این طور میداد که: «معلومه که میشه»، «معلومه که انجامش میدم»، «معلومه که می‌تونی». وقتی می‌خواستم این یادداشت کوتاه را شروع کنم هم اولین چیزی که قبل از هر تیتر دیگری به ذهنم رسید همین «معلومه که میشه» بود. چون قرار است درباره توانایی ممکن شدن چیزهایی که نمی‌شود، یا فکر می‌کنیم که نمی‌شود، یا اصلا خیلی‌ها که به‌شان اعتماد داریم و حرف ناصواب از دهان‌شان نشنیده‌ایم می‌گویند نمی‌شود؛ حرف بزنیم. حرف بزنیم و بگوییم که می‌شود؛ حتما نه، ولی شاید! حتما را با قطعیت نمی‌نویسم چون هیچ تضمینی برای هیچ چیزی در دنیا نیست؛ اما یک چیز تضمین شده است و آن هم حال خوب انجام دادن کاری است که دوست داریم و استعداد داریم. آنجاست که بشود یا نشود، آن کاری که باید را کرده‌ایم و در اهمیت انجام آن کاری که دوست داریم هزاران چیز شنیده‌ایم و زیاده گویی درباره آن کار بیهوده‌ای است. مهم این است که قدم اول که انجام آن چیزی است که دوست داریم را عقب نیندازیم؛ حالا اینجاست که مرحله بعد شروع می‌شود. مرحله بعد، لحظه پاک کردن است؛ پاک کردن سر و دل‌مان از کلماتی است که در ما ته‌نشین شده؛ همان جایی که اول این یادداشت نوشتیم؛ مرحله‌ای که زمین و زمان و آدم‌های دور و بر یک کلام می‌گویند که نه ممکن نیست، نه معلوم است که نمی‌شود، نه بابا بدون پول و پارتی که ممکن نیست؛ چه کسی توانسته که تو بتوانی؟ 

حالا حتما حدس می‌زنید که قرار است چند خط آینده درباره چه چیزی باشد؟ این که من بنویسم خیلی‌ها پول نداشته‌اند، پارتی کلفت و پدر رابطه‌دار و پر حاشیه نداشته‌اند اما شده و توانسته‌اند؛ بعد هم شما مطلب را نیمه کاره رها کنید و بگویید باشه بابا تو خوبی؛ تو راست می‌گویی؛ تو کارت درست است و آدم حسابی هستی و می‌دانی که در صورت تلاش، امکان موفقیت میسر است؛ باشد تو همه این‌ها را میدانی اما مرد ناحسابی چند نفر را این طور می‌شناسی؟ چند نفر بدون داشتن کسی که کارشان را راه بیندازد موفق شده‌اند؟ من می‌توانم در پاسخ بگویم خیلی‌ها! بله قبول دارم که کلی آدم‌هایی که رسیده‌اند به آنجا که می‌خواسته‌اند، آدم‌های پر رابطه‌ای بوده‌اند که توانسته‌اند خوب پول خرج کنند و دم بعضی‌ها را ببینند که کارشان را راه بیندازد. اما یک نگاه به بنیان‌گذاران و راه اندازان کسب و کارهای اینترنتی بیندازید؛ کمی در استارتاپ‌هایی که الان کارشان حسابی رونق گرفته و اوضاع مالی‌ و موقعیت اجتماعی‌شان درخشان است بچرخید؛ این همه فوتبالیست را ببینید که هیچ نداشته‌اند و از این تست به آن تست و از در این باشگاه به آن باشگاه می‌رفته‌اند و حالا اتفاقی که باید برایشان افتاده و یک ملت به آنان افتخار می‌کنند. درس خوانده‌ها و هنرمندها و سوپراستارها و حتی همین اینفلوئنسرهای فضای مجازی که کار درست و حسابی می‌کنند را نگاه کنید. بله! همه‌اش شد شبیه حرف‌های بدوید تا موفق شوید، همه‌اش شد حرف‌هایی که هزار بار شنیده‌ایم؛ اما بیایید این طور نگاه کنیم؛ کاری که دوست داریم را بکنیم، تمام آنچه می‌توانیم را انجام دهیم؛ اگر موفق نشدیم؛ حداقل همه زورمان را زده‌ایم؛ نشان موفق شدن به آن نشان که این‌ همه آدم شده‌اند.

نظرات کاربران
کد امنیتی