فرزندسالاري تحصيلي

فرزندسالاري تحصيلي

نویسنده :

نبود ترافيک صبحگاهي، خلوت بودن نسبي خيابان‌ها در ساعات مياني روز، بار کم ترافيکي خيابان‌ها در هنگام غروب، مشاهدات هفته‌هاي پيش نگارنده از خيابان‌هاي شهر هستند که شد دست‌مايه اين نوشته.

گويا جواب همه خلاف‌رويه‌هاي هر روزه بالا، امتحانات پايان سال دانش‌آموزي است و دقيق‌تر که بشويم تفريح‌گاه‌ها، رستوران‌ها، مراکز خريد و... را خالي‌تر از قبل مي‌بينيم. مثل اين‌که اتفاقي در حال رخ دادن است؛ حدود 15 ميليون دانش‌آموز کشور امتحان دارند و خانواده‌ها در تکاپو هستند که از زحمات يک‌ساله‌شان نتيجه بگيرند(!)، فرزندشان بالاخره آپولو را هوا کرده و در نهايت براي خودشان کسي شوند!

البته به غير از مشاهده اوليه کم‌تر شدن ترافيک روزانه، که حاصل عدم عبور و مرور دانش‌آموزان بين خانه و مدرسه در ايام امتحانات است که همين يعني کم شدن تعداد زيادي از سرويس‌هاي دانش‌آموزي مواردي همچون تامين کيف و کفش مدرسه، پيدا کردن بهترين مدرسه شهر، جبران درس نخواندن‌ها با کلاس تقويتي و ساير موارد معلوم، جز وظايف تعريف شده و بلاشک بسياري از والدين است که ناخودآگاه وقتي ساير نيازهاي دانش‌آموز از طريق همين اجبار تحصيلي برآورده مي‌شود مانند وقتي خريد دوچرخه منوط به کسب فلان معدل در پايان نيم‌سال مي‌گردد فرزندان هم اين عرصه بده و بستان را غنيمت شمرده و در اين کاسبي حرفه‌اي مي‌شوند!

دعواي پدرسالاري يا مادرسالاري، در اين روزها حنايي بي‌رنگ است و اگر هم در فيلم يا سريالي، دست‌مايه قرار مي‌گيرد و مورد توجه مخاطب واقع مي‌شود به دليل پس‌زمينه‌هاي ذهني دعواي سالار بودن در ساختار خانواده‌هاي گذشته است وگرنه امروز کيست که نداند سالار بلامنازع خانواده‌ها فرزنداني هستند که ابتدا با حربه درس و مشق والدين را به دام مي‌اندازند؛ دامي که حاصل تفکر غلط تربيتي والدين است تا فرزند آرزوهاي‌شان را در جامعه مدرک‌گرا و لقب پرور مربي باشند؛ خودکرده‌اي از روي حسن نيت‌هاي پدرانه و مادرانه که خيلي زود بي‌تدبير مي‌شود و فرزند خانواده را در پس مقاطع تحصيلي متوالي که الان تا فوق ليسانسش اجباري شده، تبديل به حاکم بلامنازع مي‌کند که تمام فکرش تأمين‌شدن است.

نسل تحصيل‌کرده‌هايي که با پرورش گل‌خانه‌اي و به يمن تلاش‌هاي پدر و مادر خواب و خوراک حرام کرده، سکوهاي علم و ترقي را يکي پس از ديگري طي مي‌کنند؛ رو به ازديادند. نسلي که احتمالا اگر به دليل تامين هميشگي از سوي والدين به دست نسل بعد از خود (که فرزندانشان هستند) منقرض نشود(!)، به شدت با چالش روبروست زيرا فرزند کسي که عادت به تأمين داشته احتمالا با پدر و مادر گل‌خانه‌اي‌اش تفاوت چنداني ندارد و والدين گل‌خانه‌اي هم که عادت به تأمين‌شوندگي دارند و نه تأمين‌کنندگي و ... و اين تازه آغاز ماجرا دعوا بر سر سالار بودن است زيرا در يک اقليم دو سالار نگنجند!

نظرات کاربران
کد امنیتی