وقتي كه ديگر حوصله ام سر نرفت!

وقتي كه ديگر حوصله ام سر نرفت!

نویسنده :

زندان انفرادي يكي از روش‌هايي است كه اگر بخواهند يك اسير را تنبيه كنند او را براي چند روز به آن جا مي‌فرستند، سختي آن هم بيشتر به خاطر تنهايي مفرط در اتاقي كوچك و نامساعد است.
يادم مي‌آيد سال‌ها پيش به همراه يكي از آشنايان در جايي گير افتاده بوديم و مجبور بوديم حدود 3 ساعت منتظر بمانيم تا از آن مخمصه بيرون آييم. در اين شرايط بدترين چيزي كه اذيتم مي‌كرد اين بود كه احساس مي‌كردم وقت‌مان در حال هدر رفتن است و خلاصه داشت يواش يواش حوصله‌ام هم سر مي‌رفت و حسابي كلافه شده بودم.
آن آشناي ما اتفاقا از شخصيت‌هاي انقلابي بود كه به خاطر مبارزاتش در قبل از انقلاب ابتدا به اعدام و بعد هم با تخفيف به حبس ابد محكوم شده بود.
در آن روز وقتي حال و روز كلافه مرا ديد نكته‌اي ساده اما عميق از خاطراتش را براي من تعريف كرد كه در بسياري از شرايط زندگي به دردم خورد.
برايم تعريف كرد كه يك بار به دلايلي به جاي چند روز به بيش از يك ماه زندان انفرادي فرستاده شد و به همين علت حسابي كلافه شده بود.
شما در نظر بگيريد كه در يك دخمه نيمه تاريك، نم‌ناك، كوچك و بدون هيچ امکاناتي، مجبور باشيد 30 روز از عمرتان را سپري كنيد، تاكيد مي‌كنم تنها و بدون هيچ امكاناتي! چه برسد به كتاب، فيلم، اينترت، تلفن، تلويزيون و حتي نشريات معلوم‌الحالي مثل جيم يا...!
همان يكي دو روز اول آن قدر به او سخت گذشته بود كه تصميم مي‌گيرد كه هرجوري شده بر شرايط چيره شود و نه تنها حوصله‌اش سر نرود كه از وقت خودش حداكثر بهره و فايده را هم ببرد.
جالب است بدانيد كه مي‌گفت: «به لطف خدا آن‌قدر فكر و ايده‌هاي مختلف به ذهنم رسيد كه در روزهاي آخر دوره انفرادي، حتي براي انجام بعضي برنامه‌ها وقت كم مي‌آوردم!»
حالا شما فكرش را بكنيد در آن شرایط چگونه يك آدم مي‌تواند انبوهي از برنامه‌هاي مفيد و حتي مهيج را براي خودش طرح‌ريزي كند كه از ثانيه ثانيه آن روزها استفاده كرده باشد! برنامه‌هاي متنوع و مختلف عبادي، ابتكارات جالب ورزشي و حتي بازي‌هاي مفيد فكري تنها بخش كوچكي از برنامه‌هاي روزانه او در زندان انفرادي بوده است. مثلا يكي از كارهاي روزانه‌اش اين بوده كه سعي مي‌كرده آيات قرآن و حتي اشعاري كه در نوجواني حفظ كرده بوده و فراموش شده بودند را به ياد بياورد كه با اين كار بخش مهمي از آن‌ها را دوباره و براي هميشه به خاطر آورده است.
آن روز نه تنها از فرصت 3 ساعته هم‌نشيني با او بهره‌ها بردم بلكه الگويي برايم به يادگار ماند كه با اجراي آن مي‌شود معطل مسئولان متعدد و متنوع(!) فرهنگي كشور نمانيم و بهترين و شيرين‌ترين استفاده را از اوقات فراغت، آن هم با كم‌ترين هزينه ممكن ببريم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧