تکرار هميشگي چند روايت معتبر!

تکرار هميشگي چند روايت معتبر!

نویسنده :

براي خيلي از کتاب‌خوان‌ها يا کتاب‌نخوان‌ها(!) يک شاهکار کافي است تا تمام آثار يک نويسنده را در کتاب‌خانه‌شان جمع کنند. مسئله‌اي که درباره «مصطفي مستور» و رمان بي‌نظير «روي ماه خداوند را ببوس» به نوعي مصداق پيدا کرد. اگرچه تمام موفقيت‌هاي مستور محدود به اين مسئله نيست اما اين اتفاق طرفداران مستور را پس از چاپ هر کتابي، ‌با هر سبک نگارش و ادبيات داستان‌نويسي به کتاب‌فروشي‌ها مي‌کشاند و جالب‌تر آن که آن‌ها را راضي يا ناراضي در انتظار کتاب‌هاي بعدي نويسنده قرار مي‌دهد، آن هم به اميد خلق شاهکاري ديگر.

«مصطفي مستور» اين روزها با کتاب جديدي به سراغ طرفدارانش آمده است، کتابي که در آن چند روايت معتبر هميشگي‌اش تکرار شده است. 6 داستان کوتاه و روايت زيبا از زندگي و واقعيات پيراموني نويسنده که پي‌رنگ هميشگي داستان‌هاي اوست و اساسا سبک داستاني «مصطفي مستور» است. سبکي که خود او در اين‌باره گفته است: «من تا بخشي از داستان را حس نکنم، داستان نمي‌نويسم. در واقع هيچ داستاني ندارم که صرفا به قصد نوشتن يک قصه، پشت کامپيوتر نشسته باشم. هميشه بايد انرژي کافي براي نوشتن داستاني فراهم شود. اين انرژي را دقيقا نمي‌شود تعريف کرد اما بخش مهمي از آن حتما محصول غواصي روح است.» و اين «غواصي روح» اين بار در داستان‌هاي «تهران در بعد از ظهر» به تصوير کشيده است. داستان‌ها يا قصه‌هايي که اساسا‌ به خاطر وجودشان و قصه بودنشان خواندني‌اند و جاذبه‌هاي زيادي دارند. داستان‌هايي که شايد براي خواندن‌شان زمان زيادي لازم نباشد اما براي دغدغه‌هاي ذهني نويسنده و نگاه فلسفي او به زندگي انسان‌ها، ‌آن هم با محورهاي هميشگي مرگ، آفرينش،‌ عشق و اندوه زمان بسيار زيادي لازم است.

. گفت اگه کسي اون ماهي رو که لب مرگه از توي اون وضعيت بندازه تو آب، انگار اون رو از لبه‌ جهنم برگردونه به بهشت. بعد يه ذره فکر کرد و مثل کسي که جمله‌اي رو غلطي گفته باشه و بخواد درستش کنه، گفت: منظورم اين بود انگار اون رو از بهشت برگردونه به جهنم.»

همان طور که اشاره شد قلم و سبک مستور، منحصر به خود و خاص خود اوست. ارائه فضاهاي گنگ و معمايي، در کنار تصويرسازي زيبا و جملات طلايي که در گوشه ذهن جايي براي خود باز مي‌کنند، در کار اخير او تکرار شده است. فضاسازي شخصيت‌هاي مستور اين بار هم محدود هستند. به عنوان مثال در کتاب اخير شخصيت‌هايي نظير امير ماهان يا سوفيا تکرار شده‌اند،‌ شخصيت‌هايي که شما با خواندن آثار قبلي مستور تصوير کم‌رنگي از آن‌ها در ذهن داريد و با تکرارشان در نقش و فضاي جديد هر بار ابعاد جديدي از شخصيت‌شان همانند يک پازل کامل مي‌شود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
درباره مهم ترین تکنولوژی روز یعنی دستیارهای شخصی که در حال تبدیل شدن به انسان اند

#virtual_asistant

٩٧/٠٢/٢٧