عبد آبست تمارض می کند
گزارشی از جلسه نقد و بررسی فیلم تمارض با حضور عبد آبست در سینما هویزه

عبد آبست تمارض می کند

نویسنده : مائده کاشیان

«عبد آبست» که نامش بعد از بازی در فیلم ماهی و گربه و هجوم «شهرام مکری» در کنار او دیده می‏شد، مدتی ا‏ست که اولین فیلم بلندش به نام «تمارض» در گروه هنر و تجربه اکران شده است.  این اتفاق نام او را دوباره بر سر زبان‏ها انداخته و نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. اگر تا حالا به تماشای تمارض ننشسته‏اید باید بگویم این فیلم تجربه دیداری و شنیداری جالبی را برایتان رقم خواهد زد که احتمالا برای اولین‌بار آن را در سینمای ایران خواهید دید و می‏توانید روایت مورد علاقه خودتان را بسازید و از بقیه تماشاگران هم روایت‏های مختلفی بشنوید و همه آن‏ها هم درست باشد! در تمارض چیزی که نمی‏بینید دلیل بر دروغ بودن آن اتفاق نیست و چیزی که می‏بینید دلیل بر حق و حقیقت بودن آن نیست. اگر هم تمارض را دیده‏اید، می‌توانید بابت از دست ندادن لذت دیدن چنین فیلم متفاوتی به انتخابتان آفرین بگویید.

روز شنبه نهم دی ماه، سینما هویزه مشهد میزبان کارگردان و بازیگر این فیلم، عبد آبست و مجید یوسفی طراح صحنه و بازیگر تمارض بود، پیشنهاد می‌کنیم گزارش جلسه نقد و بررسی این فیلم را از دست ندهید، تا در انتهای مطلب یا به دیدن تمارض علاقمند شوید و یا اگر فیلم را دیده‏اید پاسخی برای سوالاتی که ذهن‌تان را مشغول کرده است پیدا کنید و سر از فضای عجیب فیلم در بیاورید.

بعد از پایان نمایش فیلم مهدی رضایی منتقد سینما، از عبد آبست و مجید یوسفی دعوت کرد تا وارد سالن سینما شوند. او ابتدا از عبد آبست در مورد چگونگی شکل‏گیری ایده تمارض و علت ساخته شدن این فیلم در بلک باکس سوال کرد و آبست پاسخ داد: «همه چیز از جبر فیلمنامه می‌آید، فکر نمی‌کردم این کار را دوست دارم یا جالب است پس انجام بدهم! غیرممکن بود که این فیلم بتواند خارج از یک فضای آبستره (مجهول و ناملموس) ساخته شود، چون فیلم دارد همزمان نه با فلش بک و فلش فوروارد، در سه زمان مختلف می‌گذرد، یعنی همان موقعی که قبلا است، الان و بعدا هم است. اگر چنین قصهای را در فضای عادی بگیرید، با اولین پلان لانگ‌شات تاریخ مشخص می‏شود». 

تمارض

 

مهدی رضایی راجع به رنگ آبی و سبز در سینما توضیحاتی داد و گفت: «سبز و آبی در صورت انسان نیست و وقتی می‌خواهند مرز صورت و بدن کسی که قرار است در فضای پشت سرش چیز دیگری بذارند را جدا کنند، این دو رنگ بهترین رنگ‌هایی هستند که می‌توانند به این تغییر بک‌گراند کمک کنند». 

عبد آبست در تکمیل صحبت‏های رضایی و در پاسخ به این سوال که چرا در تمارض از این دو رنگ زیاد استفاده کرده است توضیح داد: «در تمارض این تصویر پروژکت کردن روی پرده سبز و آبی به دلخواه هر مخاطب به خودش واگذار می‌شود، این برای من هیجان‌انگیز است که اگر 200 نفر فیلم را ببینند حتما دیتای ذهنی‌شان باهم متفاوت است. مثلا هرکسی از آبادان که در پلان اول نوشته می‌شود یک عکس در ذهنش دارد، پس همه یک فیلم می‌بینند اما همزمان تصاویر مختلفی را می‌بینند، این مخاطب را از انفعال خارج می‌کند». 

او همچنین در پاسخ به این سوال که ترتیب زمانی فیلم چطور است توضیحاتی داد و از معیار خوب بودن یک فیلم از نظر اکثریت مردم انتقاد کرد و گفت: «شخصیت‌ها پیش‌گویی می‌کنند و وارد پیش‌گویی خودشان می‌شوند و این تا حدی از مخاطب خرق‌عادت می‌کند و او را صرفا از دنبال کردن موضوع یک فیلم جدا می‌کند. مخاطب عامه ایرانی فکر می‌کند فیلمی خوب است که موضوع دارد و این یک لطمه بزرگ است که کیفیت آثار خارج از موضوع‌شان سنجیده نمیشود و باعث میشود تکنیک سینما افت کند. در سینمای آمریکا، سینمای تجاریاش آواتار، بتمن و سوپرمن است و از نظر استانداردی دارند سطح تکنیک سینما را جابه‌جا می‌کنند و سینمای آوانگاردش جیم جارموش و دیوید لینچ زبان سینما را گسترش می‌دهند، چون این دو طیف درست کار می‌کنند همدیگر را بالا می‌کشند، اما در سینمای ایران هیچ تکنیکی را گسترش نمی‌دهند».

فیلم سینمایی تمارض

 

مهدی رضایی سراغ طراحی صحنه که نقش بسیار مهمی در متفاوت کردن تمارض دارد رفت و از مجید یوسفی در مورد اینکه چطور توانسته فضای ذهنی آبست را باتوجه به متن بسازد سوال کرد و او در پاسخ گفت: «هرچه انجام دادیم براساس فیلم‌نامه بوده، ما اگر هرچیزی به صحنه اضافه می‌کردیم می‌شد به آن زمان داد، به همین خاطر تصمیم گرفتیم فیلم را در بلک باکس بسازیم، فقط چیزهای ضروری را در صحنه گذاشتیم، می‌خواستیم که تماشاگر و تخیلش در فیلم شریک باشند». 

تقریبا از اواسط جلسه نوبت به پاسخ دادن به سوالات مخاطبان رسید و آبست در پاسخ به این سوال که چرا داستان فیلم در آبادان می‏گذرد، گفت: «خیلی از دلایل این انتخاب فیلم‌نامه‌ای است، اسلحه داشتن اسی توجیه پیدا می‏کند، روابط بین آدم‌ها، شکل کلانتری، تفریح جوان‏ها هم در داستان بیشتر بومی است و با شهرهای بزرگ متفاوت است». 

عبد آبست در واکنش به سوال یکی از مخاطبان که تصور می‌کرد رنگ سبز در فیلم ارتباطی به جنبش سبز دارد و از ساعت سبز رنگ دست یکی از کاراکترها مدام به عنوان دستبند یاد میکرد هم خاطره جالبی از نمایش فیلمش در برلین تعریف کرد: «آقایی ایرانی گفت تمارض در حمایت از جنبش سبز است، گفتم اگر در ذهن شما جنبش سبز هست پس حتما هست، اما گفت نه نیست. پرسیدم پس چرا می‌پرسی؟ گفت چون هست! معلوم میشود این دیتای ذهن تماشاگر است، در فیلم ساعت بود اما شما دوست داری آن را دستبند ببینی». 

 

یکی از تماشاگران در مورد صحنه‏ دعوای بین چهار کاراکتر اصلی فیلم که بسیار خوب و تاثیرگذار از آب درآمده سوال کرد و آبست توضیح داد یک نسخه از فیلم پیش خودش دارد که قبل از فیلم‌برداری آن را با نور ساده و آماتوری گرفته‌اند و آنجا به اینکه دوربین می‌تواند چه کند تا تنش را نشان بدهد فکر کرده و تصمیم گرفته دوربین را به بازیگر وصل کند تا حرکت بدنی که انجام می‌دهد خیلی بهتر شود و به قول خودش دوربین زنده شود.

فیلم تمارض

 

اگر گیمر باشید، شکل حرکت بازیگران در بعضی از صحنه‌ها شما را یاد بازی‌های کامپیوتری می‌اندازد و احتمالا برایتان جالب خواهد بود که بدانید عبد آبست در مورد این موضوع می‌گوید: «ایده حرکت دوربین را در پلان‌هایی که دوربین بازیگران را از نمای بالا نشان می‌دهد یا صحنه‌هایی که کاراکتر ثابت می‌شود و دوربین می‌چرخد، از دو بازی معروف Watch Dogs و GTA 5 ایده گرفته‌ام و چون توضیح دادن چیزی که در سینمای ایران غیرمتعارف است به فیلم‌بردار سخت بود، پلی استیشن را همراه خودم بردم و به حمید خضوعی گفتم دوربین باید این‌طور حرکت کند»

مجید یوسفی در پاسخ به سوال مخاطبان راجع به یکی از بهترین صحنه‌های فیلم یعنی پیانو زدن اسی که مانند بسیاری از تماشاگران تصور کرده بود از جلوه‌های ویژه به جای دکور استفاده شده توضیح جالبی داد و گفت: «ما یک دیوار ساختیم، پیانو و صندلی را روی آن نصب کردیم و بازیگر برای چند ثانیه رو آن می‌نشست، اگر دقت کنید کات‌های دوربین درآن صحنه معلوم است». 

فیلم تمارض

 

مجید یوسفی اضافه کرد: «در یکی از صحنه‌های فیلم باران نم‌نم می‌خواستیم و شلنگ نیاوردیم آب بریزیم، هزارتا سرم خریدیم و آدم‌هایی که بالا بودند این‌ها را باز می‌کردند». آبست در ادامه صحبت‌های یوسفی گفت: «این‏ها چیزهایی‌ست برای قایم کردن نه مانور دادن، و جای گفتنش دقیقا همین‌جاست تا اگر کسی خواست استفاده کند بداند چه بوده، چیزی نیست که فیلم‌ساز بگوید من این کار را کردم دمم گرم، خب وظیفه‌ات بوده». 

عبد آبست در انتها به سوال یکی از حاضران در جلسه در مورد انتخاب بازیگران و چگونه توجیه کردن آنان نسبت به فضای فیلم توضیح داد و این گفتگو بعد از نود دقیقه پایان یافت.

برچسب ها
کارگردان تمارض
عید آبست
فیلم سینمایی تمارض
بازیگر فیلم تمارض
نکات جالب درباره فیلم تمارض
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١٠/١١
٢
٠
ترغیب شدم این فیلم رو حتما ببینم، به نظر میاد کار متفاوت و جالبی باشه.
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٦/١٠/١١
٠
٠
آره حتما ببین مطمئنم خوشت میاد :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/١٠/١١
١
٠
همین که به مخاطب اجازه می‌ده یه فضا سازی ذهنی واسه خودش انجام بده و در یک فضای سیال ساخته خودش جرات ساختن اکسسوار بده خیلی خوبه و تقریبا ریتم فیلم کند نمیشه اصلا. گیجی و سوالای بعد فیلم که پیش میاد هم خیلی خووبه. صحنه پیانو که واقعن عاااالی. برای ساخت باران هم فکر نمی‌کردم همچین کاری کرده باشه واقعن. خودت چیزی نپرسیدی؟😄
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٦/١٠/١١
٠
٠
دقیقا در مورد درگیر کردن مخاطب همون چیزی شده که می خواستن.آره بارون خیلی جالب بود، بعدش که فکر کردم کدوم صحنه بارون میومد یادم اومد وقتی نشسته بودن تو ماشین واقعا بارون نم نم میومد.کلا از اینکه پشت همه چیز این فیلم فکری بوده خیلی خوشم اومد :) نه من دو تا سوال یکی راجع به یک ماجرای یکسان و دو تا راوی مختلف و یکی هم رنگ سبز و آبی داشتم که خودش توضیح داد :))
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٦/١٠/١١
٠
٠
راستی یادته دقیقا اشاره کردی که حرکت شخصیتا مثل بازی بوده؟ :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/١٠/١١
١
٢
راستی برای من کلی از کلمه‌ها بهم چسبیده اس تو این مطلب🤔
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٦/١٠/١١
٠
٠
عجیبه!واسه من یکی دو تا کلمه چسبیده اما زیاد نیست
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٠/١٣
٠
٠
جدی فیلم جالبیه؟ نمیدونم چرا فضاش که تو تبلیغات میبینم بهم حس خفقان میده!
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٦/١٠/١٣
٠
٠
آره واقعا جالب و متفاوته و خوبیش اینه فقط جالب نیست،پشت همه کارایی که تو فیلم انجام شده فکر و یک علتی هست :) شاید چون بلک باکس هست و صحنه تقریبا خالیه این حسو داشتی اما به نظرم اگر ببینیش زود به فضای فیلم عادت میکنی و از جذابیت های بصری و شنیداریش لذت میبری :)
پربازدیدتریـــن ها
پروفایل مکانی برای تبادل احساسات و افکارمان نیست

آداب انتخاب عکس پروفایل

٩٦/١٠/٢٦
درباره انتشار عکس کودک در شبکه های اجتماعی

وقتی عکس کودک منبع درآمد والدین می شود

٩٦/١٠/٢١
شبکه دانایی، شبکه تنهایی!

چرا از شبکه چهار استقبال نمی شود؟

٩٦/١٠/٢٤
معرفی چند نمایش نامه خواندنی

از خیانت تا خرده جنایت

٩٦/١٠/٢٣
وقتی ستاره های تلویزیونی نیامده افول می کنند

چشمک بزن ستاره!

٩٦/١٠/٢٤
با اصول فیلم دیدن آشنا شوید

چطور حرفه ای فیلم ببینیم؟

٩٦/١٠/٢٥
دلم دریاست اما از تماشای تو می گیرد

مرثیه ای بر هفت روز انتظار

٩٦/١٠/٢٥
برنامه کنسرت های مرحوم حبیب در دیار باقی

تا مدتی خانه ما آنلاین نشو!

٩٦/١٠/٢١
حمل برخود ستایی نباشه...

پیشنهاد کاری از بیز و بادران

٩٦/١٠/٢٣
سفر به دنیای داستان های مصور

از داستان های مصور چه می دانید؟

٩٦/١٠/٢٦
اگر وقت کتاب خواندن ندارید؛ اینجا را بخوانید!

بسته پیشنهادی کتاب برای روزهای پرمشغله

٩٦/١٠/٢٧