عادتِ عادت کردن!
وقتی خودمان، دور خودمان حصار می کشیم

عادتِ عادت کردن!

نویسنده : a_tavakol

کافی است به یکی از کشورهای همسایه سفر کنید. در همان روز اول یاد می‌گیرید که از خط عابر پیاده عبور کنید، پشت چراغ قرمز بایستید، سمت راست پله برقی برای شما و سمت چپ آن برای کسانی است که عجله دارند. هنگامی که شما و دیگران در حال رعایت این قانون‌اید هیچ پلیس یا ماموری کنار دست شما نایستاده است، اما اگر کسی خلاف این امر عمل کند تمام مردم نگاه عاقل اندر سفیهی به او می‌اندازند یا به او تذکر می‌دهد. به انجام مکانیک‌وار این رفتارها «عادت» گفته می‌شود.

حالا به ایران برمی‌گردیم. در حالی که عده ی زیادی از جایی غیر از خط عابر عبور می‌کنند، پشت چراغ قرمز نمی‌ایستند ، قطعا دیدن فردی که یک ربع پشت چراغ قرمز ایستاده است به نظر ما عجیب است، چرا که او شبیه عادت‌های جامعه عمل نمی‌کند. عادت‌هایی که در تقابل به قانون‌های نوشته شده و نوشته نشده قرار می‌گیرند و در مقابل آن‌ها پر زورترند. شما چند عادت را می‌شناسید که تبدیل به قانون شده باشد؟ من می‌توانم مثال‌هایی را در حوزه‌ی زنان بزنم!

یک. یک روز گرم تابستانی را در نظر بگیرید. ساعت چهاربعدازظهر در مترو با انبوهی از زنان روبه‌رو می‌شوید که احتمالا سرتاپا مشکی پوشیده‌اند. قانون کشور گفته است که زنان باید حجاب کامل داشته باشند و در ادارات دولتی این حجاب به مقنعه و شلواری غیر از جین محدودتر می‌شود.

شاید بسیاری از افراد آن را دوست نداشته باشند اما به هرحال قانون آن مجموعه است. برای همین به آن تن می‌دهند و خود آن‌ها هم قانون همواره مشکی پوشی بودن را به آن اضافه می‌کنند! در همین حال است که اگر در یک اداره، کارمندی با مانتوی سفید و مقنعه‌ی روشن و شلوار کتان رفت و آمد کند و حجاب کامل داشته باشد و خطایی هم مرتکب نشده باشد، با دید بدی به او نگاه می‌کنیم و معتقدیم او هنجار‌شکن است. در این میان هیچکس این سوال مهم را مطرح نمی‌کند که کدام قانون دینی و اداری، زنان را وادار به پوشیدن رنگ مشکی کرده است؟ چرا این سوالات مطرح نمی‌شود؟ چون بنیانگذار این قانون خود زنان‌اند.

دو. از همان روزهای ابتدایی راه اندازی مترو تهران دو واگن ابتدایی آن به زنان تعلق گرفت. چند سال بعد واگن ابتدا و انتهای قطار به زنان تعلق گرفت. بسیاری از زنان از این تفکیک استقبال کردند، تا آنجا که حتی اگر بخش عمومی خالی و بخش بانوان پر باشد، ترجیح آن‌ها انتظار برای قطار بعدی است. با این حال گروه‌های دانش آموزی و دانشجویی دختر یا خانوادگی ممکن است از واگن عمومی استفاده کنند. انگار تصور آن‌ها این است که اگر چندنفر باشیم پرزورتریم. اما قدرت و زور در برابر چه؟ خدا عالم است.

این اتفاق در مورد پارک بانوان هم افتاد. عده‌ی زیادی از ‌آن استقبال کردند. تا آنجا که امسال در شهر اصفهان وعده افتتاح پارک‌های بیشتری به زنان داده شد. تمام این افراد که عده‌ی آن‌ها بسیار زیاد و در واقع افراد غالب جامعه‌اند با شوق زیاد این «تفکیک» را در آغوش کشیدند. و حاضر نشدند راه دیگری را در پیش بگیرند. آن‌ها معتقدند امنیت آن‌ها، اینطور بیشتر تامین می‌شود. اما نخواسته و نمی‌خواهند راه دیگری را برای تامین امنیت خود پیش بگیرند. 

مثلا با حضور در جامعه. حضور فعال در پارک عمومی یا تذکر به انگشت شمار مردانی که ممکن است چشم چرانی کنند، مبنی بر حفظ حقوق شهروندی؛ تا در محیط عمومی به صورت برابر حضور داشته باشند. انگار که هیچوقت لازم نیست قانون اصلاح شود و یا امنیت اجتماعی زنان در سطح شهر بیشتر شود! انگار که راهکار موقت و نه چندان موثر «تفکیک» تنها راه حلی است که به ذهن‌ها می‌رسد! 

سه. چند خط اتوبوس را می‌شناسم که کارمندان مرد زیادی را جابه‌جا می‌کند، به صورتی که افراد زیادی در بخش مردانه می‌ایستند و له می‌شوند. یک‌بار چند نفر از آن‌ها وارد بخش بانوان شدند و اعتراض زنان شروع شد. البته برعکس این ماجرا را هم دیده‌ام، وقتی که زنان به بخش مردان می‌روند و بر روی صندلی آن‌ها می‌نشینند، اما مردان نسبت به این نوع تجاوز اعتراض نکرده‌اند. یک‌بار از زنی پرسیدم چرا چنین رفتاری از ما سر می‌زند؟ پاسخ داد: «این ما هستیم که حد و حدودمان را تعیین می‌کنیم.» حرفشان درست، اما همیشه از خودم پرسیده‌ام چرا ما تعیین کننده‌ی سایر حد و حدودها نیستیم؟ مثلا با حضور همیشگی خود ثابت نمی‌کنیم نشستن در پارک، ورزش کردن در پارک، دویدن در پارک با حجاب کامل حق ماست. عوضش چه می‌کنیم؟ بدون اینکه قانون از ما بخواهد یا در واقعیت خطری ما و امنیتمان را تهدید کند، دور خودمان حصار می‌کشیم! 

چهار. مدت‌هاست بحثی در گرفته مبنی بر حضور زنان در ورزشگاه‌ها. قطعا همه‌ی ما هم قبول داریم که آزارهای خیابانی وجود دارد، برخی افراد بیماری‌های روانی دارند و قانون محکم و قاطعی برای حمایت از زنان در برابر این آزارها وجود ندارد اما کسی به ما دیکته نکرده است که در یک سالن کنفرانس زن‌ها جدا بنشینند و مردها جدا، ولی به شکل یک رفتار همیشگی و به‌طور ناخودآگاه ما به سمتی حرکت می‌کنیم که اگر در آن سالن زنی در میان مردان بنشیند و یا بالعکس هنجارشکن محسوب می‌شود.

باور کنید این رفتارها، قوانینی است که خودمان می‌نویسیم. قانونی که نشانه‌ی پذیرش، عقب نشینی و گوشه نشینی ما است. آنوقت در این شرایط چطور انتظار داریم که قانون‌های حمایت‌گر شکل گیرد یا امنیت اجتماعی ما تامین شود؟

برچسب ها
تفکیک جنسیتی در سطح شهر
جداسازی فضای شهری
تفکیک جنسیتی
درمان موقت ناامنی اجتماعی
امنیت اجتماعی زنان
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_sokoot
h_sokoot
٩٦/٠٩/٢٢
٨
٥
البته که باید امنیت زنان در جامعه بیشتر بشه و این کار فقط به این بستگی داره که مردم خودشون رو تغییر بدن. ولی با اختلاط مخالفم. واقعا رعایت حجاب کار سختیه. اینکه خانوما در یه محیط زنونه باشن و راحت تر باشن که بد نیست. در ضمن در بعضی موارد تفکیک جنسیتی جامعه رو سالم تر نگه می داره.
m-aminfar
m-aminfar
٩٦/٠٩/٢٣
٤
٤
به نظرم تفکیک جنسیت اصلا درست نیست. مردان و زنان باید یاد بگیرن امنیت درست کنن، وگرنه با تفکیک جنسیت چیزی حل نمیشه ، اصلا تفکیک کردیم دانشگاه رو تفکیک کردیم، محل کارو تفکیک کردیم دیگه نمیتونیم پیاده روها و مغازه هارو تفکیک کنیم
h_sokoot
h_sokoot
٩٦/٠٩/٢٤
٣
٤
بله. حق با شماست. نمیشه خیابون ها رو تفکیک کرد.حتی تفکیک دانشگاه ها هم به اون روش شاید اشتباه باشه و بدتر آدما رو حساس بکنه. ولی در مواردی تفکیک آدما رو از خطا دور می کنه. هر چقدر هم که آدما رعایت کنند ولی معصوم که نیستند. بعد هم بگیم اصلا اگه هر دو طرف رعایت کنند هیچ اشتباهی رخ نمیده... ولی حیا اختلاط رو نمی پسنده. بعد هم اون طوری هم خانوما راحت ترن و هم آقایون. اینطور نیست که مشکل فقط از طرف خانوما باشه... آقایون هم باید حیا و غیرت رو ناموس مردم داشته باشن. ولی بله... تفکیک داریم تا تفکیک! نه تفکیکی که مخصوصا دختر و پسر جوان رو عقده ای بکنه و تا جنس مخالف رو دیدن دست و پاشون رو گم کنن. خلاصه بی جنبه نشن.
....
....
٩٦/٠٩/٢٣
٤
٦
فکر میکنم درسته که باید خیلی از عادتهای غلط رو اصلاح کنیم. ولی داشتن فضاهای جداگانه زنانه خیلی هم خوبه. خانوم خودم به عنوان یک فرد فعال تو جامعه، درسته که با حجاب تو جامعه حضور داره و خیلی هم حضورش موثره، ولی واقعا وجود فضاهای اختصاصی و مجزا رو میپسنده فکر میکنم خانوم توکل به اندازه کافی جاهایی رو دارن که حرفاشون رو اختصاص بدن و لزومی نداره که جیم هم باتوجه به سابقه و مخاطبینش دنبال پوشش دادن حرفای این خانوم باشه
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/٠٩/٢٣
٤
٢
نمی دونم قرار نتیجه این تفکیک ها چی باشه؛ اما هر چی که هست قطعا دردی رو دوا نمی کنه!
ژاله
ژاله
٩٦/٠٩/٢٦
٢
٠
من با تفکیک همه چیز موافق نیستم، و طرفدار آموزش دادن آداب برخورد با خانمها به آقایان، هم هستم. اما پارک زنانه خیلی چیز خوبی است که شما هر قدر هم به آقایان آموزش بدهید و هر قدر هم آنها با تقوا(!) و سر به زیر باشند، هرگز در پارک عمومی آن آسایشی و راحتی که در پارک زنانه هست، وجود ندارد. شم زنانه من (که زنهای دیگر هم از آن برخوردارند) یک محاسبه احتمالاتی دارد و هشدار میدهد که حتی اگر از هر ده مردی که از کنارت می گذرند، هر ده تاشان رفتاری مودب و متین داشته باشند، باز هم این امکان هست که هر ده تایشان، مخفیانه در حال دید زدن تو باشند و این در حالی است که هیچگونه توان و امکانی برای فهمیدن این نکته، منع کردن او یا حفظ خودت از نگاهش نداری. بنابراین ترجیح میدهم در محیط عمومی و در برخورد با آقایان حجاب کامل داشته باشم.
banu69
banu69
٩٦/٠٩/٢٦
٠
٠
سلام تهمينه حدادي/آلما توكل من خيلي نوشته هاي وبلاگتون يعني همون خرمالوي سياه رو دوست دارم خواهش مي كنم يه راه ارتباط با خودتون رو توي تلگرام بهم بديد نظرات وبلاگتون بسته است
مریم
مریم
٩٦/٠٩/٢٨
٠
٠
کاملا موافقم.
پربازدیدتریـــن ها