قبل از ایدز؛ آدم ‌ها را نکشیم
وقتی رفتار ما از بیماری‌ ترسناک ‌تر است

قبل از ایدز؛ آدم ‌ها را نکشیم

نویسنده : عطیه میرزاامیری

 حدود دو سال پیش یک بیماری پوستی خفیف گرفتم. علائمش آن‌قدر ناچیز بود که اگر خودم از آن چیزی نمی‌گفتم، امکان نداشت شخص دیگری از این بیماری باخبر شود. اولین واکنشی که هم‌اتاقی‌هایم بعد از شنیدن این خبر نشان دادند، دوری از من بود. یک فاصله‌ی زیادی بین‌مان افتاد. دیگر خبری از شب نشینی‌های همیشگی نبود. دیگر به بهانه‌ی چای خوردن دور یکدیگر جمع نمی‌شدیم. از دست دادن یا روبوسی کردن با من امتناع می‌کردند. تنها واکنش بچه‌های خوابگاه در مقابل شنیدن خبر این بیماری ناچیز پوستی، فرار کردن از من بود. کم‌کم خودم هم از خودم فرار می‌کردم. حس یک بیمارِ جذامی را داشتم، که باور کرده با نزدیک شدن به آدم‌ها، بیماری‌اش را انتقال می‌دهد. روزهای سختی بود. حتی نزدیک‌ترین دوستانم برای در امان بودن، به من نزدیک نمی‌شدند و توجیه‌شان این بود که نمی‌خواهند درگیر یک بیماری شوند. در میان تمام این واکنش‌ها عده‌ای هم شروع کردند به گلایه کردن از من که اگر بهداشت را رعایت می‌کردم، این مشکل برایم پیش نمی‌آمد. در صورتی‌که این بیماری هیچ ربطی به رعایت یا عدم رعایت بهداشت نداشت. چیزی که در آن مدت مرا بیشتر از خود بیماری آزرد، رفتار و واکنش‌های اطرافیانم در مقابل شنیدن این بیماری پوستی بود. کافی بود با شنیدن اسم بیماری، نام آن را در گوگل سرچ کنند تا کلیه‌ی اطلاعات را در این باره بفهمند و مطمئن شوند نه تنها این بیماری واگیردار نیست، بلکه به‌زودی رفع می‌شود و نیاز به این همه فاصله گرفتن نیست. 

امروز روز جهانی ایدز است. بیماری‌یی که از بچگی برای ما تداعی یک نقص ترسناک بوده است. از سال‌های دور با شنیدن نام این بیماری، یک غول سیاه و چرک درون ذهن ما نقش می‌بست. کافی بود بفهمیم در نزدیکی ما یک انسان با همین بیماری دست و پنجه نرم می‌کند. آن‌وقت ترس این‌که این بیماری به ما هم منتقل شده باشد، به جان‌مان می‌افتاد و گمان می‌کردیم ما هم از این بیماری سهمی برده‌ایم، پس سعی در قطع ارتباط با او می‌کردیم. یادم می‌آید یکبار تلویزیون برنامه‌ای گذاشته بود که در آن یک بیمار ایدزی از مشکلاتش می‌گفت. روایت می‌کرد زمانی‌که در آزمایشگاه منتظرجواب آزمایشش بوده، پرستاری که از جواب آن باخبر شده، برگه‌ی آزمایش را جلوی آن فرد پرت می‌کند و با حالتی بد او را از آزمایشگاه بیرون می‌اندازد! همین رفتارهای بدون اطلاع و واکنش‌های بدون فکر شده در مقابل شنیدن بیماری‌های عفونی باعث می‌شود بیمار، قبل از آن‌که از لحاظ جسمی با آن بیماری درگیر شود، روحش رفته رفته تحلیل رود و افسرده شود. سال‌هاست در مورد این بیماری فرهنگ‌سازی زیادی شده است. حتی در سال گذشته سریالی به نام «پریا» در همین باره ساخته شد که نشان می‌داد بیماری ایدز به سادگی قابل انتقال به کسی نیست. بیماری که ایدز دارد به راحتی و شبیه به تمام انسان‌های سالم می‌تواند زندگی کند، می‌تواند روابطش را داشته باشد و از آن مهم‌تر قادر است که ازدواج کند. امروز بهانه‌ی خوبی‌ست که بیشتر از قبل در مورد این بیماری اطلاعات کسب کنیم و بدانیم یک بیمار در قدم اول، نیاز به همدلی اطرافیانش دارد، نه دور شدن آن‌ها از او. همچنین دانستن علائم این بیماری باعث می‌شود از وقوع یا پیشرفت آن جلوگیری کنیم. علائم اولیه‌ای چون: سردرد، تب، خستگی، تورم غدد لنفاوی، کهیر، گلو درد،سینه پهلو، تعرق شبانگاهی، تغییر ناخن‌ها و درد عضلات و مفاصل. 

در کنار تمامی این‌ها به‌خاطر داشته باشیم کسی که بیمار است نیاز به پذیرش دارد و این امر میسر نمی‌شود جز اینکه ما اطلاعات خودمان را در مورد بیماری‌های عفونی و واگیردار بالا ببریم. 

برچسب ها
روز جهانی ایدز
ایدز
برخورد با افراد مبتلا به ایدز
افراد مبتلا به ایدز
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٦/٠٩/١٠
٠
٠
بیماریت چی بوده؟
عطیه_میرزاامیری
عطیه_میرزاامیری
٩٦/٠٩/١٠
٠
٠
مطمئنا اگه می‌خواستم بگم توی متن بهش اشاره می‌کردم و هدف از نوشتن این متن چیز‌ دیگه‌ای بود:)
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/٠٩/١٠
٠
٠
من بعد از خوندن متن میخواستم بنویستم بله حق با شماست باید این افراد رو بپذیریم ولی.. باور کن خیلی ام ساده نیست..تنها چیزی که باعث میشه من این مدل افراد رو نرنجونم یا رفتار آزاردهنده ای در مقابلشون نداشته باشم فقط این فکر بوده که: از کجا معلوم منم به این بیماری مبتلا نشده باشم؟؟؟یا در آینده مبتلا نخواهم شد؟؟؟ همه ی ما برای تزریق ؛ آزمایش و چکاپ به درمانگاه ها مراجعه کردیم و ممکنه درگیر این بیماری هم شده باشیم و ده پونزده سال دیگه این بیماری علائم خودش رو نشون بده.و همین فکر باعث میشه در مقابل بیماران واگیردار رفتار سنجیده تری داشته باشم .
عطیه_میرزاامیری
عطیه_میرزاامیری
٩٦/٠٩/١٠
٠
٠
خیلی رفتار بالغانه ای انجام میدی. همه ی ما بلاخره در مقابل این افراد ناخوداگاه یه سری احتیاط هایی رو میکنیم. اما حرفت خیلی خوب و کامل بود. ممنونم ازت.
پربازدیدتریـــن ها
فیلمی برای خندیدن

آینه بغل ارزش سینما رفتن را دارد؟

٩٦/٠٩/٢٣
وقتی خودمان، دور خودمان حصار می کشیم

عادتِ عادت کردن!

٩٦/٠٩/٢٢
با ما بمانید...

جیم با قابلیت استوری گذاشتن

٩٦/٠٩/٢٣
صفر تا صد شاعر شدن را اینجا بخوانید

چگونه از شاعری به کاسبی برسیم؟

٩٦/٠٩/٢١
از عکاسی مستند - اجتماعی چه می دانید؟

یک عکس و هزاران حرف

٩٦/٠٩/٢١
رابطه شتر با سرما خوردگی و ای کیو پایین در...

کریسمس مذگان!

٩٦/٠٩/٢٦
معرفی بازی اعتیاد آور این روزهای جهان

آجرت را بشکن و معتاد شو!

٩٦/٠٩/٢٠
ورزش هایی که در ایران مهجور مانده اند!

محبوب ترین ورزش های دنیا کدام اند؟

٩٦/٠٩/٢٠
معرفی 7 غذای معروف از 7 کشور متفاوت

غذاهای بین المللی که با ذائقه ما جور در می آید

٩٦/٠٩/٢٥
قطع شدن یارانه در صدر جدول

تعطیلات نیم فصل عشق و عاشقی

٩٦/٠٩/٢٢
در 25 آذرماه؛ روز ملی پژوهش...

6 مرحله برای دستیابی به یک تحقیق ارزشمند

٩٦/٠٩/٢٥
معرفی اپلیکیشن Mandalas coloring pages

مدیتیشن با چاشنی خلاقیت

٩٦/٠٩/٢٦
پیرامون رفتار زننده ماموران شهرداری با دستفروش ها و ساماندهی که خبری از آن نیست

سیلی به گوش خلق؟!

٩٦/٠٩/٢٧
تبلیغات