شاگرد اول کی بودی تو؟
اندرحکایت ژن خوب عارف و گل پسرش

شاگرد اول کی بودی تو؟

نویسنده : محمدعلی محمدپور

راستش کم‌کم داشتیم ماجرای ژن خوب را فراموش می‌کردیم و باور می‌کردیم این عزیزان آقازاده بر اساس تلاش و زحمت و دود چراغ خوردن و نیازمندی‌های روزنامه و فرم استخدامی پر کردن و مصاحبه و برید باهاتون تماس می‌گیریم و از این کارها به مناصب و مقامات رسیده‌اند که اظهارنظر جدید آقای عارف دوباره نمک روی ژن‌مان پاشید.

ایشان درباره واکنش‌ها وانتقادهایی که توسط مردم نسبت به سخنان گهربار گل پسرشان اتفاق افتاده بود، لغت افاضات را به کار برده‌اند و گفته‌اند: «در فضای مجازی به اندازه کافی در این باره افاضات شد» ببینید وقتی ژن خوب ندارید سخن شما افاضات می‌شود. ولی اگر همین ما مردم عادی، ژن خوب داشتیم لابد حرف‌مان فرمایش یا سخن گهربار می‌شد. شما ببینید که ژن خوب بر همه چیز اثر دارد. اصلا ما از بچگی چون بابایمان خبر داشت ژن‌مان خوب نیست نمی‌گذاشت زیاد حرف بزنیم. به طوری که تا می‌آمدیم حرف بزنیم، می‌گفت برو تو اتاقت و چون ما ژن خوب نبودیم که برای خودمان اتاق داشته باشیم مجبور بودیم برویم توی انباری و همنشین سوسک‌ها بشویم.

بعد در ادامه آقای عارف فرموده‌اند: «پسرم به هر حال همواره شاگرد ممتاز بوده‌اند در هر مسابقه‌ای در دوران دبستان شرکت کرد اول شده» یعنی توجه کنید که ایشان همیشه اول بوده ها. البته ایشان دقیق ذکر نکرده که پسرشان چند تا صدآفرین و هزارآفرین گرفته اما بهرحال انگار کلا همیشه جای اول را برای ایشان می‌گذاشته‌اند. مثلا هر وقت توی مدرسه خر پلیس بازی می‌کرده‌اند پسر آقای عارف عضو ثابت روی شخصیت خر بوده و نمی‌گذاشته کسی سوار بشود یا اگر مسابقه ماست‌خوری بوده، همه ماست می‌خورده‌اند و تا گردن توی ظرف ماست فرو می‌رفته‌اند و فرزند ایشان سالاد سزار می‌خورده و اول می‌شده است.

یعنی ببینید ما توی دبستان‌مان شاگرد اول می‌شدیم بابای‌مان که قول یک دوچرخه داده بود به جایش برای‌مان یک تکه چوب دراز می‌خرید. خب واقعا حق داشت، وسعش نمی‌رسید و ما آن موقع به جای دوچرخه سوار چوبی دراز می‌شدیم تا این آقازاده‌ها سوار هر چه دوست دارند بشوند. اصلا حالتی بود که گاهی بابای ما می‌زد پس کله‌مان و می‌گفت تو چرا هی شاگرد اول می‌شوی از بچه همسایه یاد بگیر که عناوین مختلف اول تا سوم را می‌آورد. راستش ما توی دبستان‌مان شاگرد اول‌های زیادی داشتیم که الان دارند کنار خیابان بادکنک می‌فروشند چون شاگرد اول بودند اما ژن‌هایشان کج و کوله بود.

بهرحال با این اندازه خودشیفتگی و ببین اصلا ما چه چیزهایی هستیم که ما در این پدر و پسر و امثال ایشان که می‌ببنیم لابد توی خانه همدیگر را این طور خطاب می‌کنند که: «سر لیست امید کی بودی شما؟» بعد پدر نگاهی به لوح تقدیرهای گل پسر را نگاهی می‌کند و می‌گوید: «تو شاگرد اول کی بودی بابایی؟» و لپش را می‌کشد و قربان دست و پای طلایی‌اش می‌رود.

اصلا از من می‌شنوید به نظرم همه‌مان برویم یک نامه بلند بالا بنویسیم و رسما از آقای عارف عذرخواهی کنیم.  بنده عمیقا نگران این عزیزان هستم که یک وقتی ترک بردارد چینی نازک ژن خوب‌شان. در واقع آقایان بعضی‌شان چنان پست‌ها و مناصب را بین هم ژنی‌هایشان تقسیم کرده‌اند که گاهی ما می‌آییم از مسئولی انتقاد کنیم یا به قول آقای عارف افاضات کنیم، عذاب وجدان داریم که یک موقع بد نباشد داریم توی مسائل خانوادگی‌شان دخالت می‌کنیم. امید که دیگر ما مردم هی افاضات نکنیم و توی مسائل خانوادگی این عزیزان با آن ژن‌های کج  وکوله‌مان دخالت نکنیم.

برچسب ها
ژن خوب عارف
ژن خوب آقازاده ها
صحبت های عارف درباره ژن خوب پسرش
ژن خوب
شاگرد اولی پسر عارف
یادداشت طنز
نظرات کاربران
کد امنیتی
عطیه_میرزاامیری
عطیه_میرزاامیری
٩٦/٠٦/٠٩
٣
٠
:))))))) عاااالی بود :)))
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٦/٠٦/١٢
٠
٠
نظر لطف شماست :))
m_sepanta
m_sepanta
٩٦/٠٦/٠٩
١
٠
پیشنهاد می کنم برای بهبود اوضاع مملکت آقای عارف یک مرکز اصلاح ژن تاسیس کنن ، یا مثلا یک مرکزی مثل مراکز پیوند سلول بنیادی ، که ما برویم و چند سی سی ژن خوب به ما تزریق کنند ، خدا را چه دیدید شاید ما هم شاگرد اول شدیم و چند تایی کارت صد آفرین هم گرفتیم
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٦/٠٦/١٢
٠
٠
:))
amirpour_24
amirpour_24
٩٦/٠٦/١٢
١
٠
متن خوبی بود، موفق باشید. تیکه های خوب و با نمکی داشت. اما یه جاهایی به نظر می رسه اگه حجم مطلب کمتر می شد، و یا بعضی نکات نگارشی رو رعایت می کردید، بهتر هم می شد.
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٦/٠٦/١٢
٠
٠
ممنون از نگاه دقیق تون :)
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٦/٠٦/١٢
٣
٠
تو شهر بی قانون،قورباغه هفت تیر کش میشه. شنیدن حکایت فساد و باند بازی رجال سیاسی شده عادتمون. انشالله درست میشه منتها وقتی که ما دیگه تو این دنیا نیستیم :/
پربازدیدتریـــن ها
چیدمان هنری خانه در عین سادگی

چطور خانه ای هنری داشته باشیم؟

٩٦/٠٨/٢١
امروز زمان خوبی برای گله مندی نیست...

این داغ را تازه نگه دارید!

٩٦/٠٨/٢٢
ممنون که مهربونی!

زلزله شرمنده محبتتان شد

٩٦/٠٨/٢٥
بسته پیشنهادی کتاب برای هفته کتاب و کتابخوانی

به کی؛ چه کتابی هدیه بدهیم؟

٩٦/٠٨/٢٣
۶ راه‌کار عملی برای تمرکز بیشتر بر روی کار و‌ مطالعه

چطور تمرکز از دست رفته را بازگردانیم؟

٩٦/٠٨/٢٤
در سایه بی توجهی مسئولین؛ سونامی انحلال در تیم های ورزشی بانوان

بانوان؛ بازنده های همیشگی ورزش ایران

٩٦/٠٨/٢١
بسته پیشنهادی بازی با چاشنی هیجان؛ مخصوص بزرگسالان

معرفی چند بازی فکری دو نفره

٩٦/٠٨/٢٤
قبرستان یا آرامستان؛ مسئله این است!

سرگذشت عجیب قبرستان ها در ایران

٩٦/٠٨/٢٥
با فراگیری یک زبان خارجی؛ چطور می توانیم وارد بازار کار شویم؟

بازار کار رشته های زبان خارجی

٩٦/٠٨/٢٧
نگاهی کوتاه به «انسان عاقل» در حدیثی از امام مهربانی ها

یک کهکشان راه است تا فهمیدن او...

٩٦/٠٨/٢٨
گودبای پارتی تلخ کاپیتان در شب ناکامی بزرگ

جام جهانی پا روی چکمه گذاشت

٩٦/٠٨/٢٣
معرفی بازی مشت زنی Real Boxing 2

بوکس را حرفه ای بازی کنید

٩٦/٠٨/٢٢
مصاحبه اختصاصی با رضا مهاجری؛ سرمربی تیم پدیده

پدیده با لشکری مصدوم به مصاف پرسپولیس می رود

٩٦/٠٨/٢٧
حال خراب حضرت پاییز، مال من

ذهن زیبا؛ گلچینی از تک بیت ها و اشعار ناب (38)

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات