هنوز مظلوم
به بهانه سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی

هنوز مظلوم

نویسنده : یاسین ناطقی

«روشنفکری» از آن قبیل واژه‌هاست که طی سال‌های اخیر، معنایش قدری تار شده است. در تاریخ معاصر ایران که جست‌و‌جو می‌کنیم، با انواع مختلفی از روشنفکران روبه‌رو می‌شویم. از دانشجویانِ فرنگ رفته دوره مشروطه و پایان قاجار گرفته تا نویسندگان نوظهور دهه‌های نخست قرن جاری و تعدادی سیاستمدار و جامعه شناس. میان آن‌ها اما چند نفر هستند که همه جا، نام‌شان با روشنفکری گره خورده است. شریعتی یکی از آن‌هاست.

 

کوتاه از شریعتی

وقتی بعد از 12 سال از سیستم آموزش ‌و پرورش خارج می‌شویم، تنها چیزی که از شریعتی می‌دانیم، نام تعدادی از آثار و طبع شاعرانه‌اش در نگارش «کویر» است که آن را هم به لطف کتاب ادبیات بلدیم. درحالی که این‌ها، در برابر شخصیت، افکار و نقش او در تاریخ معاصر ایران، تقریبا هیچ است. شریعتی کسی است که همه، از مخالفان گرفته تا هواداران و همفکرانش، به ناشناخته بودن او اقرار کرده‌اند. شریعتی جزو تاثیرگذارترین اندیشمندان دوره خودش بود. کسی که مانند دیگر مبارزان درجه اول انقلاب، طعم زندان‌های نظام پهلوی را چشیده بود و نقشی جدی در پر و بال گیری انقلاب و ریشه‌های عقلانی آن داشت. مخاطبش، برخلاف مخاطب دیگر خطیب‌های آن دوره، جوانان درس‌خوانده جامعه بود. کسانی که بیش از بقیه، اهل اندیشه‌های نوین غربی بودند.

شریعتی زود از دنیا رفت؛ بدون آن‌که تفکرات و شخصیتش به طور کامل شناخته و بررسی شود. حتی بعد از مرگش هم تلاشی جدی برای معرفی دقیق و جزئی‌اش انجام نگرفت. اما چرا بر خلاف دیگر پیشروان انقلاب، کمتر نام شریعتی را می‌شنویم و از اعمال و عقایدش آگاهی داریم؟

 

اندیشه شریعتی 

با بررسی تاریخ معاصر ایران و اسناد مربوط به شریعتی، به یک پاسخ کلی برای پرسش بالا می‌رسیم. آن هم این‌که شریعتی کامل نبود و نمی‌شد تمام افکارش را در کنار یکدیگر، مطرح کرد و مهر تایید بر آن زد. حوالی سال پنجاه شمسی، تعداد زیادی از جوان‌های ایرانی، به واسطه آموزه‌های شریعتی، دین را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته و از عقاید مارکسیستییِ رو به رشد در آن دوره فاصله گرفتند. مارکسیسمی که محمدرضا پهلوی هم از آن واهمه داشت و تا مدت‌ها، در برخورد با اعتراضات قشر جوان، آن‌ها را زاییده مارکسیسم می‌دانست و سعی داشت به این وسیله، معترضان را از نظر عقیده، در دسته مارکسیست‌ها بگنجاند و میان آن‌ها و توده مردم، فاصله‌ای ایجاد کند. در همان برهه، اندیشه‌های انتقادیِ شریعتی نسبت به مارکسیسم، در اختیار قشر دانشجو قرار گرفت و موجب تغییراتی در جهت فکری آن‌ها شد. اما از طرفی، برخی افکار شریعتی هم چندان مورد قبول مذهبیون و علمای دین نبود. شاید بتوان مهم‌ترین مورد را، بخشی از اظهارات شریعتی در مورد روحانیت و مطرح کردن بحثِ «اسلام منهای روحانیت» دانست. موضوعی که اعتراض امام خمینی را هم در پی داشت. هرچند در آن دوره، تلاش امام بر این بود که این اظهار نظر، موجب ایجاد تفرقه میان مردم و هواداران شریعتی نگردد؛ اما این خواسته تقریبا به وقوع نپیوست و اختلافاتی میان طرفداران امام خمینی و دکتر شریعتی شکل گرفت. 

 

پس از شریعتی

شریعتی حدود یک سال پیش از پیروزی انقلاب به لندن رفت و چند ماه بعد، همان‌جا درگذشت. اما تفکرات او، میان مردم ایران باقی ماند و دست به دست میان مردم گشت. بعد از مرگ شریعتی، همان رفتاری تکرار شد که پیش از مرگ او نیز انجام می‌شد. هرکس با هر تفکر، بخشی از اندیشه‌های شریعتی را استخراج و طبق آن‌ها، رفتار می‌کرد. از جمله آن‌ها، مجاهدین خلق (منافقین) بودند. آن‌ها قسمتی از اندیشه‌های شریعتی را پذیرفتند و بر اساس همان‌ها، به فعالیت‌های خود ادامه دادند. «فاطمه فاطمه است»ِ شریعتی، همان‌قدر محبوبِ مذهبیون بود که «خود سازیِ انقلابی» و تزِ اسلام منهای روحانیتِ او، محبوب مجاهدین خلق. گفته می‌شود که عده‌ای از اعضای سازمان مجاهدین خلق، افرادی بوده‌اند که به واسطه سخنرانی‌های شریعتی در حسینیه ارشاد تهران، مایل به عضویت در این سازمان شده‌اند.

این قبیل تضادها میان دنبال‌کنندگان اندیشه‌های شریعتی، باعث ایجاد موجی منفی علیه او شد. موجی که نمی‌توانست عقاید مختلف شریعتی را در کنار هم، تحمل کند و منتج به انزوای عقاید و افکار او شد. با گذشت زمان، نگرش مردم به شریعتی، به چند دسته تقسیم شد. عده‌ای به عنوان هواداران سینه چاکش، او را تا حد ممکن بالا بردند و از او الهه ساختند؛ در مقابل قشری هم او را به واسطه برخی عقایدش، منحرف دانستند و او را طرد کردند. 

 

مشکل کجاست؟

احتمالاً مشکل اصلی، ناتوانی ما در پذیرش و هضم شخصیت‌های خاکستری در تاریخ است. شخصیت‌هایی که به واقعیت موجود نزدیک‌اند و مجموعه‌ای از محاسن و کاستی‌ها هستند. شاید ما یاد نگرفته‌ایم که انسان‌ها، خوب یا بد مطلق نیستند و هر کس ممکن است بخش‌هایی تیره یا غیرهمسو با عقاید یا تفکرات ما داشته باشد. رهبر معظم انقلاب، آیت‌ا... خامنه‌ای در مورد دکتر شریعتی می‌گوید: «به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می‌کنند، یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست...»

شریعتی نمونه‌ای بود از شخصیت‌هایی که خدمات زیادی به ما و کشورمان کرده‌اند، اما بابت برخی رفتارها یا عقاید اشتباه، به انزوا کشیده و یا خدمات‌شان نادیده گرفته شده‌است. هرچند که عده‌ای هم توانستند با رعایت انصاف، شریعتی را آن گونه که بود، بپذیرند و بدون توهین و یا تقدیس، از اندیشه‌های او بهره ببرند. البته رفتار ما مردم نیز تا حدودی متاثر از سیاستگذاری‌های بعضی مدیران‌مان است. سیاست‌هایی که گاه اجازه نمی‌دهند ابعاد شخصیتی و عقیدتی یک اندیشمند، به خوبی در جامعه مطرح شود و تصمیم‌گیری نهایی، به اعضای جامعه واگذار شود.

مطمئنا میل ما به یافتن افراد کامل و یا کامل فرض کردن افراد ناقص، به ضرر ما و آن‌ها خواهد بود.

برچسب ها
علی_شریعتی
درگذشت_شریعتی
29_خرداد
اندیشه_شریعتی
نظرات کاربران
کد امنیتی
faezeh76
faezeh76
٩٦/٠٣/٢٩
١
١
كاش بعضي از آدم ها رو ديرتر از دست مي داديم تا عقايد و تفكراتشون براي همه روشن مي شد ، ممنون از مطلب تون :)
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
کاش... البته هنوزم خیلی از متفکران ایرانی در قید حیات هستند، اما همون داستان مرحوم شریعتی داره براشون تکرار میشه. مثال بارزش هم دکتر سروش هست که خیلی شدیدتر از شریعتی، مقابلش جبهه های منفی شکل گرفته. ممنون از شما که خوندید :)
h.naderi
h.naderi
٩٦/٠٣/٣٠
١
٠
آفرین یاسین. مطلب خوب و کاربردی و منصفانه ای نوشته بودی
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/٠٣/٣١
٠
٠
لطف دارید. خوشحالم که خوب بوده.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٣١
٠
٠
من کتابی از شریعتی نخوندم و فقط یه جمله ازش بلدم که همون یه جمله نشون میده چقدر فکرش عمیق بوده و چیزهایی رو درک میکرده که همه نمیتونستن و اون جمله اینه: «فاطمه فاطمه است...» اسم کتابشه و من خیلی وقته دوست دارم بخونمش ولی نشده متاسفانه. / چند جمله ای بود تو مطلبتون همش مارکسیسم و مارکسیست و اینا داشت، کاش تو یکیش میگفتین مارکسیسم چیه اصلا! :)) / ممنون از مطلبتون :)
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/٠٤/٠٣
٠
٠
مرسی که خوندید و نظر دادید... بله؛ اکثر خواننده های اثار شریعتی هم از اون کتاب خوششون میاد و نظر شما رو دارن. / راستش اگر میخواستم تعریف و تفسیر مارکسیسم رو هم بیاریم داخل مطلب، یه مقدار طولانی تر و البته کتابی تر از اینی که هست میشد :) ولی ایشالله اگر موقعیتش پیش بیاد، در آینده هم دربارشون میشه کار کرد و توضیحاتی ارائه داد.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٤/٠٤
٠
٠
پس چقد سنگینه مارکسیسم!! الان خیلی ضایع ست که من نمیدونم یعنی چی؟! :/ ممنون، ایشالا :))
پربازدیدتریـــن ها
به بهانه سوالات عجیب مهران مدیری از حضار و واکنش عجیب تر آن ها

وقتی مرز بین شوخی و تحقیر را نمی دانیم

٩٦/٠٥/٢٥
چپ دست های عزیز ؛ روزتون مبارک

رازهای جالب در مورد چپ دست ها

٩٦/٠٥/٢٢
با ادبیات فرانسه همراه شوید

معرفی 3 کتاب دوست داشتنی از ادبیات فرانسه

٩٦/٠٥/٢١
وجود دو هزار کودک مطلقه در ایران ؛ آماری که همه را شوکه کرد

روایتی تکان دهنده از ازدواج کودکان در ایران

٩٦/٠٥/٢٥
نگاهی به بازار صنعت سرگرمی در ایران

از لباس شهرزاد تا چوبدستی دامبلدور

٩٦/٠٥/٢٤
از افشاگری مجید افشاری تا شوخی های +18 در خنداننده شو

خنداننده شو ؛ از ابتدا تا پایان

٩٦/٠٥/٢٦
ایلام رتبه اول خودکشی در ایران، خودسوزی در جهان

خودسوزی یک فریاد است!

٩٦/٠٥/٢١
لیست لوازم کوهنوردی + قیمت

لوازم کوهنوردی چی بخریم؟

٩٦/٠٥/٢٢
به بهانه ورود ناامیدکننده «امید» به جمع شبکه های سیما

موازی کاری به سبک سیما

٩٦/٠٥/٢٣
با این 5 اپلیکیشن ؛ سلفی های جذاب تری بگیرید

بهترین اپلیکیشن های سلفی را بشناسید

٩٦/٠٥/٢٣
آشفتگی خواب کوروش از دست سلفی بازها

درها را تا رفتن کیتاروویچ باز نکنید

٩٦/٠٥/٢٤
تلفیق دو دنیای سنتی و مدرن در موسیقی

محبوب ترین گروه های موسیقی تلفیقی در ایران

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات