برسد به دست پدرهای مسافر
به مناسبت 18 ژوئن روز جهانی پدر

برسد به دست پدرهای مسافر

نویسنده : اکرم انتصاری

بعضی‌ها پدر صدایش می‌کنند، خیلی‌ها بابا و بعضی دیگر آقاجون. ته‌تغاری و عزیزدردانه پدر هم که باشند یک میم مالکیت یا هر چیزی که بابا را به نام خودش مصادره کند به آخرش می‌چسبانند که به همه نشان دهند هر چه که هست و نیست، کارگر، کارخانه‌دار، معلم، راننده و یا اصلا پزشک، بابای خانه من است و در چهاردیواری خودش مرد بزرگ خانواده که همه کارت دعوت‌های عروسی و عزا به نامش گره می‌خورد و می‌نویسند آقای انتصاری به همراه خانواده‌تان تشریف بیاورید.

من حکمت خیلی چیزها را نمی‌دانم مثل حکمت غریب ماندن پدرها را در خانه‌ای که دختر نباشد و یا حکمت بیماری پدرها را در خانه‌ای که جانِ دخترش وصله به جان اوست.

خیلی‌ها هم هستند که چیزهای دیگری را نمی‌دانند مثل روزهایی که انتظار رفتن پدر را نداری، او برای همیشه می‌رود و مسافر سرزمین مرگ می‌شود. حقیقت را بگویم؟ خانه بی‌ستون می‌شود، از هم می‌پاشد و گرد غم روی صورت اهالی خانه می‌نشیند. انگار همه یک شبه، چند سال پیر شده باشند. خوراک مادرتان گریه می‌شود به تعداد وعده‌های بی‌شماری که دیگر حسابش از دست‌تان در می‌رود، اول هر روز و وسط مراسم عقدکنان پسرخانه و آخر غروب جمعه.

پسرهای خانه می‌خواهند خودشان را شبیه باباها کنند، لباسش را می‌پوشند، به مادر و خواهرشان می‌گویند نمی‌گذاریم آب در دل‌تان تکان بخورد و دست آخر جایی که هیچ‌کس نبیند های‌های گریه می‌کنند. دخترها اما دارایی‌شان را از دست می‌دهند، کسی را که می‌توانستند به عظمتش تکیه کنند، برایش ناز و عشوه بریزند و کسی را که بعد از ساعت هفت پیش از همه نگرانت می‌شود و تا صدایت را پشت تلفن نشنود آرام نمی‌گیرد. عروس‌ها، دلتنگ پدرشوهر می‌شوند و روزهای دورهمی‌شان از جمعه می‌رسد به پنج شنبه و از سر سفره پدر شوهر به یک سنگ بی‌جان.

«مصیبت» چه قدر به این روزها می‌آید. اصلا این کلمه را برای همین روزها ساخته‌اند. همه می‌گویند: خاک مرده سرد است، عادت می‌کنی. اما نه خاک سردت می‌کند و نه دل تنگت به نبودن عادت می‌کند. نگاهت را از بقیه می‌دزدی، تا می‌توانی خودت را از هر ترحم احتمالی دور نگه می‌داری و مامور می‌شوی به رفتارهایی که پشت هر کدامش خدا بیامرزد پدرت را باشد.

باید دلت را از هر گوشه‌ای جمع کنی و از نو بسازی، از پرچم سیاه سر در خانه، از صورت سرد پدر و وقتی در گوشش«اسمع، افهم» می‌خوانند، از قاب عکس پدر با روبان مشکی‌اش‌، از نوای قرآن عبدالباسط، از لباس‌های اتوکشیده و چروکیده‌اش، از هر چیزی که نشانی از پدر داشته باشد. کلماتت جور دیگری معنی می‌شوند، آرمان‌های گذشته پدرت می‌شود هدف و تو می‌شوی آدم آن‌ها. دلخوشی‌هایت برای بقیه کلیشه می‌شود و اما تو هنوز تابستان‌ها به یاد صورت همیشه خیس پدر از گرما، آب می‌پاشی روی صورتش که روی سنگ قبر نقش بسته است.

و تازه می‌خواهی با روزهای بعد از نبود پدر کنار بیایی، که واقعیت به صورتت نهیب می‌زند که دنیا منتظر هیچ‌کس نمی‌ماند. مسئولیت‌های زیادی بر دوشت می‌افتد که فقط بعد از رفتن پدر خودش را نشان می‌دهد و کارهایی که آن‌قدر پیش پا افتاده و آسان به نظر می‌آمد و یا شاید اصلا وظیفه پدر. گیج و سردرگم می‌شوی و هزار بار به خودت لعنت می‌فرستی که ای وای از لحظه‌هایی که از آن غافل بودم.

راستش من الان هنوز حکمت خیلی چیزها را نمی‌دانم مثلا حکمت دایره المعارفی که پدر را سرپرست خانه معنی می‌کند و حکمت مرگی را که به سراغ سرپرست می‌آید. راستش خانه بدون پدر خوش آب‌ و رنگ نیست، سنگینی‌اش روی شانه مادر است و نگرانی‌اش تمام نشدنی. اگر می‌خواهید پدر را تازه معنی کنید دورش بگردید، ببیندش و ببوسیدش و دست‌تان را روی قلبش بگذارید، صدای تپش قلب پدرها صدای زندگی ست.

برچسب ها
روز جهانی پدر
روز پدر
قدردانی از پدر
بابا
نبود پدر
جای خالی پدر
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
سپاس. روز پدر از سال ۱۹۰۸ آغاز شد. زنی، که خود در خردسالی یتیم بود، به نام گِرِیس گولدن Grace Golden در فری مانت Fremont ایالت ویرجینای باختری West Virginia این روز را پایه گذاری کرد. این روز برای بیش از هزار کودک بود که پدر های شان به شمار ۳۶۲ که کارگر معدن بودند برگزار شد. از این او رو که آن پدرها از برآمد پیش آمدی ناگوار در زیر ریزش معدن جان سپردند. گِرِیس که درد بی پدری می دانست، از کلیسای خود خواست آیینی (مراسمی) برای آن روز به جای آورد. سال ها این آیین به جای آورده شد، تا این که در سال ۱۹۷۲ و به دستینه (امضا) ریچارد نیکسون وارد روزگاه آیینی (تقویم رسمی) آمریکا شده، سپس به روزی گیتی فرا بدل گشت.
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
خب یتیم رو هم مینوشتید بی سرپرست!
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
ممنون از توضیحات‌تون. البته که باز در سراسر جهان روزای مختلفی برای این مناسبت تعیین شده و این روز تو آمریکا معمول‌تره. به هر حال متن رو خوندین؟
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
یکی دیگه از حساسیت‌هایی که بعد از رفتن پدر شکل می‌گیره شنیدن همین کلمه یتیمه. به شدت حاوی انتقال ترحمه و من هم همیشه از شنیدنش ناراحت می‌شم و حتی گاهی به خاطر بعضی مسائل به یه سری افراد نمی‌گم پدرم فوت شدن چون ظرف ادراک‌شون بسیار پایینه از این که این تقدیر دست آدما نیست و هیچ کس دوست رفتن پدرش رو انتخاب نکرده‌..
notareal
notareal
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
گرامی خ. انصاری، گزیده گفتید. در باره برخی کشورهای دیگر سخن نشد به میان آورم چون شتابان بودم ( پاسخ حسین ارج مند بنگرید). واژه «یتیم» آن جایی که در مورد تاریخچه و بیان گزارشی آید، از دید این مهرورز، آن را دشواری ی نیست، باز نیز، این واژه در پیرامون گیتیکی (فیزیکی) یکان یکان اویی که چنین باشد، نمی بایستی به کار آید. // آنی که در همزیگاه (اجتماع) ما مرا آزرد این که، چون آدمیانی بینیم با اندام آسیب دیده، برخی به آنها خیره شویم از روی، همانندگویی (مثلا)، همدردی - بدتر از این نتوان کرد. // چون گفتمان دانشی، فرزانی (فلسفی )، یا روشنگری کنید از بیان بجای واژه ها دوری نکنید ( رخصت خواهم که چنین گویم)، که نمی باشد برآمدش مگر گیجی و گم گشتن آنی که در پیِ گفتن آن باشیم. // این دم که با هم هستیم، رخصت از نو از نوشتار به گاه (به موقع) شما باز سپاس کنم.
notreal
notreal
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
بد نیست گویم که روز پدر در بسیار بسیار کشورها (اروپا، آمریکا، پاره ای بزرگ از آسیا و و . . .) همانا سومین یک شنبه ژوئن باشد، امسال برابر بود با ۱۸ ژوئن. از سوی دگر، گوناگونی روزِ مادر بسیارست، بخش بزرگی در اروپا و یا آسیا آن را در ماهِ مارس برگزار گرده، در آمریکا (شمالی) آن را در ماهِ می و و . . . ایران نازنین، نیز، که جای خود دارد. این از این روست که ریشه روز مادر بسا گونه گون باشد در سرزمین های پهنه گیتیِ ما.
notareal
notareal
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
حسین ارج مند، چون نگاهی همیار و گزیده دارید در واژه ها، این نیز آورم. فراز «بی سرپرست» برابر همه فراگیرِ «یتیم» نمی باشد، چراکه نخستین آن دو در دادگران (قانون) سوای اویی که پدر ندارد برای دیگرانی نیز به کار آید. از سوی دیگر «یتیم» کاربرد چیره اش کاربردی بودن / زیست شناختی (بیولوژیک) باشد. // روز پدر بر همه ی ما خجسته باد.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
ممنون بابت اطلاعات‌تون فقط کمی سخت می‌نویسین و حداقل دو سه بار باید نظرهاتون رو خوند تا فهمید چی به چیه:)
notareal
notareal
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
خ. انتصاری گرامی، کوشم روان تر نویسم. اندر دیگر دیدگاه تان (۵:۳۷)، شرمنده هر از گاهی پاسخ ها نیاز به چک کش کاری داشته تا در جای خود قرار گیرد. بسیاری از ویراستارگرهای از این دست چالشی المپیک گونه ارایه می کند. گویی امشب تا به پگاهان در جیم کار می کنند، شاید هلیمی برای سحری بوده. روزه تان پذیرفتنی پروردگار باشد.
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٦/٠٣/٣١
٠
٠
ارجمند رفیق ایگونه که شما مینگارید دیگران را هیچ بهره ای نیست از دیدگاه هایتان! کمی آهسته ران ای کاروان کارام جانم.... پوزش، مراد این است که یه کم خودمونی تر بنویس. مرگِ من!
notareal
notareal
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
حسین ارج مند، درست می گویید و فراست شما ستودنی ست. اگر بازنگری کنید واژه ها دیگری نیز می باشد که باید جای گزین گردد به مانندِ «معدن». این آخری پارسی اش همسنگ واژه دیگری ست و بِه این که بِه کار گرفته نشود. // هنگامی که نوشته را سرهم می کردم، تروندگر (تکنیسین) اپل Apple بر روی نمایشگرم پدیدار شد که مهار (کنترل) را از راه دور (رموت) در دست گرفته، نرم افزاری برایم برنشاند (نصب کند). باید شتتاب می کردم و بازبین گر (مرورگر) را می بستم. بر این شدم بشتابم و دیگر چم واژها را در پرانتز نگذارم، از این رو «یتیم» را وارد کردم. // سامانه اندیشیدن خود بی خُرد و بیش روی رایانه پیاده می کنم. آنی که نخست به دید درونم آید، آن را وارد می کنم، سپس دیگرها را که رشته بیان به نیکی پدیدار گردد رو در روی ام، پیش از آن که از یاد رود - روشی ست که در دانش ها (علوم) و فرزان (فلسفه) در دانشگاه به کار گرفته می شود. // واژه گان «دستینه،» و «آیینی» چون نخست در اندیشه ام پدیدار شدند (در دستور چیره عربی باید گفت «پدیدار شد»، چراکه چون نهاد (فاعل) بربسته (object بی جان) باشد، کنش (فعل) هماره (همیشه) تکتا (مفرد) آید. بسیاری نوشتار در جیم می خوانم در بخش ادبی که این دستور در آن به جای آورده نمی شود.) // شتتاب به هم چنین مرا از ویراست کردن بی بهره کرد، خواهید دید ریخت هایی در فرازها که بهینه تر می توانست پدیدار گردد، یا این که نخاله نوشتاری ( typo)، به مانندِ «از این او رو که آن پدرها.» // اگر واژه های ناپارسی باز نیز دیدید، گرکه بسیار نیست، هوشیار باشید که این مهرورز (ارادت مند) هماره کوشم تا بهینه تر آموزم، به ویژه که با چند زبان باید هم گاه (هم زمان) درگیر باشم. در شاه نامه، اگر نگرید، واژه های ناپارسی، ارچه خُرد، بازنیز هست، پس من که باشم. // خشنود از اینی که، فرزانه مرد استاد بزرگ میر جلال الدین کزازی باشند که به یاری پارسی دوستان آیند. // بار دیگر از شما سپاس گزارم که پیچش موی بینید.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
خب گویا با آقای مداحی کار دارن:))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
خیلی فکر کردم تا چیزی بگم که در حد و اندازه یادداشتت باشه، چیزی به ذهنم نرسید... خدا همه پدرها و مادرهایی که جاشون خالیه رو بیامرزه و سایه اونایی که هستن مستدام باشه. واقعا صدای تپش قلب پدر، صدای زندگی ست...
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
ممنون فرانک جان کاش می‌شد آرزو کرد پدر و مادرا هیچ وقت مسافر سرزمین مرگ نشن.. امیدوارم تا عمر داری سایه پدر و مادرت عزتمند و سالم روی سرت باشه
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
خدا همه ی پدرهای رفته(مقصد فرقی نداره) رو بیامرزه .. و سایه ی همه ی پدرهایی که کنار خونواده شون هستن در صحت و سلامت مستدام باشه..
notareal
notareal
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
نسیم بانو، پوزش از این که بر دیدگاه شما دیدگاه می گذارم. بسیار دل چسب بود. پس از نوشتار چشمان خود بسته نخست برای پدرهای از میان رفته مان و سپس برای پدر خود که در میان آنان ست نیایش می کنم. فراموش نیز نخواهم کرد برای پدرهایی که نیک بختانه در بودنشان بودن شاد کنند، به درگاه آفریدگار هستی نیایش کنم. شور چگامه سرایی و مادری شما، باهم، این توان به شما داده که نرمش و بینش همراه هم داشته باشید. امید که چونانِ شمایی بر زیبایی خاک و روان ایران مهرپرور افزاید.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
ممنون از دعای خوبت. خدا شما رو هم واسه پسر گلت نگه داره 🌹
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
تشکــر دوستــان :)
notareal
notareal
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
خ. انتصاری نیک، اندر واژه «یتیم» و کاربرد آن، بینیم که در رَده آیینی (رسمی) روز «ایتام» داریم. این خود نشانگر آن ست که در گفتمان گزارشی موشکافی (دقت) نمی بایستی در رسانش پنداره (مفهوم) از دست رود. در راستاهای پیرامونی آدمی، گفتار شما بس بجا باشد. // این که ما توانیم سهش (احساس) با فرنود (منطق) ملایم (تعدیل) کنیم، کاراک (پتانسیل) سترگی در ما آزاد کرده، بس جلوبرنده همزیگاه مان گشته، و، پدرانمان را از ما خشنود سازد. // شمای دانشجوی امیدبخش ما، بخشِ پیش روی این پویایی از آن تان باد.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
همین، فقط همین: :(
میترا
میترا
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
در یک کلمه "عالی بود" :)
p-hajian
p-hajian
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
خیلی عالی بود. صدای تپش قلب پدرها صدای زندگی است . . .
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٦/٠٣/٣١
٠
٠
خانم انتصاری. واقعا معذرت میخوام. دیگه به واژه های مردم گیر نمیدم! دردسر شد براتون! خخخخ.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/٠٤/٠٢
٠
٠
یعنی فکر کنم این دفعه سومه من اینجا نظر میزارم و نمیاد :(( قشنگ نوشتی اکرم بانو. خدا سایه پدر مادرها رو روی سر فرزندانشون حفظ کنه :)
پربازدیدتریـــن ها
قرارمان چهار سال دیگر؛ صفحه نیمار

ازدواج سحر قریشی و مهدی طارمی در پیج کافو

٩٦/٠٩/١٤
خبرنگارانی که به خاطر افشاگری و آگاهی بخشی به قتل رسیدند

خبرنگاری؛ بازی با دم شیر!

٩٦/٠٩/١٣
«دانشجو» شدن؛ مد نسل جدید

ورود آسان اما بی ثمر

٩٦/٠٩/١٦
پیرامون باخت ناعادلانه «علیرضا کریمی» در مسابقات کشتی امیدهای جهانی و حواشی بعد از آن

ماجرای تلخ باید ببازی و باید ببازی!

٩٦/٠٩/١٥
روز غیرسیاسی دانشجو مبارک!

در مسابقه ماست خوری موید و منصور باشید

٩٦/٠٩/١٦
انزوا فیلمی هزار داستان و هزار ایده

انزوا یک اغتشاش فکری

٩٦/٠٩/١٤
چند خطی پیرامون فصل جدید سریال لیسانسه ها

لیسانسه ها نمره قبولی می گیرد

٩٦/٠٩/١٨
اسلام؛ دینی که با مهربانی پیامبرش شناخته می‌شود

شب شوق و شب وجد و شب شور

٩٦/٠٩/١٥
بررسی وضعیت شرکت های مختلف ارائه دهنده اینترنت

داستان اینترنت غیر حجمی و نامحدود که این روزها می گویند چیست؟

٩٦/٠٩/١٣
ستاره هایی که مورینیو قدرشان را ندانست

منتخبی که مورینیو ندید

٩٦/٠٩/١٨
با رنگ بنفش کمپانی پنتون بیشتر آشنا شوید

رنگ سال 2018 و مکمل هایش

٩٦/٠٩/١٩
معرفی یک مستند خوب که زندگی خواهران منصوریان را روایت می کند

چرا باید صفر تا سکو را ببینیم؟

٩٦/٠٩/١٩
معرفی بازی اعتیاد آور این روزهای جهان

آجرت را بشکن و معتاد شو!

٩٦/٠٩/٢٠
ورزش هایی که در ایران مهجور مانده اند!

محبوب ترین ورزش های دنیا کدام اند؟

٩٦/٠٩/٢٠
تبلیغات