فرفره می‌چرخوندیم وقتی اسپینر مد نبود!
یادی از بازی‌های نوستالژیک دوران کودکی به بهانه ترند شدن فیجت اسپینر

فرفره می‌چرخوندیم وقتی اسپینر مد نبود!

نویسنده : فرانک باباپور

باور کنید چندین سایت و ویدئو را بالا و پایین کردم تا بتوانم بفهمم این فیجت اسپینر چیست که این روزها این‌قدر باب شده و دست هر بچه‌ای پیدا می‌شود که دارد می‌چرخاندش. و تازه در همین بالا و پایین کردن‌ها به قیمت‌های‌شان هم نگاهی انداختم! در سایت دیجی‌کالا از 25 هزار تومان شروع می‌شوند تا 99 هزار تومان که تازه تخفیف هم خورده‌اند و اگر توی بازار بگردید حتما گران‌تر است. در سایت‌های خارجی هم از 4.5 دلار شروع شده بود تا 61 دلار! احتمالا این آخری طلاکاری شده است وگرنه 250 هزار تومان برای همچین چیزی؟! طرز کارش هم اینطور است که مرکز اسپینر را با دو انگشت شست و اشاره می‌گیرند و با دست دیگر یکی از پره‌هایش را می‌چرخانند و حرفه‌ای‌ترها این کار را با یکی از انگشت‌های دیگر همان دست انجام می‌دهند. حلقه وسط همان مرکز ثقل اسپینر است که وقتی اسپینر حول آن می‌چرخد تعادل دارد. این مرکز طوری ساخته شده که کمترین اصطکاک را داشته باشد و این ویژگی در کنار سبک بودن، باعث می‌شود فیجت بیشتر بچرخد و لذت بیشتری داشته باشد. این اسباب بازی محبوب بچه‌های این دوره و زمانه، باعث شد یاد اسباب بازی‌ها و بازی‌های زمان کودکی خودمان بیفتم و خاطرات‌شان را مرور کنم و گفتم بد نیست شما را هم در این نوستالژی بازی شریک کنم.

 

چرخنده‌های رنگی رنگی

زمان ما بازی‌ای که چرخیدنی باشد، فرفره‌ای بود که از توی لپ لپ یا شانسی بهمان می‌افتاد و اگر خیلی لارج بودیم از دست فروش‌های دم حرم یک مدل چوبی‌اش را می‌خریدیدم. هر چند همان موقع هم یکی بود که لاکچری محل باشد و فرفره چراغ دار داشته باشد! با همین فرفره کلی کیف می‌کردیم و با بچه‌های محل لیگ فرفره چرخانی می‌گذاشتیم! اول یک جای صاف و صوف، مثلا از جنس مرمر، پیدا می‌کردیم و دستمال می‌کشیدیم و بعد با شمارش یک، دو، سه، هر کسی فرفره خودش را می‌چرخاند و هر فرفره‌ای که دیرتر می‌ایستاد برنده بود! برای همین هم هر کسی ترفندی داشت: یکی با انگشت شست و اشاره می‌چرخاند، یکی با شست و انگشت وسط، یکی در جهت عقربه‌های ساعت و یکی خلاف جهت، یکی یک ماچ از فرفره‌اش می‌کرد و یکی فرفره‌اش را به جان مادرش قسم می‌داد! خلاصه عالمی داشتیم با این فرفره‌ها! 

 

5 تا سنگ قلقلی

بازی دیگری که زمان ما خیلی طرفدار داشت یک قل دو قل بود! می‌رفتیم توی سنگ‌های کف پارک می‌گشتیم و 5 دانه سنگ که قلقلی‌تر بودند را پیدا می‌کردیم و توی حیاط و کوچه لیگ یک قل دو قل می‌گذاشتیم! حتی توی این بازی هم یکی بود که سنگ‌هایش از بقیه بهتر باشد و همه حسرت داشتن سنگ‌های او را بخورند! سنگ‌های مرمر تراش خورده گرد و تمیز و براقی که آن‌قدر بهشان چشم داشتیم، احتمالا صاحبشان شب‌ها توی صندوقچه نگه‌شان می‌داشت و درش را سه قفله می‌کرد. آن موقع 5 دانه سنگ چیزی نبود، برای همین هر کسی 5 دانه سنگ توی خانه‌اش داشت تا وقت بیکاری بازی کند. البته هر چند مادر من استاد یک قل دو قل بود و من هر چه فن بلد بودم، مادرم بهم یاد داده بود، ولی در کنارش این اعتقاد را هم داشت که سنگ توی خانه باشد فقر می‌آورد و برای همین سنگ نگه داشتن، برایم مثل نگه داشتن مواد مخدر بود که متاسفانه موفق نمی‌شدم و چندبار هم جایگزین برای سنگ پیدا کردم، مثل دانه مروارید یا حتی پاک کن! ولی خب هیچ چیز برای یک قل دو قل، سنگ نمی‌شد!

 

این تیله‌های ناز و گوگولی!

حرف از قلقلی‌ها شد و یاد تیله یا همان تُشله خودمان افتادم! یک لیگ محلی و جذاب دیگر، لیگ تشله بازی بود! هر کسی توی محل چندتا تیله داشت برای بازی کردن و به چند مدل می‌شد با این تیله‌ها بازی کرد، یکی این‌که نفری چندتا تیله می‌گذاشتند داخل یک دایره که با گچ روی زمین کشیده بودند و از یک خط که با این دایره فاصله داشت، تیله‌ای پرتاب می‌کردند به سمت تیله‌های این دایره و اگر بهشان می‌خورد، هر تیله‌ای که از دایره خارج می‌شد، مال پرتاب کننده بود. مدل‌های دیگری هم داشت که البته بنده بازی نکرده‌ام و همین یک مدل را بلدم! شوت کردن تیله‌ها هم الکی نبود و ترفندهایی داشت که همین‌ها باعث برنده شدن می‌شدند، مثلا در یک مدل انگشت کوچک را می‌گذاشتیم روی خط و تیله را بین دو انگشت اشاره و شست نگه می‌داشتیم و با انگشت اشاره دست دیگر به آن شوت می‌زدیم! همین فاصله انگشت کوچک تا محل گرفتن تیله، کلی آدم را جلو می‌انداخت و هرکس وجب بزرگتری داشت، شانس بردش بیشتر می‌شد! یک تیله‌هایی هم بودند که بزرگ بودند و بهشان می‌گفتیم «مَته»! این‌ها حکم طلا را داشتند و در بازار سیاه هر دانه‌شان با 5 الی 10 تیله معمولی مبادله می‌شد! برادرم اوستای این بازی بود و عصر می‌رفت توی کوچه بازی کند و شب برمی‌گشت و طوری شلوارش را با دست سفت می‌چسبید که سنگینی تیله‌های توی جیبش، دودمانش را به باد ندهد!

 

کارت بازی، با دمپایی یا دستی!

غیر از این تیله بازی که باید تعداد تیله داخل هدف را نشانه می‌رفتیم، کارت بازی هم داشتیم! در کارت بازی چند نفر جمع می‌شدند تا بازی کنند، اول یک دایره می‌کشیدند برای محل کارت‌های هدف و یک خط برای شروع بازی. بعد یکی از بچه‌ها می‌گفت «چند تا؟» بقیه هم هر کس با توجه به سرمایه کارت‌هایش یک عددی می‌گفت تا بالاخره روی یکی به توافق برسند، مثلا بیست تا! بعد هم هر کسی 20 تا کارت اخ می‌کرد و می‌گذاشتند توی دایره و از پشت خط، با دمپایی پلاستیکی به سمت کارت‌ها نشانه می‌رفتند و هر کارتی که از خط دایره خارج می‌شد مال زننده بود. این بازی هم کلی فنون پرتاب و امکانات لازم داشت! مثلا دمپایی پدر خانواده که رویه‌اش را کنده باشند، هم مسافت طولانی‌تری طی می‌کرد و هم مساحت زیادی را در برمی‌گرفت و احتمال خوردنش به کارت‌ها بیشتر می‌شد! کارت بازی البته مدل خسته‌تری هم داشت که نیاز به دمپایی و این میزان تحرکات نداشت. آن هم این‌که می‌نشستند دور هم و باید با دست طوری می‌زدند روی کارت‌ها که کارت‌ها برگردند و هر تعداد که بر می‌گشت، مال زننده بود! یک مدل‌های خفن‌تری هم داشت، ولی مدل مورد علاقه من مدل «بادی» بود که دیگر نهایت خستگی بود و باید با حرکت دست، اطراف کارت‌ها باد ایجاد می‌کردیم تا برگردند! اینطوری نگاهش نکنید، اتفاقا از همه سخت‌تر بود و هر بادی کارت‌ها را بر نمی‌گرداند و کلی تجربه و مهارت نیاز داشت!

در کودکی ما بازی‌ای زیادی بوده‌اند و بیشتر از اسپینر، که می‌گویند برای کاهش استرس و افزایش تمرکز مفید است، مفید بوده‌اند و تازه خوبی دیگرشان گروهی بودن بازی بود. لذتی که توی این لیگ‌ها و قهرمانی‌ها و کل‌کل‌های کوچه‌ای بوده، توی هیچ اسپینر روکش طلایی پیدا نخواهد شد! تازه از بازی‌های کامپیوتری و موبایلی هم بگذریم که نه تنها حرکتی ندارند، بلکه فکر را هم درگیر نمی‌کنند و چیزی که در آن‌ها اهمیت دارد، گرافیک و کیفیت تصویرشان است! آدم که فکر می‌کند می‌بیند در گذشته بچه‌ها چقدر بیشتر هوای هم را داشتند، مثل «دزد و پلیس»، چقدر دلسوز هم بودند مثل «شیطون فرشته»، چقدر تحرک داشتند مثل «لی لی» و چقدر به کم قانع بودند که با کمترین امکانات هم می‌توانستند بازی کنند، مثل همه آن بازی‌ها...

برچسب ها
اسپینر چیست
فیجت اسپینر
بازی گروهی قدیم
تشله بازی
تیله بازی
کارت بازی
یک قل دو قل
فرفره بازی
بازی های قدیمی
نوستالژی بازی با بازی ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/٠٣/٢٨
١
٠
اسپینر یه جورایی همون فرفره کاغذی خودمونه خخخ، یادش بخیر تشله و کارت و یه قل دو قل. یادش بخیر یه خوراکی می خریدیم خودش مثل چوپوق بود، توش کاکائو داشت، دسته اش هم سوت بود، درش هم فرفره خخخ
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
از لحاظ چرخیدن شبیه همن ولی فرفره کاغذی ما کجا و اینا کجا!! دستمون می گرفتیم تو کوچه می دویدیم که بچرخن! کلی ما رو وادار به تحرک میکردن نه اینکه بگیریم دستمون و با کوچکترین ضربه ای بچرخن! چقدر پرده حصیری خراب کردیم که با چوباش فرفره کاغذی درست کنیم... هعی... من از این خوراکی هایی که میگین نخوردم :((
حسین ابن غلامسخی مداحی
حسین ابن غلامسخی مداحی
٩٦/٠٣/٢٨
١
٠
توشله!
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
منم اول مثل شما فکر میکردم تا اینکه سرچ کردم و در یک سایت دیگه با تشله آشنا شدم!! البته سایتش تهرانی بود! فک کنم مشهدی اصیلش همون توشله باشه! :دی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/٠٣/٢٨
١
٠
همین فرفره های خودمون بهتره😒 من یکی خریدم دو ماه پیش😃 اگر خواستی بگو بیارم باهاش بازی کنی 😊😃
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
خب برام یکی بخر :دی خودم میخوام همه اینارو بخرم بذارم تو خونم بعد به بچه هام یاد بدم بازی کنن ^_^
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
دلم فرفره خواست و یه قل دو قل😔الان اسلایم می خرن ریلکس کنن😐
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٨
٠
٠
اسلایم؟! اسلایم دیگه چیه؟!! منم دلم میخواد خیلی... یه روز بیاین لیگ یه قل دو قل بذاریم! :دی
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٣/٢٩
٢
٠
:)) غربی های شرق زده خخ
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
واقعا :)))
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/٠٣/٢٩
٢
٠
فیجت چیه؟! ما خودمون «توشله مذگان» داریم :))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
احسنت! اینم تیتر خوبی بود ها! ممنون :))
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/٠٣/٢٩
٣
٠
من دخترخاله م یکی از کلکسیونرهای بی رقیب در عرصۀ همین پاستورهای کوچولو بود دی: میشد کارت هاش رو به تفکیک ملیتِ بازیگر، تعداد اسب بخار ماشین، دوربازوی بدن ساز و قدّ فوتبالیست ها مشاهده کرد :)) تا هفت هشت سالگی، تابستونا باهاش مثل اراذل مینشستیم روی پلۀ جلوی خونه مامان بزرگ مون، تا شب با کف دست می کوبیدیم روی کارت ها :/ واقعاً هم نمیفهمم هدف مون چی بود خخخخخ صد تا کارت هم تا شب می بُردیم ازش، اما تهش با زورگویی، اَزَمون پس می گرفت که خدشه ای به کلکسیونش وارد نشه :| ... مرسی از مطلب تون
NA30M_PAHLAVAN
NA30M_PAHLAVAN
٩٦/٠٣/٢٩
١
٠
خخخخخ خیلی زورگو بوده واقن .. بعد هرشب ازتون پس میگرفته شما روز بعد دوباره باهاش بازی می کردین؟؟؟ ساده دلانِ رکب خورده خخخ
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
ما هم میگفتیم پاستور بازی :)) بچه بودیم و خام! ما هم خودمون کارت نداشتیم، میرفتیم تو کوچه به طرف می گفتیم قرضی بده 10 تا! بعد که بردیم پس میدیم، بعد بازی که کلی ازش برده بودیم میزد زیرش میگفت نمیخوام همش مال خودم بود و پس می گرفت که در اغلب موارد پس نمی دادیم با مامانش میومد در خونمون! :)) البته این کارا رو داداشم میکرد ها! من بچه خوبی بودم فقط خاله بازی میکردم! :دی
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/٠٣/٣١
٠
٠
@خانم پهلوان: بله متاسفانه :/ میفرماد: من طعم ظلمِ دخترخاله را نشیده ام؛ بلکه چشیده ام! (تکبیرِ حضار) دی:
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
ممنون که ما رو هم تو این خاطره بازی شریک کردی. خیلی خوب بودن. رفتم اون وقتا :))
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
این تیله و توشله و اینا رو ولی برای بازی دوست نداشتم. فقط از قیافشون خوشم میومد :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
قربان شما، ممنون از شما که شریک شدی :) / آره قیافه شون هم خیلی خوبه. یه کیسه پر توشله داشته باشیم مثلا ^_^ یا یه بطری خوشگل پر توشله! فرفره های چوبی هم خیلی خوشگلن :) اصلا همه چی خوشگل بودن، حتی همون سنگای یه قل دو قل! ^_^
mobina
mobina
٩٦/٠٣/٢٩
٠
٠
یادش بخیرر من قبلا خیلی کارت بازی میکردممم هنوزم دارمشون
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٣/٣٠
٠
٠
میشه گاهی به یاد قدیما با دوستامون بازی کنیم. خیلی خوبه، یادگاری نگهشون دارین 😊
حمید
حمید
٩٦/٠٤/٠١
٠
٠
الان از بچه های امروزی بپرسی الک دولک چیست یا هفت سنگ یا دزد و پلیس یا فوتبال گل کوچیک یا سرمولات بازی یا کاغذ باد کدامشون را میشناسند یادش بخیر حالا اکثر این بازیها هست ولی با نام دیگر
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٤/٠٣
٠
٠
هستن ولی کلی تغییرات دادن بهشون! بازی های گروهی کم شده و کیف هم ندارن! اصلا بچه های الان نمیفهمن خاک بازی و سفالگری با گل چه مزه ای میده! ما همیشه تو خاک و خول بودیم و گلی! دست و پامونم تو جوب میشستیم :)))
پربازدیدتریـــن ها
قرارمان چهار سال دیگر؛ صفحه نیمار

ازدواج سحر قریشی و مهدی طارمی در پیج کافو

٩٦/٠٩/١٤
خبرنگارانی که به خاطر افشاگری و آگاهی بخشی به قتل رسیدند

خبرنگاری؛ بازی با دم شیر!

٩٦/٠٩/١٣
«دانشجو» شدن؛ مد نسل جدید

ورود آسان اما بی ثمر

٩٦/٠٩/١٦
پیرامون باخت ناعادلانه «علیرضا کریمی» در مسابقات کشتی امیدهای جهانی و حواشی بعد از آن

ماجرای تلخ باید ببازی و باید ببازی!

٩٦/٠٩/١٥
روز غیرسیاسی دانشجو مبارک!

در مسابقه ماست خوری موید و منصور باشید

٩٦/٠٩/١٦
انزوا فیلمی هزار داستان و هزار ایده

انزوا یک اغتشاش فکری

٩٦/٠٩/١٤
چند خطی پیرامون فصل جدید سریال لیسانسه ها

لیسانسه ها نمره قبولی می گیرد

٩٦/٠٩/١٨
اسلام؛ دینی که با مهربانی پیامبرش شناخته می‌شود

شب شوق و شب وجد و شب شور

٩٦/٠٩/١٥
بررسی وضعیت شرکت های مختلف ارائه دهنده اینترنت

داستان اینترنت غیر حجمی و نامحدود که این روزها می گویند چیست؟

٩٦/٠٩/١٣
ستاره هایی که مورینیو قدرشان را ندانست

منتخبی که مورینیو ندید

٩٦/٠٩/١٨
با رنگ بنفش کمپانی پنتون بیشتر آشنا شوید

رنگ سال 2018 و مکمل هایش

٩٦/٠٩/١٩
معرفی یک مستند خوب که زندگی خواهران منصوریان را روایت می کند

چرا باید صفر تا سکو را ببینیم؟

٩٦/٠٩/١٩
معرفی بازی اعتیاد آور این روزهای جهان

آجرت را بشکن و معتاد شو!

٩٦/٠٩/٢٠
ورزش هایی که در ایران مهجور مانده اند!

محبوب ترین ورزش های دنیا کدام اند؟

٩٦/٠٩/٢٠
تبلیغات