یک روز بخصوص؛ قربانی کوته‌نظری
نقدی بر فیلم «یک روز بخصوص»؛ تازه‌ترین اثر همایون اسعدیان

یک روز بخصوص؛ قربانی کوته‌نظری

نویسنده : دست قیچی

همایون اسعدیان بعد از فیلم موفق «طلا و مس» به نوعی برند «کارگردان اخلاق‌مدار» تبدیل شده است. در «طلا و مس» ابتدا روحانی‌ای که برای گذران دروس حوزوی و به‌ویژه درس اخلاق فلان استاد مشهور به پایتخت آمده بود، به مخاطب معرفی می‌شد. شرایط زندگی و درسش را می‌شناختیم و بعد نقطه عطف اول داستان اتفاق می‌افتاد. همسر این روحانی به بیماری ام‌اس مبتلا می‌شد و حالا بار مسئولیت زندگی و تر و خشک کردن بچه‌ها و... به گردن این روحانی جوان می‌افتاد. مسیری که با وجود سختی‌ها، درس اصلی اخلاق برای این طلبه جوان بود. همان‌طور که می‌بینید این یک فیلم شخصیت‌محور است. یعنی ما سیر تبدیل روحانی جوان را به یک همسر واقعی شاهد هستیم و با او این مسیر تکامل را طی می‌کنیم. همین امر هم باعث موفقیت فیلم در گیشه و نزد مخاطب عام و خاص شد.

طلا و مس

منتها جناب اسعدیان ظاهرا خودش هم فرمول موفقیت «طلا و مس» را به درستی درک نکرده بود و در فیلم بعدی‌اش «بوسیدن روی ماه» به بیراهه رفت. در این فیلم دو مادر داشتیم که هر دو، فرزندان‌شان را در جبهه از دست داده بودند و اجسادشان بازنگشته بود. حالا که یکی از مادرها رو به موت بود، جسد فرزند آن دیگری پیدا شده بود. این مادر هم تصمیم می‌گرفت بدن فرزندش را به نام پسر دوستش خاک کنند تا او در آخرین روزهای عمر، غم فراق فرزند نداشته باشد. «بوسیدن روی ماه» به دلیل عدم شخصیت‌پردازی صحیح و موج‌سواری بیش از حد روی احساسات مخاطب، به موفقیت طلا و مس دست پیدا نکرد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات فیلم این بود که دوربین و دکوپاژ کارگردان در تایید اقدام احساسی این مادر است و یک جورهایی مسئول بنیاد شهید را با بازی صابر ابر در مقام نقش منفی نشان می‌دهد. در حالی که از جهت منطقی حق کاملا با صابر ابر است و کارگردان می‌خواهد به زور پیام اخلاقی‌اش را به ذهن مخاطب فرو کند. خب همین امر تماشاگر را پس می‌زند.

بوسیدن روی ماه

و اما بپردازیم به فیلم تازه جناب اسعدیان یعنی «یک روز بخصوص». حامد با بازی «مصطفی زمانی» یک روزنامه‌نگار حقیقت‌جوست که طی تحقیقاتش مدارکی به دست آورده که فلان شرکت داروسازی، به اسم دور زدن تحریم‌ها، داروهای تاریخ‌گذشته را بسته‌بندی و وارد بازار کرده است و حالا می‌خواهد با انتشار مقاله‌ای آن‌ها را رسوا کند. این اطلاعات در دو سه دقیقه اول فیلم به شما داده می‌شود. بر روزنامه و شخص حامد، برای چاپ نشدن این مقاله دارد حسابی از بیرون فشار وارد می‌شود. این وسط مشکل قلبی خواهر حامد تشدید شده و نیاز به پیوند قلب دارد. حالا حامد با دو چالش روبروست: ۱- جور کردن پول پیوند و ۲- جا زدن در نوبت پیوند قلب با پرداخت رشوه.

یک روز بخصوص

همان‌طور که می‌بینید این‌جا هم قهرمان اصلی شما با یک چالش اخلاقی روبروست و فیلم شخصیت‌محور است. مشکل هم از همین‌جا آغاز می‌شود. اولا ما تلاش و روحیه حقیقت‌جویی شخصیت حامد را در پیگیری پرونده و جور کردن مدارک ندیده‌ایم که حالا خم شدن قامتش در برابر مشکلات خواهر و تن دادن به سیستم بیمار اقتصادی برایمان به اندازه کافی تراژیک باشد. یعنی شخصیت‌پردازی اولیه به درستی انجام نشده است. ثانیا کارگردان موفق نمی‌شود روند تغییر شخصیت حامد را به ما نشان دهد. بلافاصله با گذر چند سکانس می‌فهمیم با آبدارچی بیمارستان با بازی فوق‌العاده خوب فرهاد اصلانی، روی هم ریخته و نوبت‌ عمل خواهرش را جا به جا کرده است. بدتر از همه این‌که ما درگیری قهرمان با خودش را برای این انتخاب که مخالف اعتقاداتش است، نمی‌بینیم. انگار خیلی هم برایش سخت نبوده که از اعتقاداتش دست بکشد. بنابراین چالش اخلاقی مورد نظر کارگردان اصلا درنمی‌آید.

یک روز بخصوص

ایرادات فیلم به شخصیت‌پردازی حامد محدود نمی‌شود. خیلی از کاراکتر‌ها مثل سردبیر روزنامه، پسر حامد،‌ مادر زنش و... کاملا اضافه هستند و اگر حذف شوند هیچ صدمه‌ای به اثر وارد نمی‌شود. محیط روزنامه لااقل برای ما که جو مطبوعات را دیده‌ایم به هیچ وجه باورپذیر نیست. فیلم در یک بستر زمانی ۲۴ ساعته اتفاق می‌افتد (ظاهرا) اما نوع رفت و آمدهای شخصیت اصلی و تغییر لوکیشن دادن‌هایش در تلاش برای جور کردن پول آن هم در شهر تهران، منطقا باید وقت بیشتری بگیرد. حالا بماند که چالش زمان برای جور کردن ۲۲۰ میلیون تومان توسط یک روزنامه‌نگار ساده هم خیلی راحت و ساده‌انگارانه برگزار می‌شود. همه این‌ها بین مخاطب و فضای فیلم فاصله ایجاد می‌کند.

با وجود همه این‌ها، یک روز بخصوص در سینمای ایران اثری متوسط محسوب می‌شود و فیلم بدی نیست. مشکلی که شخصا با سینمای کشور و فیلم‌سازان‌مان دارم، نبود بلندنظری در آن‌هاست. همه به حداقل‌ها راضی‌اند. «یک روز بخصوص»‌ می‌توانست چالش شخصیت اصلی‌اش را تعمیم دهد به کل رسانه و حرفی بزرگ‌تر از داستان فیلمش بزند؛ چنان‌که مثلا در فیلم «نفوذی/Insider» ساخته مایکل مان و با بازی آل پاچینو و راسل کرو شاهد بودیم. اما نه؛‌ این ایده و بسیار طرح‌های مشابه قربانی کوته‌نظری فیلم‌سازان‌مان می‌شود. آن وقت ما می‌مانیم و حسرت فرصت‌های از دست‌رفته.

برچسب ها
یک روز بخصوص
همایون اسعدیان
نقد فیلم یک روز بخصوص
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/٠٢/٠٦
١
٠
تو این مدتی که نقدهای شما رو نسبت به فیلم های مختلف خوندم متوجه شدم، تقریبا بزرگترین مشکل اغلب فیلم های ما نداشتن فیلم نامه و شخصیت پردازی خوب هست. غم انگیزه که ایده و داستان خوب داریم اما هنوز نتونستیم اونطوری که باید داستان رو شرح بدیم تا هدر رفته داستانی پبش نیاد... ولی واقعا این پروسه تبدیل کار دشواری هم هست.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/٠٢/٠٨
١
٠
دقیقا تو فیلمای ایرانی به جای اینکه وقت بذارن برای شخصیت سازی، وقت میذارن روی شخصیتهای اضافی که بود و مبودشون مهم نیست. به جای نشون دادن اون چیزی که مهمه و به داستان کمک میکنه، حواشی رو نشون میدن! :/
پربازدیدتریـــن ها
دوست اجتماعی یا رقیب عاطفی؟

پدیده‌ی جدیدی به اسم دوست اجتماعی

٩٦/٠٧/٢٤
بیایید صدایمان را بالا ببریم...

نه به آزار و اذیت های خیابانی

٩٦/٠٧/٢٤
اثر قابل قبول یک فیلم اولی

چرا باید «ایتالیا ایتالیا» را ببینیم؟

٩٦/٠٧/٢٢
از حذف سکانس تجاوز پدر به دختر تا سوالی که پاسخش مبهم ماند

«خانه دختر» ویران شد!

٩٦/٠٧/٢٧
با خلاقیت تان پول بسازید

معرفی 4 کسب و کار خانگی ساده و درآمدزا

٩٦/٠٧/٢٥
وقتی رسانه هایمان پر می شوند از تصاویر خشونت آمیز

بینندگان عزیز ؛ توجه شما را به چند سر بریده جلب می کنم!

٩٦/٠٧/٢٦
درباره فیلم زرد که این روزها حسابی با استقبال مخاطبان همراه شده و در گیشه می‌فروشد

به نفرت انگیزی رنگ «زرد»

٩٦/٠٧/٢٦
در حاشیه حاشیه سازی های ترامپ

منهتن را پا منار می کنم!

٩٦/٠٧/٢٣
با امکانات نسخه 4.4 تلگرام بیشتر آشنا شوید

چطور از لایو لوکیشن تلگرام استفاده کنیم؟

٩٦/٠٧/٢٢
مرور خبرهای خوب خوب در هفته ای که گذشت!

دیگه زیادی داره بهتون خوش می‌گذره...

٩٦/٠٧/٢٧
از خانه جلال و سیمین تا خانه بی فروغ فروغ

کو خانه؟ نشانم ده...

٩٦/٠٧/٢٣
آموزش بررسی امنیتی حساب کاربری گوگل

دسترسی های غیر مجاز به حساب گوگلتان را محدود کنید

٩٦/٠٧/٢٥
تبلیغات