سیانور فیلمی در ستایش عجیب ترین چریک ها
نقدی بر فیلم سیانور جدیدترین ساخته بهروز شعیبی

سیانور فیلمی در ستایش عجیب ترین چریک ها

نویسنده : دست قیچی

اولین واژه‌ای که در توصیف «سیانور» به ذهنم می‌رسد «قابل احترام» است. بهروز شعیبی به عنوان کارگردان به قصه‌ای که قصد تعریفش را دارد، به خودش و به ما به عنوان مخاطبش احترام می‌گذارد. به خودش احترام گذاشته چون با وجود بستر سیاسی فیلم، آن را برای خوشایند یک دسته یا کوبیدن دسته‌ای دیگر نساخته است. اشتباهی که مثلا ابوالقاسم طالبی در ساخت فیلم «قلاده‌های طلا» مرتکب شد و البته مانند او بسیار داشته‌ایم. نه؛ شعیبی به ذهنش رسیده در این فضا می‌شود داستانی پر کشش تعریف کرد که هم مخاطب را سرگرم کند، هم او را با برهه‌ای از تاریخ وطنش آشنا کند، هم فضایی بکر و جدید داشته باشد و هم حرفی به روز بزند. به مخاطب احترام گذاشته چون در پرداخت جزئیات فضای موجود در سال‌های 1350 تا 1354 وسواس به خرج داده است. از طراحی لباس‌ها بگیر تا طراحی صحنه، گریم، حرکات درست دوربین و... این است که گاف‌های تصویری از آن نوع که مثل نقل و نبات در سریال «کیمیا» خودنمایی می‌کرد، این‌جا دیده نمی‌شود. در یک کلام با فیلمی استاندارد طرفیم که دغدغه کارگردانش بوده است. نه برای کسب سود است، نه طولانی کردن لیست رزومه آقای کارگردان. شعیبی برای بیان دغدغه ذهنی اش تصمیم گرفته یک داستان خوب و پر جزئیات بسازد.

بهروز شعیبی کارگردان فیلم سیانور

 

اما داستان فیلم...

فیلم در سال‌های ابتدایی دهه 60 می‌گذرد. دوران اوج مبارزات با رژیم شاهنشاهی است و انواع گروه‌ها از ملی مذهبی‌ها گرفته تا گروه‌های چپ و سازمان مجاهدین خلق مشغول فعالیت علیه رژیم هستند. زوجی که علاقه بسیاری به هم دارند به خاطر اعتقادات‌شان مسیرهای متفاوتی را در پیش می‌گیرند. پسر مأمور ساواک می‌شود و دختر، چریک برجسته مجاهدین خلق. چند سال بعد که هر دو در مسیرهای خود پیشرفت کرده‌اند، بار دیگر خط زندگی آن‌ها با هم تلاقی می‌کند و باید بین عشق و اعتقاد دست به انتخاب بزنند. 

شعیبی در این فضای جنایی-عاشقانه، داستان برخی چهره‌های تاریخی مجاهدین خلق و سرنوشت هر یک را هم روایت می‌کند اما چون هوشمندانه، آن‌ها را در حاشیه قرار داده، توانسته فاصله‌اش را با دیدگاه‌های آن‌ها حفظ کند و متهم به صدور بیانیه سیاسی به نفع یک عده نشود. از جمله داستان «مجید شریف واقفی» را روایت می‌کند که از سال 42 به دنبال قیام مردم قم به رهبری امام خمینی(ره) در ردیف کفن پوشان به جمع مبارزان پیوست و اعلامیه‌های امام را منتشر می‌کرد. شریف واقفی بعد از ورودش به دانشگاه آریامهر، همراه با دوستان خود، انجمن اسلامی آن دانشگاه را بنیان نهاد و بعدها به سازمان مجاهدین خلق پیوست و به یکی از رهبران آن تبدیل شد. اما با تغییر جهت سازمان مجاهدین به سمت مارکسیسم با آن‌ها زاویه پیدا کرد و از شورای مرکزی حزب اخراج شد. در نهایت هم به دستور سران سازمان در 16 اردیبهشت 54 کشته و جسدش به آتش کشیده شد. پس از انقلاب نام دانشگاه آریامهر به یاد او به دانشگاه صنعتی شریف تغییر کرد. سیانور به داستان زندگی چهره‌های تاریخی دیگری چون مرتضی صمدیه لباف، لیلا زمردیان، تقی شهرام و وحید افراخته هم می‌پردازد.

درباره داستان فیلم سیانور

 

اما دغدغه مرکزی فیلم چیست؟

سیانور با جلسه دفاع پایان نامه یک ساواکی آغاز می‌شود. جلسه دفاعی که پرسش اصلی آن این است: چه چیزی یک چریک را به وجود می‌آورد؟ یکی می‌گوید چریک چیزی برای از دست دادن ندارد. دیگری می‌گوید چریک به خاطر ایزوله شدن در محیط خانه‌های سازمانی آرام آرام از مردم جدا می‌شود و دیگر خودش هم نمی‌داند برای چه می‌جنگد و ...

فیلم در کلیت خود هم به دنبال یافتن جواب همین پرسش است. با نشان دادن آدم‌های مختلف و نمایش انگیزه‌های‌شان و این‌که هر یک واقعا به آن چه می‌کند معتقد است، این نکته را گوشزد می‌کند که برخلاف تصور خیلی‌ها در هر دو جبهه، از جمله زوج عاشق داستان، هدف از مبارزه از خود آن مهم‌تر است. جایی از فیلم لیلا زمردیان به شریف می‌گوید من هم این سؤال‌ها را از خودم می‌پرسم ولی به جواب نمی‌رسم. اما مهم نیست. الآن خود مبارزه مهم‌تر است. دیالوگی که شریف قویا رد می‌کند و می‌گوید اتفاقا الآن باید جواب این سؤالات را داد و الا مسیر مبارزه منحرف می‌شود. در فیلم هم کسانی که هدف‌شان را از مبارزه و دفاع می‌دانند، نوع مردن‌شان را خود انتخاب می‌کنند. آن‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند چه زمانی و به روی چه کسی اسلحه نکشند. اقدامی که بهمنش، مأمور برجسته ساواک با بازی فوق العاده مهدی هاشمی را مجبور می‌کند پیش صمدیه لباف اعتراف کند: تو عجیب‌ترین چریکی هستی که دیده‌ام. 

به این ترتیب سیانور نمادی می‌شود از مرگ بیهوده و پوچ. راهی که انتخاب آن، به نیستی منجر می‌شود. اما کسانی که با هدف مبارزه می‌کنند، پس از مرگ هم به یاد می‌مانند چون پای یک تفکر ایستاده‌اند؛ و فکر نمی‌میرد. بیهوده نیست که در دین هم این‌قدر توصیه به تفکر می‌شود. امام علی(ع) و ابن ملجم هر دو اهل نماز شب بودند اما جایگاه امیرالمؤمنین کجا و جایگاه ابن ملجم کجا؟ هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون؟ 

برچسب ها
فیلم سیانور
بهروز شعیبی
سینمای ایران
سینمای سیاسی
سازمان مجاهدین خلق
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٥/٠٨/٠٩
٠
٠
تحیلی جالبی بود. ما که از دیدن فیلم چیزی سر درنیاوردیم بس که قروقاطی بود دست شما درد نکنه توضیح دادید چی به چی هست. حالا یه بار دیگه بریم ببینیم. طرز فکر جالبی تو جریان داستان مطرح شده باریکلا به آقای شعیبی
dastgheichi
dastgheichi
٩٥/٠٨/٠٩
٠
٠
بله. شعیبی کارگردان خیلی خوبی نشون داده. لا اقل توی این دو تا فیلمش که کاملا کارگردان قابل دفاعیه. یادمون نره که پایه های سوپر استار شدن رضا عطاران رو هم شعیبی گذاشت و برای اولین بار توی دهلیز بهش نقش جدی داد. خیلی ناسیونالیست هم هست. هیچ وقت از مشهد فراموش نکرده. هوای عطارانو که داشت. سریال پرده نشین رو هم خیلی بخش هاشو توی مشهد فیلمبرداری کرد. واسه فیلم سیانور هم یک نمایش ویژه توی دانشگاه پزشکی مشهد و سینما هویزه گذاشت.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٥/٠٨/٠٩
٠
٠
خیلی وقته که دیگه دور سینمای ایران و خط کشیدم.
dastgheichi
dastgheichi
٩٥/٠٨/٠٩
٠
٠
اگه واقعا خیلی وقته سینمای ایران نرفتین، توصیه می کنم یک سری به هویزه بزنین چون هم فیلم خارجی نمایش میده بعضی روزا و هم جدای از فیلم، خود سینما بعد از بازسازیش دیدنیه واقعا
h_rastegar
h_rastegar
٩٥/٠٨/١١
٠
٠
ممنون. بقیه فیلم های روی پرده که ارزشش رو داره رو هم نقد کنید
پربازدیدتریـــن ها
چرا این روزها همه دانشجویان به دنبال مدرک‌اند؟

«دانش‌»جو ام آرزوست...

٩٥/٠٩/١٥
طنزی پیرامون رایگان شدن ویزای تایلند

سفر به تایلند، فقط با من‌کارت!

٩٥/٠٩/١٥
چطور پاییز را به خانه‌مان بیاوریم؟

ساخت چند دکوری پاییزی با وسایل دور ریختنی

٩٥/٠٩/١٤
چند خط یواشکی از س ک س چت؛ در گوشی های مان چه می گذرد

این چت‌ های خاک بر سری

٩٥/٠٩/١٦
چرا تلویزیون در مورد نمایش ساز در برنامه‌هایش سلیقه‌ای عمل می‌کند؟

نمایش ساز یا سانسور آن؟ مسئله این است!

٩٥/٠٩/١٣
کمی از مجریان ممنوع التصویر و علت سانسور شدن آن‌ها از تلویزیون

باشگاه ممنوع التصویرها!

٩٥/٠٩/١٧
چه کسی خودش را به نیمکت خالی تیم ملی والیبال می‌رساند؟ اصلا مهم نیست

ولاسکو دیگر تکرار نمی‌شود!

٩٥/٠٩/١٤
تا حالا توی سرما پات یخ زده؟!

از کارتن خوابی تا مسجد نشینی!

٩٥/٠٩/١٣
پیرامون رفتارهای عجیب مسئولان به جای عذرخواهی و قبول اشتباهات‌شان

مدیران عزیز ما شرمنده‌ایم! / طنز

٩٥/٠٩/١٣
کتابی با طعم باروت خیس!

معرفی کتاب «مرد سوم» نوشته «گراهام گرین»

٩٥/٠٩/١٥
معرفی نرم افزار quick pic

با بهترین نرم افزار گالری اندروید آشنا شوید

٩٥/٠٩/١٤
فتوکاتور

درباره علی!

٩٥/٠٩/١٦
طنزی پیرامون کلیپ جنجالی بی‌ادبی فراستی

فراستی و هر چی که هست!

٩٥/٠٩/١٨
نازم به چشم یار که تیر نگاه را، بی جا هدر نکرد و به قلبم نشانه زد

ذهن زیبا؛ گلچینی از تک بیت ها و اشعار ناب (8)

٩٥/٠٩/١٧
همه داستان تبدیل «ریال» به «تـومان» را این‌جا بخوانید

خداحافظ ریال؛ سلام تومان!

٩٥/٠٩/١٨
شیوه‌های درست و نوین مدیریت و نگهداری از باتری

از حداکثر توان باتری موبایلت استفاده کن

٩٥/٠٩/١٦
پیشنهادهایی برای خریدن هدیه‌های یهویی، هول هولکی یا زورکی!

راهنمای خرید هدیه ارزان و شیک

٩٥/٠٩/١٧
نگاهی به ماجرای پر آب و تاب دعوای قلعه نویی و رحمتی

ژنرال علیه کاپیتان!

٩٥/٠٩/١٨