جدایی بامزی از خاله خرسه
داستان های کهن در عصر آهن

جدایی بامزی از خاله خرسه

نویسنده : محمدرضا ناصری نژاد

سکوت، دادگاه طلاق را فراگرفته بود که بامزی این سکوت را شکست و گفت: آقای قاضی همه چیز از شب عروسی شروع شد، از اون لحظه‌ای که این خاله خرسه آبرو برای ما نذاشت و همش جلوی جمع شعر می‌خوند که «خرسه چقدر قشنگه، ایشالا مبارکش باد، بامزی چه شوخ و شنگه ایشالا مبارکش باد، ماشالا به تَبل و سنتور، کندوی ناز زنبور! شُله شُله عو عو آااا بیا اون عقبا، این کمره یا بازیکن تیم ملی قطره! عو عو شُله شُله!» بعدش هم که می‌خواست با تبر سر بچه‌های فامیل رو که اومده بودن وسط قطع کنه! من طلاق می‌خوام آقای قاضی! من دیگه نمی‌تونم با این توی یک غار زندگی کنم!

در همین حین خاله خرسه پرید وسط حرف‌های بامزی و گفت: نه نه... پس تو خوبی و اون خواهر ورپریدت که فیلمش رو گذاشته اینستاگرام که داره خودش رو با روسری که از من کش رفته خفه می‌کنه! بعدش هم اسم یک پسره رو همه جای بدنش تتو کرده بود، خودش که فقط سه مدل تتو رو نشون داد ما که نمی‌دونیم دیگه کجاهاش داره! استغفرا... نذار دهنم رو باز کنم ها..

این دفعه بامزی گفت: حرف از فامیل نزن که من‌ حرف زیاد دارم، پس اون داداش تو خوبه که عکس‌هاش با شونصدتا دختر پخش شده، آخرش هم معلوم نشد خودش پخش کرده، دخترها پخش کردن، فتا حواسش به همه چیز نبوده، همه چیز حواسش به فتا نبوده ولی هر چیزی بود فِلنگ رو بست رفت خارج، حالا هم که به دختر خارجی‌ها گیر داده، می‌ترسم دفعه بعدی بره فضا، سراغ دخترفضایی‌ها! با دختر خاله مریخی و عمه عطاردی عکس بگیره، آبرو واسه ما نذاره، بعدشم فرار کنه بره اون منظومه‌ای که تازه کشف شده و ...

قاضی که دیگر عصبانی شده بود، گفت: اِی زنبور تو کندو و هر چیزی که هست، ساکت باشید دیگه! بلند شید بیاید اینجا و اونجا رو امضا کنید طلاقتون بدم تا بیشتر آبروی همدیگه رو نبردید...

که یک دفعه در اتاق باز شد! پاندای کونگ‌فوکار توی چهارچوب در قرار گرفت، همه منتظر بودند ببینند چه می‌خواهد بگوید که گفت: عه ببخشید اشتباه اومدم، فکر کردم اینجا دسشوییه، شما به طلاقتون ادامه بدین. و در را بست و رفت.

دوباره سکوت همه جا را فرا گرفته بود، این بار قاضی از توله‌ی بامزی و خاله خرسه پرسید بعد از طلاق می‌خوای با کی باشی؟ بابا بامزی یا مامان خاله خرسه!؟ توله سرش رو بلند کرد و گفت: با ... 

تیتراژ پایانی داستان.

برچسب ها
طنزیات
داستان طنز
عروس جنجالی
پسر تلگرامی
جدایی نادر از سیمین
بامزی
خاله خرسه
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M :)
NA30M :)
٩٦/٠١/١٠
١
٠
خخخ =||
mamzi
mamzi
٩٦/٠١/١١
٠
٠
سپاس از خخخخ :D
vahid748
vahid748
٩٦/٠١/١٠
١
٠
عالی بود
mamzi
mamzi
٩٦/٠١/١١
٠
٠
ممنونم
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/٠١/١١
٣
١
فکر می کنم بهترین گذینه زندگی با پاندای کنگ فو کاره، به هر حال حضورش توی داستان نباید اتفاقی و کوتاه باشه 😊😃
mamzi
mamzi
٩٦/٠١/١١
٠
٠
زندگی با بچه‌پاندا بهتره.پاندای کونگفوکار عصبی بشه خطرناکه :D
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/٠١/١١
١
٠
پاندای کونگ‌فو کار عصبی شدنش هم بی آزاره و بی آسیبه :) اما بعضیا « نون بیار، کباب ببر » هم بلد نیستن ولی وقتی عصبی میشن...
mamzi
mamzi
٩٦/٠١/١٣
١
٠
بله متاسفانه چنین افرادی وجود دارند
Rasa_s
Rasa_s
٩٦/٠١/١١
١
٠
:)) عصاره ی چندتا موضوع مختلف بود. ترکیب خوبی بود. بزن اون دس قشنگه رو :))
mamzi
mamzi
٩٦/٠١/١١
١
٠
ممنونم :D
مهیار
مهیار
٩٦/٠١/١٣
٠
٠
پس بقیه داستان کو
mamzi
mamzi
٩٦/٠١/١٣
١
٠
ادامه داستان بعد از ساخته شدن جدایی نادر از سیمین 2
پربازدیدتریـــن ها
امروز زمان خوبی برای گله مندی نیست...

این داغ را تازه نگه دارید!

٩٦/٠٨/٢٢
چیدمان هنری خانه در عین سادگی

چطور خانه ای هنری داشته باشیم؟

٩٦/٠٨/٢١
توصیه راهگشای وزیر علوم به دانشجویان عاشق

ازدواج با دختر لکسوس دار!

٩٦/٠٨/٢٠
بسته پیشنهادی کتاب برای هفته کتاب و کتابخوانی

به کی؛ چه کتابی هدیه بدهیم؟

٩٦/٠٨/٢٣
۶ راه‌کار عملی برای تمرکز بیشتر بر روی کار و‌ مطالعه

چطور تمرکز از دست رفته را بازگردانیم؟

٩٦/٠٨/٢٤
ممنون که مهربونی!

زلزله شرمنده محبتتان شد

٩٦/٠٨/٢٥
در سایه بی توجهی مسئولین؛ سونامی انحلال در تیم های ورزشی بانوان

بانوان؛ بازنده های همیشگی ورزش ایران

٩٦/٠٨/٢١
بسته پیشنهادی بازی با چاشنی هیجان؛ مخصوص بزرگسالان

معرفی چند بازی فکری دو نفره

٩٦/٠٨/٢٤
قبرستان یا آرامستان؛ مسئله این است!

سرگذشت عجیب قبرستان ها در ایران

٩٦/٠٨/٢٥
معرفی افزونه Popup blocker pro، بهترین راه برای جلوگیری از تبلیغات پاپ آپ

چگونه از تبلیغات اجباری سایت‌ها در امان باشیم؟

٩٦/٠٨/٢٠
گودبای پارتی تلخ کاپیتان در شب ناکامی بزرگ

جام جهانی پا روی چکمه گذاشت

٩٦/٠٨/٢٣
معرفی بازی مشت زنی Real Boxing 2

بوکس را حرفه ای بازی کنید

٩٦/٠٨/٢٢
تبلیغات