خانه تکانی پاکدستان!
پشت صحنه خانه تکانی در منزل دکتر احمدی نژاد

خانه تکانی پاکدستان!

نویسنده : فرانک باباپور

احمدی نژاد: حمید جان بی زحمت حالا که تا این‌جا اومدین، بیا این لوستر رو تمیز کن، منزل گفته تمیزش کنم منتها من قدم نمیرسه، شما ماشالا رشیدی. 

بقایی لنگ را می‌گیرد و دست دراز می‌کند و آویزان‌های لوستر را برق می‌اندازد.

بقایی: خوب شد؟

احمدی نژاد دست راستش را به نشانه «به به چه برقی افتاد» بلند می‌کند و می‌گوید: حالا که لنگ دستته بی‌زحمت اون پنجره‌ها رو هم تمیز کن.

بقایی چند پیس شیشه پاک کن به لنگ می‌زند و می‌کشد روی شیشه که لک می‌افتد.

احمدی نژاد: وات آر یو دویینگ؟ لکینگ شد که! 

بقایی: خب با این لنگ نمیشه شیشه رو برق انداخت. چیز دیگه نداری؟ مثلا روزنامه؟

احمدی نژاد: ما روزنامه فقط کیهان داریم که حیفه. 

بقایی: کاغذ باطله ای چیزی هم نداری؟ کاش می‌رفتی نامه‌ت که برای ترامپ نوشتی رو از سفارت سوئیس پس می‌گرفتی. اونم حالا که به وزارت خارجه گفتن سفارت و کشورشون نقش نامه رسون ندارن! اینا لیاقت نامه‌های شما رو ندارن. 13 صفحه هم بود، می‌شد باهاش شیشه‌های خونه ما رو هم تمیز کرد.

احمدی نژاد: خوب شد گفتی. اتفاقا یه چندتا کپی از اون نامه دارم. نگه داشته بودم بفرستم برای رئیس جمهورای بعدی آمریکا. صبر کن الان میارم.

شیشه برق می‌افتد و احمدی نژاد با چهره «ماشالا به قد و بازوش» انگشت اشاره‌اش را به سمت شیشه می‌برد که ببیند صدای قیژ بعد از تمیزی می‌دهد یا نه، که اثر انگشتش می‌ماند روی شیشه.

 بقایی: چیکار می‌کنی دکتر؟ لک انداختی که!

احمدی نژاد: کدوم رد؟ مگه فراموش کردی ما دولت پاکدستانیم؟

مشایی که تا این موضوع آرام روی صندلی نشسته بوده، از روی صندلی بلند می‌شود و می‌آید سمت احمدی نژاد و بقایی و می‌زند روی سینه هر دوشان

مشایی: خیلی‌ها بودن که به عیال محترم‌شون کمک کردن، خونه تکونی کردن، شیشه‌ها رو برق انداختن، اما شجاعت لازم رو نداشتن!

احمدی نژاد که از ابتدای حرف مشایی ماشاالله ماشاالله می‌گفت، در آخر جمله هنگ می‌کند. و قبل از این‌که بقایی آن چیزی که می‌خواهد بگوبد را بگوید، می‌گوید: خب حالا که دو نفر شدین بیاین دو سر این مبل رو بگیرین که جاشو عوض کنیم.

ناگهان مشایی صاف می‌ایستد و می‌گوید: من درختم. نمیتونم مبل جابجا کنم!

احمدی نژاد: ببخشیدا ولی ما تو خونه درخت نکاشتیم، تو حیاط کاشتیم.

مشایی: خب پس من آباژورم!

در همین موقع صدای ممتد زنگ در می‌آید.

بقایی: یا انتخابات! این دیگه کیه؟

احمدی نژاد: اوه اوه، حتما از سفارت جینگالابولاواسی هستن! 

بقایی: نکنه به اونجا هم نامه نوشتی؟

احمدی نژاد: مشایی جان بیا برو آیفون رو بردار بگو خونه واگذار شده!

مشایی: من یه پرنده‌ام، آرزو دارم...

برچسب ها
خانه تکانی
محمود احمدی نژاد
اسفندیار رحیم مشایی
حمید بقایی
روز درختکاری
درختکاری احمدی نژاد
درختکاری مشایی
احمدی نژاد در توییتر
نظرات کاربران
کد امنیتی
مینو
مینو
٩٥/١٢/١٩
٣
٥
خیلی هم بی مزه و خنک! مستدام باشید با کارهای بهتر
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٢/٢٢
١
١
ممنونم. ان شاالله من هم امیدوارم. البته این مطلب ارجاعات زیادی داشت که باید ازشون مطلع می بودید :)
The_Exorcist
The_Exorcist
٩٥/١٢/٢٠
٤
٢
خیلی هم خوب بود
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٢/٢٢
٠
٢
ممنونم :) لطف دارید :)
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٥/١٢/٢٠
٣
٥
طنز هم طنزهای قدیم،
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٢/٢٢
٠
١
اونکه صد در صد. پیر شدیم دیگه. اینقدر هم در سرویس های دیگه مطلب نوشتم که طنزم داره خشک میشه کم کم :((
(بانوی غم)A_B
(بانوی غم)A_B
٩٥/١٢/٢٠
٠
١
خخخ..:*)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٢/٢٢
٠
١
:)))
آلاء
آلاء
٩٥/١٢/٢٠
١
١
درود بر تو فرانک:)) دیالوگای مشایی خیلی باحال و بجا بود:) خخخخ ،فک کنم به موضوع کاندیداتوری و پرونده قضایی و حبس و اینا هم میپرداختی جالب میشد:)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٢/٢٢
١
٢
ممنون عزیزم :) / آره خوب بود. البته کل داستان استعاره از حمایت اینا از هم داشت و دولت پاکدستان و ... اشاره ریزی به اونا داشت! میدونم خیلی غیرمستقیم بود :دی
...♥...سمانه صالحی...♥...
...♥...سمانه صالحی...♥...
٩٥/١٢/٢٠
٢
٢
خخخ...خیلی هم خوووب..
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٢/٢٢
٠
١
ممنون که خوندی عزیزم :*
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/١٢/٢١
٢
٢
طنز قشنگی بود ،به نظر من شما طنز های سیاسی رو بهتر و جالب تر از طنزهای اجتماعی می نویسین . شاید دلیلش اینه که تو طنزهای سیاسی شما خلاقیت به خرج می دید و به سبک خودتون می نویسین اما تو طنزهای اجتماعی، شما مجبورید هی به مسایلی که تو شبکه های اجتماعی پرداخته میشه ناخونک بزنید و از عبارت های تکراری استفاده کنید . امیدوارم همین خلاقیت و سبک خاص تونو تو طنزهای اجتماعی تون هم ببینیم
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١٢/٢٢
٠
١
بله متاسفانه طنزهای اجتماعی رو اینقدر گفتن و جوک ساختن براش که سخته چیز جدید گفتن. من هم امیدوارم تو اجتماعی پیشرفت کنم ان شاالله. ممنون از نظر لطفتون :)
پربازدیدتریـــن ها
چطور وقت استفاده از شبکه‌های اجتماعی زمان را مدیریت کنیم؟

8 قاتل زمان در شبکه های اجتماعی

٩٦/٠٣/٢٥
نگاهی به چهارمین فیلم سینمایی حمید نعمت الله

رگ خواب؛ داستان عشق و خیانت در دنیای مدرن

٩٦/٠٣/٢٩
راهکارهایی برای زمان فراموشی پترن گوشی هوشمند

اگر رمز عبور گوشی را فراموش کردیم چه کنیم؟!

٩٦/٠٣/٣٠
به مناسبت 18 ژوئن روز جهانی پدر

برسد به دست پدرهای مسافر

٩٦/٠٣/٢٨
وقتی ادعای امام زمان بودن به تلگرام و اینستاگرام هم می‌رسد

پیامبران دروغین در اینستاگرام!

٩٦/٠٣/٢٥
نگاهی به سختی‌های خبرنگاری به بهانه رفتار زشت بهناز جعفری با چند خبرنگار

خبرنگارها مشغول فحش خوردنند!

٩٦/٠٣/٢٧
فینگرفودهای سریع و آسان که باید امتحان کنید

6 فینگر فود خوشمزه برای جشن تولد

٩٦/٠٣/٣٠
یادی از بازی‌های نوستالژیک دوران کودکی به بهانه ترند شدن فیجت اسپینر

فرفره می‌چرخوندیم وقتی اسپینر مد نبود!

٩٦/٠٣/٢٨
نگاهی به دکور و صحنه برنامه ‏های مناسبتی ماه رمضان

این دکورهای دوست نداشتنی

٩٦/٠٣/٣١
زیارت مجازی در حرم امام علی(ع)

می‌بوسم آستانه قصر جلال تو

٩٦/٠٣/٢٥
فرار مالیاتی رونالدو، محکومیت در دادگاه اسپانیا و حالا تصمیم جدایی از رئال مادرید

خرداد پرحادثه رونالدو

٩٦/٠٣/٢٧
از بلیت رایگان سینما تا تدریس مجانی

#نذر_فرهنگی

٩٦/٠٣/٣١
به بهانه سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی

هنوز مظلوم

٩٦/٠٣/٢٩
تمام آنچه برای خرید یک دوچرخه شهری خوب لازم دارید

راهنمای خرید دوچرخه شهری زیر یک میلیون

٩٦/٠٤/٠١
طنزیات

از گاو قهوه ای تا گربه کالباسی!

٩٦/٠٣/٣٠
مرور طنز بر اتفاقات مهمی که یک روز قبل از تابستان یادشان افتاد بیفتند!

اتحاد آندر تیکر و ملک سلمان!

٩٦/٠٤/٠١
معرفی بازی Angry Birds Evolution + لینک دانلود

پرندگان خشمگین تکامل یافته از راه رسیدند

٩٦/٠٣/٢٧
مواردی که در مورد راهنمای تور باید بدانیم

صفر تا صد یک تور لیدر

٩٦/٠٣/٢٨
به شب نشينى عشاق ماه کم آورد

ذهن زیبا؛ گلچینی از تک بیت ها و اشعار ناب (32)

٩٦/٠٣/٣١
طنزی پیرامون طرح یارا کارت

آی خونه‌دار و بچه‌دار کارت یارانه تو بردار بیار

٩٦/٠٣/٢٩
تبلیغات
تبلیغات