ت مثل تعرض مثل ترس
#یادداشت #فروشنده #یک_حس_آشنا

ت مثل تعرض مثل ترس

نویسنده : مریم نیک‌پور

«صدای در آمد، فهمیدم یک‌نفر آمده داخل داشتم موهایم را شامپو می‌زدم، دستش را آورد لای موهایم فکر کردم تویی، اما...دیگه نفهمیدم چی شد...» این جملاتی است که رعنا در فیلم فروشنده می‌گوید، تنش می‌لرزد و ترس و تنفرش را از آن لحظه می‌شود در چشم‌هایش دید. رعنا بعد از آن اتفاق دیگر جرئت نمی‌کند تنها دستشویی برود. دست شوهرش را می‌گیرد و می‌گوید این‌جا وایستا تا بروم دستشویی، حتی می‌ترسد در دستشویی را ببندد.

رعنا می‌ترسید و من روی صندلی سینما نشسته بودم و فکر می‌کردم این ترس برایم عجیب آشناست. ترسی که در دل خیلی از دخترها رخنه کرده؛ ترس از تعرض! حالا فرقی نمی‌کند این تعرض آزار جنسی باشد یا ثابت ماندن نگاهی کثیف، هر دو زجرآور است. مهم نیست شخصیتت چقدر اجتماعی باشد یا توانایی چه کارهایی را به تنهایی داشته باشی، حتی اگر مستقل‌ترین زن دنیا هم باشی، باز هم می‌ترسی. من بارها وقتی در پارک یا استراحتگاه‌های بین راهی جاده‌ها، خواستم دستشویی بروم، دست شوهرم را گرفته‌ام و گفته‌ام «همینجا وایستا تا برگردم» و تکرار کرده‌ام که «جایی نری‌ها، همینجا باش».

نه فقط من، دختران زیادی هستند که می‌ترسند. دخترانی که حاضرند مسیرهای طولانی را با مترو یا اتوبوس بروند اما سوار تاکسی‌ای نشوند که نمی‌دانند راننده آن قابل اعتماد است یا نه؟ حتی گاهی از راننده آژانس و تاکسی آرم‌دار هم می‌تر‌سند و تا پیاده شوند هزار جور نذر و نیاز کرده‌اند. من جرئت نمی‌کنم سوار تاکسی‌ای بشوم که فقط یک جای خالی در عقب دارد و دو مسافر دیگر آن مرد هستند، نه فقط من، بلکه بیشتر دوستانم هم جرئت نمی‌کنند. نه فقط تاکسی حتی تنهایی رد شدن از پل عابر پیاده هم ترسناک است.

 شاید خیلی از ما، مثل رعنای اصغر فرهادی تعرض را لمس نکرده باشیم، اما در همه لحظه‌های تاریک و خلوت زندگی‌مان ترسیده‌ایم، چون شنیده‌ایم به دختری در همین موقعیت تجاوز شده است.نه... اصلا چرا این همه بزرگش کنم، خواستند کمی او را بترسانند و دور همی با دوستان‌شان بخندند. مثلا در یک پیاده روی شلوغ تند تند قدم بر می‌داشته تا از شر شلوغی خلاص شود و یکهو از پشت سر کسی لمسش کرده و همین‌طور که از ترس عین یک قالب یخ شده‌ با صدای انفجار خنده به خودش آمده و تازه فهمیده تعرض به حریم او یک تفریح جذاب برای عده‌ای دیگر است. آن بین هم هیچ مردی پیدا نشده است که یک سیلی مهمان‌شان کند و کمی امنیت نابود شده‌ آن دختر را به او برگرداند.

راستش گاهی مردان را در اجتماع حس نمی‌کنم! خیلی وقت‌ها دیده‌ام که چندین مرد از کنار متلک گویی چند جوانک به دختری گذشته‌اند اما هیچکدام‌شان یقه آن‌ها را نگرفته‌اند. ما دختران و زنان به حمایت شما مردها نیاز داریم، به غیرتی که به خودش اجازه ندهد نگاهش روی کسی سنگینی کند، همه دختران و زنان کشورش را ناموس خود بداند و از آن‌ها محافظت کند. اگر متوجه آزار یا تعرضی از سمت کسی شد یقه آن فرد را بگیرد و نگوید «ای بابا دنبال دردسر نمی‌گردم»، ما دخترانی که با ترس دست و پنجه نرم می‌کنیم نیاز داریم حس کنیم دور و برمان امن است و هیچ کسی جرئت آزارمان را ندارد، اگر هم داشته باشد این‌جا پر از مردانی است که نمی‌گذارند کسی به ناموس‌ خودشان و دیگری چپ نگاه کند.

 

برچسب ها
یادداشت
فروشنده
یک_حس_آشنا
نظرات کاربران
کد امنیتی
developer
developer
٩٥/٠٧/١٩
١
٢
تست کامنت مطلب تولیدی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٧/١٩
١
١
بسیار مطلب خوبی بود
پربازدیدتریـــن ها
امروز زمان خوبی برای گله مندی نیست...

این داغ را تازه نگه دارید!

٩٦/٠٨/٢٢
چیدمان هنری خانه در عین سادگی

چطور خانه ای هنری داشته باشیم؟

٩٦/٠٨/٢١
توصیه راهگشای وزیر علوم به دانشجویان عاشق

ازدواج با دختر لکسوس دار!

٩٦/٠٨/٢٠
بسته پیشنهادی کتاب برای هفته کتاب و کتابخوانی

به کی؛ چه کتابی هدیه بدهیم؟

٩٦/٠٨/٢٣
۶ راه‌کار عملی برای تمرکز بیشتر بر روی کار و‌ مطالعه

چطور تمرکز از دست رفته را بازگردانیم؟

٩٦/٠٨/٢٤
ممنون که مهربونی!

زلزله شرمنده محبتتان شد

٩٦/٠٨/٢٥
در سایه بی توجهی مسئولین؛ سونامی انحلال در تیم های ورزشی بانوان

بانوان؛ بازنده های همیشگی ورزش ایران

٩٦/٠٨/٢١
بسته پیشنهادی بازی با چاشنی هیجان؛ مخصوص بزرگسالان

معرفی چند بازی فکری دو نفره

٩٦/٠٨/٢٤
قبرستان یا آرامستان؛ مسئله این است!

سرگذشت عجیب قبرستان ها در ایران

٩٦/٠٨/٢٥
معرفی افزونه Popup blocker pro، بهترین راه برای جلوگیری از تبلیغات پاپ آپ

چگونه از تبلیغات اجباری سایت‌ها در امان باشیم؟

٩٦/٠٨/٢٠
گودبای پارتی تلخ کاپیتان در شب ناکامی بزرگ

جام جهانی پا روی چکمه گذاشت

٩٦/٠٨/٢٣
معرفی بازی مشت زنی Real Boxing 2

بوکس را حرفه ای بازی کنید

٩٦/٠٨/٢٢
تبلیغات