نویسنده پرفروش ترین کتاب جهان را چقدر می‌شناسید؟
کمی از بزرگترین نویسنده‌ انگلستان، به بهانه 7 فوریه زاد روز چارلز دیکنز

نویسنده پرفروش ترین کتاب جهان را چقدر می‌شناسید؟

نویسنده : الهام حبشی

اسکروج مرد آرام و ناخن خشکی است که با مرگ شریک و نزدیک‎ترین رفیقش (جیکوب مارلی) تبدیل به مردی گوشه‌گیر، عنق و سنگدل می‌شود، تا این‌که در نیمه شب کریسمس هنگامی که به خانه‌اش برمی‌گردد، با روح جیکوب رو به رو می‌شود. داستان «سرود کریسمس»  از همین نقطه وارد مرحله‌ی موهوم و هیجان انگیز خودش می‌شود و تا انتها ذهن خواننده را مشغول خود نگه می‌دارد. و این طور بود که من با چارلز دیکنز آشنا شدم. بعدها به سراغ آثار دیگر دیکنز رفتم و بر خلاف خیلی‌ها که دیوید کاپرفیلد یا اولیور تویست او را می‌پسندیدند، دل به ماجرای «لوسی مانت» قهرمان کتاب «داستان دو شهر» -که با 200 میلیون نسخه، پرفروش‌ترین کتاب تک جلدی جهان است- دادم.

 

از چارلز دیکنز تا دیوید کاپرفیلد

چارلز دیکنز نویسنده و روزنامه نگار انگلیسی قرن نوزدهم در 7 فوریه سال 1812 در خانواده‌ای کم درآمد به دنیا آمد، دیکنز برخلاف بچه‌های دیگر که وقت‌شان صرف بازی کردن می‌شد، در اتاقش می‌ماند و وقتش را با خواندن کتاب‌هایی مثل «دن کیشوت» و «هزار و یک شب» پر می‌کرد. چارلز 12 ساله با زندانی شدن پدرش، به اجبار به کارخانه واکس‌سازی فرستاده شد، تا تلخ‌ترین دوران زندگی‌اش را تجربه کند، از درس و مدرسه دور بماند و درد شخصیت‌های داستانی‌اش را با گوشت و پوست بچشد. دیکنز می‌نویسد: «هرگز نمی‌توانم ببخشم و فراموش کنم، که مادرم چطور به خاطر درآمد یک شلینگی من خوشحال می‌شد و کیف می‌کرد». دیکنز بسیاری از داستان‌هایش را از تجربیات اندو‌ه‌ بار زندگی خودش الهام گرفت و با پر و بال دادن به مشقت‌هایش، قهرمان قصه‌هایش را آفرید. مشهورترین شخصیتی که از دل رنج‌های دیکنز متولد شد، دیوید کاپرفیلد است.

 

17 رمان  100 فیلم سینمایی

اگر با آثار دیکنز آشنایی داشته باشید، می‌دانید که تصویرسازی داستان‌های او به قدری دقیق و جزئی است که انعکاس نور بر تیغه‌ی گیوتین داستان دو شهر چشم‌تان را خواهد زد و صدای گرسنگی را از شکم معقر شده‌ی کودکان داستان نیکلاس نیکلبی خواهید شنید. با این حال اکثر داستان‌های دیکنز به ماندن درون برگه‌های کتاب بسنده نکردند و وارد سینما شدند، حتی بعضی از آثار او نه یک بار، بلکه در چند نسخه‌ی متفاوت ساخته و پرداخته شدند.

چارلز که در ابتدا به شغل تندنویسی و منشی‌گری مشغول بود، کارش را تا رسیدن به جایگاه نویسنده‌ای مورد تایید مردم، با خبرنگاری، روزنامه‌نگاری و وقایع‌ نویسی ادامه داد. از آن به بعد با قلمی که طعم فقر و رنج مردم را مزه کرده بود، به خلق کردن ماندگارترین آثار روی آورد. شکل گیری جنایات آدمیزاد را در زندگی الیور تویست به نمایش گذاشت. در کتاب «دامبی و پسر» پرده از قساوت و خودپسندی طبقه‌ی مرفه جامعه برداشت. «خانه‌ی غمزده» و «کاغذهای پیک‌ویک» را به اشتباهات خانه خراب‌ کن دادگاه‌ها اختصاص داد و در «آرزوهای بزرگ» و «دوریت کوچک» از عشق و گذر زمان سخن به میان آورد. فیلم‌ها و تئاترهای اقتباس شده از آثار دیکنز به قدری زیاد هستند، که تقریبا هر بازیگری یک بار، تجربه‌ی نقش آفرینی در فیلم‌های او را داشته است. 

 

چارلز دیکنز و داستانی تمام ناشدنی

دیکنز رکورد بیشترین و پیگیرترین تعداد هوادار را دارد، به طوری که 60 هزار نفر در اسکله نیویورک و 4 هزار نفر در اسکله بوستون در انتظار رسیدن قسمت 71ام داستان نل، تجمع کرده بودند، تا از اولین کشتی‌هایی که از انگلستان می‌رسند، بپرسند نل کوچک مرد یا زنده ماند. سرانجام زندگی جسمانی نویسنده‌ی پرفروش‌ترین کتاب جهان، در 9 ژوئن 1870 بر اثر سکته قلبی به پایان رسید و وجودش در داستان‌هایش هر روز بیش از دیروز وسعت یافت و به کسب شهرت و احترام پرداخت. تصویر خالق دختری به نام نل، از سال 1992 تا 2003 بر اسکناس‌های 10پوندی انگلستان نقش بست. چارلز دیکنز در داستان محبوبش کاپرفیلد، از تلاش‌های بی‌وقفه خود در راه موفقیت، چنین نوشت: «من نه پند دهنده‌ای داشتم و نه تشویقی، نه حمایتی، نه دلگرمی و نه حتی یار و همراهی... »

برچسب ها
چارلز دیکنز
کریسمس کارول
سرود کریسمس
داستان دو شهر
الیور تویست
دیوید کاپرفیلد
پرفروش ترین کتاب جهان
دوریت کوچک
دختری به نام نل
آرزوهای بزرگ
فیلم های اقتباسی از آثار چارلز دیکنز
نیکلاس نیکلبی
افراد مشهور متولد بهمن
نظرات کاربران
کد امنیتی
NA30M :)
NA30M :)
٩٥/١١/١٩
٢
٠
:( چقد زود زندگیش تموم شده کاش بیشتر زنده میموند ثمره ی زحماتشو می دید :( همه آثارشو دوس دارم... ممنون الهام جانم :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/١٩
٢
٠
موافقم. یک ادم هایی اگر هزار سال هم عمر کنن بازم کمه... خصوصا اونایی که بعد فوت کردنشون شهرت و محبوبیت بیشتری پیدا میکنن..اما خودشون نیستن که ببینن :) ممنون از حضورت نسیم جان ^_^
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/١١/١٩
١
٠
ایشون رو به اندازه یک جمله میشناسم: "اگر منظور حسین، جنگ در راه خواسته های دنیایی بود، من نمیفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم میکند که او فقط بخاطر اسلام فداکاری کرد."
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/١٩
١
٠
کتاب " سرود کریسمس" یا همون " کریسمس کارول " رو بهتون پیشنهاد میدم! 50 صفحس اما می تونه راغبتون کنه به خوندن دیگر آثار دیکنز که حجم زیادی دارن :) پس در مورد اسلام و امام حسین هم اطلاعات و نظریاتی داشته :) تشکر از حضورتون، جناب بزرگواری.
AsedHamid
AsedHamid
٩٥/١١/٢١
٠
٠
بله ، با توجه به فعالیتی که انجام میدم بطور تصادفی با این جمله از ایشون برخورد کردم و بابت پیشنهاد کتاب ممنوع، متاسفانه کتاب ها هنوز اونقدر قدرت پیدا نکردن که بتونن منو پای خودشون بشونن :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٢
٠
٠
برای علاقمند شدن به خوندن ادامه ی یک کتاب دو تا راز وجود داره ، نمی دونم چقدر اهل مطالعه کتاب هستین اما اگر کمه! راز اول : کتابی رو برای شروع انتخاب کنین که خیلی ها پیشنهادش میدن و البته حجمش هم زیاد نیست " راز دوم " خودتون رو به خوندن اجبار کنین اگر نه هیچ کتابی قدرت جذب رو پیدا نمیکنه حتی اگر بهترین کتاب دنیا باشه. یادمه داستان دوشهر رو که می خوندم تا صفحه 150 موهام سفید شده بود از بس برام خسته کنند و آزار دهنده به نظر می رسید ولی خب دندون روی جیگر گذاشتم ... از صفحه 150 به بعد همه چیز تغییر کرد، هم خوندن برای خودم اسون تر شد و هم اینکه تازه داستان از اون صفحه داشت وارد مرحله ی داستانی خودش میشد :) موفق باشین .
AsedHamid
AsedHamid
٩٥/١١/٢٣
١
٠
متاسفانه هنوز اونقدر آرامش ندارم که بتونم پای کتاب بشینم، دلیلش اینه که ذهنم پر از دغدغه و مسائل روزانه ست
لیلی
لیلی
٩٥/١١/٢٠
٢
٠
کتاب الیور تویست را پنج سال پیش خوندم ولی اون قسمتی که الیور سهم روزانه غذاش را به پسری میده یادم نمیره /وقتی دلیلش را میپرسن میگه: اون منو تهدید کرد که اگه این کار را نکنم به جاش منو میخوره! واقعا این حجم صداقت و ظرافت در معصوم نگاشتن شخصیت ها ،فقط به ذهن ادمی میرسه که با تمام وجود سخت زندگی کرده باشه
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
من هنوز موفق به خوندن الیور تویست نشدم، اما زمانی که در مورد دیکنز تحقیق می کردم، خیلی افسوس خوردم که چقدر کتاب خوب دیگه هم داره و من هنوز موفق به خوندن همشون نشدم :) آره نویسندگی به تجربه ی واقعی هم نیاز داره :)
لیلی
لیلی
٩٥/١١/٢٠
١
٠
میدونستی وقتی ادم زیر بار ظلم زندگی کنه فقط دچار یک موقعیت از دو حالت ممکن میشه: یا بر اثر فقر شدید و ستم به اغوش مرگ پناه میبره، یا صبر میکنه تا رها بشه /این بار در نقش نویسنده ای مشهور در قالب کلمات برای زندگی بهتر/
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
آره... و بیشتر آدم ها زیر بار سختی و ظلم یا نابود میشن یا خودشون هم تبدیل به آدم های ظالم میشن. کم هستن کسانی که سختی بکشن و بزرگ بشن :) ممنون از کامنتای خوبت لیلی نازنین :)
a_a
a_a
٩٥/١١/٢٠
١
٠
نوشته هاش،قشنگه دوسش دارم:))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
نوشته هاش که حرف ندارن ولی خوش قیافه نیس :ی ممنون مناجون ^_^
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
ببخشید فاطمه جون :ی
m.babaee
m.babaee
٩٥/١١/٢٠
١
٠
جمله اخر دیکنز چقدر تلخ بود! ممنون از مطلب خوبت لذت بردم
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٠
١
٠
اره تلخ بود. اما توی این جمله یکم بی معرفتی هم هست، دیگه کلا گفته فقط خودم و خودم بودم :ی با اینکه من یک جایی خوندم خواهرش خیلی از لحاظ روحی و عاطفی کمکش می کرده و لوسی مانت که از نظر دیکنز یک زن ایده آل هست رو از خواهرش الهام گرفته. ممنون از حضورت مناجون :)
notareal
notareal
٩٥/١١/٢٠
١
٠
سپاس از دست نوشت شما. نویسنده ای که دوران عبوس ُویکتوریانا ُ را نامی دیگر داد: ُدیکنزین. ُ که تخیل ها و تصویرهای سرگردان در ذهن خود را به نبرد با بودن ها و باشنده های آدم ستیز فرستاد تا طرحی نو براندازد. ُباز ُ تولدت در سرای ماندگار پر ز سرود و سرور باد.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٠
٢
٠
من هم سپاسگزارم که شما برای خوندن وقت گذاشتین :) واقعا اون دوران، دوران سیاه و عبوسی بوده، اصلا باور کردن اینکه این داستان ها یک روزی واقعیت داشته و مردم انقدر جنایتکار و وحشی بودن، سخت و غیرقابل تصوره...تشکر که وقت گذاشتین دوست عزیز :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/١١/٢٠
١
٠
«غم و تلخی موجود توی زندگی دیکنز و امثال دیکنز اونا رو رشد داده و به اینجا رسونده.» میشه به این جمله صد در صد تکیه کرد؟!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٠
١
٠
به نظر من خیلی ها غم و رنج رو توی زندگیشون تجربه می کنن، حتی خیلی بیشتر، اما آدم ها گیاه نیستن که توی شرایط یکسان یک دست به عمل بیان. توی موقعیت سخت درصد بالایی فاسد میشن، می پوسن و از بین میرن و تعداد کمی هستن که توی اون شرایط شکوفا میشن. استعداد، صبر، پشتکار، امید و عشق به کاری که انجام میدیم لازمه ی کاره :) ممنون از حضورت محبوبه ی خوبم :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/١١/٢٠
١
٠
من فیلم کریسمس رو دیدم! یه جوری بود :(( دوست دارم کتابهای نویسنده های مشهور رو بخونم. ولی کلا با رمان میونه خوبی ندارم! چون اصولا فاصله میفته بین خوندنم و یادم میره چی بود! :/
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
روزی تنظیم کن 20 صفحه بخون زودی تموم میشه :) فیلمش رو ندیدم اما کتابش خیلی خوب بود.50 صفحس زیاد نیست. من کتابم زبان اصلیه سخت خوندنش اگرنه می دادم بخونی. الان متوجه شدی من کتاب زبان اصلی میخونم یا واضح تر بگم ؟ :)) ممنون فرانک گل گلاب ^_^
notreal
notreal
٩٥/١١/٢٠
١
٠
نویسنده گرامی، شما با کاربرها با نیکی و بی پیرایگی ارتباط برقرار می کنید، درست به مانند دیکنز. ُباز ُ (اسم مستعار نوشتاری (nom de plume, pen-name) دیکنز: Boz که بی گمان می دانید). در «سرود کریسمسی» در جایی می گوید چیزی به مانند ُ . . که خواننده به همین نزدیکی من به تو، که پشت سَرَت ایستاده ام . . . ، به همچنین آدمی را با ظرافت های همزیگاه خویش، انگلستان، آشنا می کند. باز در همان داستان: ُبه مانند یک طرح نا بجا و نا پخته پارلمان like a bad young Act of Parliament ُ این خود بسیار به کشش نوشتارش می افزاید. نویسندگان بزرگی پس از او، گرچه با سبک های ریالیست (بر خلاف دیکنز) ویا آبستره (انتزاعی) و . .و . . قلم زدند، اما متاثر از کارهای او بودند. در مورد ترجمان این کار نظر بر این است که بخش هایی از قلم افتاده چراکه مترجم در انتقال حال و هوای ظرافت هایی از گونه بالا کوتاهی کرده که مبادا از کشش سبک داستان نوجوانان کاسته شود و بیشتر به گونه ای دیزنی وار ترجمه شده - یک ترجمان کامل می تواند معرف بهتری برای کار های دیگر - باز - باشد. شاید همراهان ترجمه کاملی را می شناسند.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢١
١
٠
وظیفه ی ما همین هست ، شما لطف دارین دوست گرامی. بله ولی اگر بخوام راستش رو بگم من نمی دونستم " باز " تلفظ میشه و معنیش رو متوجه نشدم و نمفهمیدم چرا این تخلص رو برای خودش انتخاب کرده. سرود کریسمس رو به زبان اصلی خوندم. اما داستان های دیگه واقعا حجیم و زیاد هستن. بله خیلی ها سبکش رو کپی کردن و راهش رو رفتن ولی خب به هر حال خیلی سخت میشه آدم از استاد و کسی که از روی دستش می نویسه فراتر بره. شنیدم نویسنده ی داستان " دختر کبریت فروش " دوست دیکنز بوده و یکی از مریدان واقعیش که یک اثر هم به دیکنز تقدیم کرده. حتما سعی می کنیم برای خوندن کتاب های خارجی به نام مترجم هم دقت کنیم. خیلی خیلی ممنون.
notareal
notareal
٩٥/١١/٢٠
٠
٠
لیلی: «واقعا این حجم صداقت و ظرافت در معصوم نگاشتن شخصیت ها ،فقط به ذهن ادمی میرسه که با تمام وجود سخت زندگی کرده باشه» واژه ها با جان، تکان دهنده، پایه در حقیقت دارد. ترسیمی از دنیایی که شادمانی در آن چون سیلابی در کویرست، که این دو بی یک دیگر جانکاه و باهم سنفونی ی از موتزارت باشد.
لیلی
لیلی
٩٥/١١/٢١
٢
١
اول اکانت بسازید بعد: )
notareal
notareal
٩٥/١١/٢١
١
٠
«اول اکانت بسازید بعد» لیلی خانم گرامی: مرا، به مانند آلیور، صاحب اکانت در نواخانه، تابوت سرا، لانه پسرهای نیک دلِ جیب بر «فِیگِن» و خانه اشرافی پدر بزرگ اش بدانید. چون آلیور، در این سرای واژه ها، آن جا که تخیل دیکنز سفر کند آن اکانت من. که اشاره شما را درک می کنم، اما چه کنم که چون نقاش واژه گان حافظ شکر سخن گوید «خانگیست غمازم.»
لیلی
لیلی
٩٥/١١/٢٢
١
٠
چه کنم را فراموش خواهی کرد اگر بدانی اشنایی با صاحب این نظرات که توازنی شگرف بین کلمه و احساس برقرار میکند ،دور از ذوق و هنر ما جیمی ها نیست
notareal
notareal
٩٥/١١/٢١
٢
٠
خانم حبشی گرامی، نام کامل او بود: Charles Culliford Boz Dickens. «باز» را برای عنوانی خودمانی ( مثل «شری» که می شود تصور کرد به جای «شراره» استفاده شود) برای تخلص به کار برد که نماینده، دوستانه/خودمانی، نام کامل خانوادگی اش (‌Boz Dickens) می باشد، در ضمن Culliford اسم وسط او بود. شاید برای شما جالب باشد - دانستن اش - که در مجموعه داستان های تعلیقی اشباح محور با عنوان The Haunted House، او بین گروهی از نویسندگان مطرح زمان خود مسابقه ای را بانی شد که در آن کدامین، فی البداهه، جذاب ترین داستان را عرضه می کند. نام های بزرگی در آن مسابقه تلاش، دوستانه، کردند در ربودن گوی سبقت از یک دیگر. داستان دیکنز بهترین آنها نبود. دو اتفاق باعث مرگ زود هنگام - باز - بود. اول این که قطاری که او در یکی از سفرهایش در آن بود از ریل خارج می شود و او کمک برای نجات دیگران می کند. زخم بدی در آن حادثه برپاهای او وارد می شود، که تا آخر زمان حیات اش در راه رفتن دچار مشکل می شود. در آخرین لحظه ها که می خواست از بدنه قطار فاصله گرفته، خودش را نجات دهد، به یاد می آورد که یک اثر نیمه کاره اش در قطار به جا مانده. با شتاب در آن وضع نامناسب اش به کوپه بر می گردد برای نجات نوشته اش. اما علت دوم علت اصلی مرگ زودتر از موعد او بود. آن هم این که علاقه شدیدی داشت که تمام اثر هایش را خودش، زنده، بر روی صحنه روخوانی کند. امری بس دشوار، انرژی بر و فرساینده. افزون بر آن این که چون در فروغ شعله گازی gas light داستان هایش را اجرا شخصیت به شخصیت می کرد، ریه های او به مرور زمان آسیب زیادی دید - گاز آن روزها درصد بالایی متان در هوا متصاعد می کرد. خیلی خوشحالم که امروز ارادت مند را به یاد فرزانه مرد آدم دوست، داستان نویس شهیر سده نوزده میلادی انداختید - سپاس از نو.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢١
١
٠
ممنون بابت اطلاعات خوبی که در اختیار بنده قرار دادین و متشکرم به خاطر حضور شما :) خرسند شدیم :)
محمدصنعتیـ :)
محمدصنعتیـ :)
٩٥/١١/٢١
٢
٠
چقدر 7 فوریه تولد داریم/ به علاوه دیکنز و داریوش و رونالدو و...تولد خودوم ؛))))))))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١١/٢١
٠
٠
داریوش تولدش چند روز پیش بودا!! نبودا؟؟ بهمنیا مثل آبانی ها زیادن :ی پس شما و رونالدو و دیکنز یک روز بدنیا اومدین :ی خوش به حالتون، من که با هیچ آدم مشهوری روز تولدم یکی نیست، فقط ماه تولدم با ترامپ یکیه :))))
notareal
notareal
٩٥/١١/٢١
٠
٠
تولدت مبارک محمد گرامی، این که در این سنِ باشکوه فعالیت چنین مثبتی داری (کاربر این سایتِ گرم و آدمی پرور) بهترین هدیه ای ست که از سوی ما به خودت می دهی. امروز می روم سراغ چندتا از پست هایت.
notareal
notareal
٩٥/١١/٢٣
١
٠
شیبی نفس گیر در پیش روی و، بیشی نیست از دامنه براه شده ام. سپاس موهبت شما را که توشه راه ست. منزل جیمی را چوب خط زده، خلوت یاران سر زده بهم زنم، هر از گاهی ـ ارنه با داشتن حساب، بل با لپان سرخ نسیه خوری (on account). مرا خواهید شناخت، همان فانتومی که صورتک برای صورت دارد.
notareal
notareal
٩٥/١١/٢٣
٠
٠
پیام آخرین در پاسخ ابراز لطف لیلی بود، اما که در ستون مطلوب قرار نگرفت.
لیلی
لیلی
٩٦/٠٢/٠٤
٠
٠
^_^
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خودمان، دور خودمان حصار می کشیم

عادتِ عادت کردن!

٩٦/٠٩/٢٢
چند خطی پیرامون فصل جدید سریال لیسانسه ها

لیسانسه ها نمره قبولی می گیرد

٩٦/٠٩/١٨
با رنگ بنفش کمپانی پنتون بیشتر آشنا شوید

رنگ سال 2018 و مکمل هایش

٩٦/٠٩/١٩
ستاره هایی که مورینیو قدرشان را ندانست

منتخبی که مورینیو ندید

٩٦/٠٩/١٨
از عکاسی مستند - اجتماعی چه می دانید؟

یک عکس و هزاران حرف

٩٦/٠٩/٢١
معرفی یک مستند خوب که زندگی خواهران منصوریان را روایت می کند

چرا باید صفر تا سکو را ببینیم؟

٩٦/٠٩/١٩
صفر تا صد شاعر شدن را اینجا بخوانید

چگونه از شاعری به کاسبی برسیم؟

٩٦/٠٩/٢١
ورزش هایی که در ایران مهجور مانده اند!

محبوب ترین ورزش های دنیا کدام اند؟

٩٦/٠٩/٢٠
معرفی بازی اعتیاد آور این روزهای جهان

آجرت را بشکن و معتاد شو!

٩٦/٠٩/٢٠
فیلمی برای خندیدن

آینه بغل ارزش سینما رفتن را دارد؟

٩٦/٠٩/٢٣
با ما بمانید...

جیم با قابلیت استوری گذاشتن

٩٦/٠٩/٢٣
قطع شدن یارانه در صدر جدول

تعطیلات نیم فصل عشق و عاشقی

٩٦/٠٩/٢٢
تبلیغات