بدون رنگ درمی‌آید! / طنز
یادداشت‌های آقای تاریکفکر

بدون رنگ درمی‌آید! / طنز

نویسنده : محمدعلی محمدپور

فکر می‌کنید یادداشت امروز را می‌خواهم راجع به چی بنویسم؟ استعفای علی جنتی و دو وزیر دیگر؟ میدان خونین جنگ استقلال خوزستان و پرسپولیس؟ مناظره هیلاری و ترامپ؟ سخنان عجیب عضو شورای شهر تهران درباره خواهر دیگران؟ یا ... آهان یک نفر از آن ته چیزی گفت؟ چی؟ وانتی دیوانه؟ آهان آفرین بیایم به بهانه آن کلیپ معروف وانتی دیوانه که چند روز پیش بین همه‌مان دست به دست شد به موضوع رانندگی در این مملکت بپردازیم. (برای دیدن کلیپ این‌جا کلیک کنید)

در واقع اگر بخواهیم خیلی ریشه‌ای به قضیه بپردازیم رانندگی در خیابان با آن چیزی که افسر راهنمایی و رانندگی از ما امتحان می‌گیرد فاصله‌ی زیادی دارد. ما وقتی برای گواهینامه می‌‌خواهیم امتحان بدهیم خیلی نرم و نازک همه چیز را رعایت می‌کنیم، با دست راست آینه را مرتب می‌کنیم، با آن یکی دست صندلی را تنظیم می‌کنیم، با پای چپ وارد اتومبیل می‌شویم، با پای راست خارج می‌شویم و کلا طوری‌ست که یک گواهینامه‌دار که از بیرون نگاه‌مان می‌کند فکر می‌کند به سندروم داون مبتلا هستیم. البته پس از گرفتن گواهینامه هم سعی می‌کنیم همه‌ی موارد قانونی را رعایت کنیم اما درست از لحظه‌ای که وارد خیابان می‌شویم همچون بیگانه‌ای در جنگلی غریب می‌شویم که مجبور است قوانین جدیدی یاد بگیرد که توی کتاب‌های راهنمایی و رانندگی نیست بلکه در کتاب تدوین شده توسط رانندگان محترم نیسان‌ آبی‌، این سلاطین جاده‌های غربت و دلتنگی با تم داریوش و بانو هایده (به جان شما ما توی تاکسی شنیدیم وگرنه نمی‌دانیم کیست) نوشته شده است.

در واقع خیلی خوب همان روز اول بعد از اولین تصادف می‌فهمیم که اصولا قفل فرمان چه کارآیی واقعی در رانندگی دارد. خیلی خوب می‌فهمیم که این چماق خوش‌دست برای نزاع‌های خیابانی‌ست و قفل کردن فرمان تنها یک قابلیت جانبی‌اش است. شما احتمالا یادتان نمی‌آید یک زمانی ایران خودرو داخل این پیکان جوانان‌های قدیم سمت راست راننده یک چماق جزو لوزام یدکی‌اش بود که درست است باهاش نمی‌شد فرمان را قفل کرد ولی خیلی خوب می‌شد مقصر تصادف را تشخیص داد!

شما خیلی زود می‌فهمید که جای خالی تمام درزها و باریکی‌های داخل ترافیک را فارغ از اینکه در لاین شما یا بغلی باشد باید با ماشین مناسب پر کنید. خیلی زود می‌فهمید اصولا بوق نه برای آگاهی و ارتباط با راننده‌ها که برای بیان گلایه‌های‌تان با سایر راننده‌ها یا چاکرم قربانم‌های‌تان است. حتی لازم است بدانید دانشمندان کشف کرده‌اند بوق به طرز اعجازآوری فورا ترافیک را رفع و حتی چراغ قرمز را سبز می‌کند. پس تا می‌توانید بوق بزنید. خیلی زود می‌فهمید اگر کسی جلویتان پیچید باید سریع فحش مناسب را آماده کنید و تا نرفته به گوشش برسانید و چنانچه صدای‌تان نمی‌رسید با یک بوق 15ثانیه‌ای یک جا یک بسته فحش نثارش کنید. فحش هم این طوری‌ست که بسته به این‌که خانواده نشسته باشد یا نه از الاغ و گاو و بابون زیتونی صحرای کالاهاری شروع می‌شود و به فحش‌های ناموسی (که شرح مفصلش را می‌توانید در صحبت بعضی نماینده‌ها و مسئولان پیدا کنید) ختم می‌گردد. البته اگر راننده مقابل خانم بود هم که خیلی خوب می‌توانید روی یادآوری لوازم خانه همچون گاز و ماشین لباسشویی مانور بدهید.

اصولا یاد می‌گیرید خیابان یک طرفه یک شوخی بی‌مزه است و هر دفعه که وارد می‌شوید اگر افسری جلویتان ایستاد بگویید: «جان جناب سربان دفعه اولم بود!» شما خیلی خوب یاد می‌گیرید کارشناس همه‌ی تصادفات باشید و از هر جای تصادف که رسیدید سریع تشخیص‌ کارشناسی‌تان را در مورد مقصر اعلام کنید یا سریع به کسی که پرایدش از فرط مچاله شدن به آدامس نصف روز جویده شده مبدل شده بگویید چیزی نیست من یکی را می‌شناسم بدون رنگ با دوتا تقه درمی‌آورد. خیلی زود می‌فهمید پارک کردن بستگی به عرض خیابان از پارک دوبل و سوبل تا شوبل ادامه می‌یابد (آخر مگر اتوبان است اینقدر پهنا دارد؟)

و بالاخره آخرین نکته‌ای هم که می‌خواهم ذکر کنم این است که خیلی خوب یاد می‌گیرید کلا با خیابان راحت باشید و هرجا موقعش شد از پوست موز تا پوشک استفاده شده‌ی فرزندتان را (که قربانش بروید کارش را به نحو احسن انجام داده) از پنجره بیرون بیندازید و بعد از همان پشت فرمان داخل شبکه‌ای اجتماعی زیر پست «شهر ما خانه ما» یک لایک گنده بزنید.

برچسب ها
یادداشت طنز
فرهنگ رانندگی
رانندگی در ایران
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٨/٠١
١
٠
وانت رو که گفتید فکر کردم میخواید برید تو بحث جی تی ای و بازی‌های مجازی اما رفتید تو نخ بازی‌های غیرمجاز و خیابانی :) خیلی هم عالی، قلمتون مستدام
پربازدیدتریـــن ها
چرا این روزها همه دانشجویان به دنبال مدرک‌اند؟

«دانش‌»جو ام آرزوست...

٩٥/٠٩/١٥
طنزی پیرامون رایگان شدن ویزای تایلند

سفر به تایلند، فقط با من‌کارت!

٩٥/٠٩/١٥
چطور پاییز را به خانه‌مان بیاوریم؟

ساخت چند دکوری پاییزی با وسایل دور ریختنی

٩٥/٠٩/١٤
چند خط یواشکی از س ک س چت؛ در گوشی های مان چه می گذرد

این چت‌ های خاک بر سری

٩٥/٠٩/١٦
چرا تلویزیون در مورد نمایش ساز در برنامه‌هایش سلیقه‌ای عمل می‌کند؟

نمایش ساز یا سانسور آن؟ مسئله این است!

٩٥/٠٩/١٣
کمی از مجریان ممنوع التصویر و علت سانسور شدن آن‌ها از تلویزیون

باشگاه ممنوع التصویرها!

٩٥/٠٩/١٧
چه کسی خودش را به نیمکت خالی تیم ملی والیبال می‌رساند؟ اصلا مهم نیست

ولاسکو دیگر تکرار نمی‌شود!

٩٥/٠٩/١٤
تا حالا توی سرما پات یخ زده؟!

از کارتن خوابی تا مسجد نشینی!

٩٥/٠٩/١٣
پیرامون رفتارهای عجیب مسئولان به جای عذرخواهی و قبول اشتباهات‌شان

مدیران عزیز ما شرمنده‌ایم! / طنز

٩٥/٠٩/١٣
کتابی با طعم باروت خیس!

معرفی کتاب «مرد سوم» نوشته «گراهام گرین»

٩٥/٠٩/١٥
معرفی نرم افزار quick pic

با بهترین نرم افزار گالری اندروید آشنا شوید

٩٥/٠٩/١٤
فتوکاتور

درباره علی!

٩٥/٠٩/١٦
طنزی پیرامون کلیپ جنجالی بی‌ادبی فراستی

فراستی و هر چی که هست!

٩٥/٠٩/١٨
نازم به چشم یار که تیر نگاه را، بی جا هدر نکرد و به قلبم نشانه زد

ذهن زیبا؛ گلچینی از تک بیت ها و اشعار ناب (8)

٩٥/٠٩/١٧
همه داستان تبدیل «ریال» به «تـومان» را این‌جا بخوانید

خداحافظ ریال؛ سلام تومان!

٩٥/٠٩/١٨
شیوه‌های درست و نوین مدیریت و نگهداری از باتری

از حداکثر توان باتری موبایلت استفاده کن

٩٥/٠٩/١٦
پیشنهادهایی برای خریدن هدیه‌های یهویی، هول هولکی یا زورکی!

راهنمای خرید هدیه ارزان و شیک

٩٥/٠٩/١٧
نگاهی به ماجرای پر آب و تاب دعوای قلعه نویی و رحمتی

ژنرال علیه کاپیتان!

٩٥/٠٩/١٨