دست خالی فرهادی و داستان همیشگی طرفداران متعصب
به بهانه جایزه نگرفتن فرهادی از گلدن گلوب ۲۰۱۷

دست خالی فرهادی و داستان همیشگی طرفداران متعصب

نویسنده : دست قیچی

نام اصغر فرهادی برای خبرساز شدن یک فیلم حتی در مراحل پیش از تولید کافی است. به هر حال او تنها کارگردان اسکار برده ایرانی است. بنابراین جای تعجب نداشت که «فروشنده» از ابتدا کانون حدس و گمان‌های دوست و دشمن باشد. از انتخاب شدن ترانه علیدوستی و شهاب حسینی برای ایفای نقش‌های اصلی تا فوت یدالله نجفی، صدابردار «فروشنده» و جشن تولد ترانه علیدوستی در پشت صحنه، همه و همه بین کاربران فضای مجازی به سرعت دست به دست می‌شد. بالاخره کار ساخت فیلم تمام شد و در اقدامی عجیب، با وجود تأخیر در ارائه به جشنواره فیلم کن، در بخش رقابتی جشنواره پذیرفته و بعد هم برنده جایزه بهترین بازیگری و بهترین فیلمنامه شد تا کلکسیون افتخارات فرهادی کامل‌تر و زرین‌تر از همیشه شود. وقتی جایزه برده‌ها به فرودگاه آمدند خیل طرفداران چنان در ابراز لطف خود افراط کردند که فرهادی و علیدوستی و حسینی هر یک به طریقی از فرودگاه متواری شدند و خانم پریسا بخت‌آور،‌ همسر فرهادی تنها میان طرفداران جا ماند. 

استقبال از اصغر فرهادی در بازگشت از جشنواره کن

 

فروشنده؛ پسته بی مغز

و اما بالاخره فیلم به پرده سینما‌های ایران رسید. داستان یک زوج هنرمند تئاتر که براثر خانه خرابی و نقل مکان به خانه‌ای که سابقا متعلق به زنی خراب بوده درگیر یک ماجرای تجاوز می‌شوند که تا آخر هم نمی‌فهمیم پیش آمده یا نه. ماجرایی که با وجود مرکز ثقل داستان بودن،‌ نمایش داده نمی‌شود و در نهایت عذاب ناشی از آن، «عماد»ی را که اول فیلم و در میانه فروریزی ساختمان،‌ بچه معلول همسایه را نجات می‌داد تا حد سیلی زدن به یک پیرمرد و کشتن او پایین می‌آورد. یعنی به همان تابلویی که فیلم می‌گوید:‌ عماد به مرور گاو می‌شود.

فیلم آن‌قدر ضعیف بود که حتی میل به نوشتن نقد درباره آن نداشتم و به همین جمله اکتفا کردم که فروشنده با اختلاف زیاد، بدترین فیلم فرهادی تا به امروز است اما لااقل به خاطر دغدغه‌ای که مطرح می‌کند می‌شود به آن احترام گذاشت. اما آیا فکر می‌کنید اظهار نظر درباره فیلمی از فرهادی به همین راحتی است؟ حالا دیگر نه. حالا فرهادی چیزی دارد به نام طرفدارهای دوآتشه و افراطی.

سعید قطبی زاده که با نقد فروشنده مورد حمله طرفداران فرهادی قرار گرفت

طرفدارهایی که وقتی سعید قطبی زاده در برنامه هفت با استناد به دلایل مختلف، فروشنده را اولا به واسطه داستان خاص و استثنائی‌اش غیرقابل تعمیم به کل و در نتیجه خارج از دایره‌ فیلم‌های اجتماعی معرفی کرد و از جهات مختلف آن را غیر قابل باور و غیر منطقی خواند،‌ ۲ هزار کامنت سراسر فحش و ناسزا پای صفحه شخصی‌اش گذاشتند. طبق قانون «یا با مایی یا علیه ما» متهمش کردند به دشمنی با فرهادی و آن طور که شنیده‌ام حتی تهدید به آسیب جانی شده است. 

حال باید از خود بپرسیم اگر این فیلم نام اصغر فرهادی را پای خود نداشت یا از جشنواره کن جایزه نگرفته بود، ‌باز برایش این طور سینه چاک می‌دادیم و رگ گردن کلفت می‌کردیم؟ 

 

دعوت به عقل‌گرایی

طبیعی است که هرکس علاقه‌مند سینمای ایران باشد،‌ از جایزه بردن فرهادی‌ها،‌ کیارستمی‌ها و ... خوشحال می‌شود. به هر حال این نام سینمای ایران است که بر سر زبان‌ها می‌افتد. چطور می‌توان از این موضوع خوشحال نبود؟ اما مثل هر پدیده فرهنگی دیگر،‌ در این زمینه هم نباید تعصب کور داشت و الا نتیجه عکس می‌دهد. واقعیت این است که «فروشنده» فرهادی فیلمی بسیار ضعیف‌تر از آثار قبلی اوست و اگر هم در جشنواره کن جایزه گرفت،‌ تنها به این دو دلیل بود: ۱- جشنواره کن برای خودش وجهه‌ای ویژه در کشف سینماگران  پیشرو قائل است. حتی سینمای غیرمتعارف اما به شدت آمریکایی کوئنتین تارانتینو هم اول در جشنواره کن شناخته شد و نخل طلا گرفت. بنابراین جایزه بردن فرهادی در جشنواره برلین و بعد هم اسکار به نوعی برای کن افت داشت و ۲- نمی‌توان از نقش خانم «کتایون شهابی» و رایزنی‌های او که امسال جزو هیأت داوران جشنواره بود، در جایزه گرفتن فرهادی از کن غافل شد. به هر حال تهیه‌کننده مستند «از ایران یک جدایی» ‌هم بوده است. دلیل دیگر بر تأثیرگذاری او همین که «فروشنده» در سایر رقابت‌های جهانی که از چنین وزنه‌ای در هیأت داوران برخوردار نبوده،‌ همه جوایز دیگر را به رقبایش «تونی اردمان»‌ ساخته مارن آده و «او» اثر پل ورهوفن واگذار کرده است. یعنی همین اتفاقی که دیروز درباره گوی طلایی هم افتاد.

دست های خالی اصغر فرهادی در گلدن گلوب 2017

برای کسانی که ممکن است در دلیل اولی که آوردم شک کنند می‌توانم نمونه‌های متعدد ذکر کنم. مثلا سالی که نیکول کیدمن برای فیلم «مولن روژ» و راسل کرو برای «یک ذهن زیبا»‌ نامزد دریافت اسکار بودند، ماجرای جایزه نبردن سیاهپوستان خیلی مطرح شده بود. ‌نتیجه این‌که دنزل واشنگتون برای «روز تمرین» و هالی بری برای «ضیافت هیولا»‌ اسکار را به خانه بردند. سال بعد آکادمی جبران کرد و مجسمه طلایی را با وجود بازی فوق‌العاده رنی زلوگر‌ در «شیکاگو» به نیکول کیدمن داد برای فیلم «ساعت‌ها»؛ و باز سال بعد مجبور به دلجویی از زلوگر شد و برای «کوهستان سرد» اسکار را به او تقدیم کرد. از این نمونه‌ها فراوان است. 

اما سیاست جشنواره‌های خارجی هر چه باشد برای ما سینماگران خودمان مهم‌ترند. پیش‌تر بارها این تجربه را داشته‌ایم که چگونه با تعریف و تملق همین طرفداران متعصب، ‌فیلمسازان بزرگی چون عباس کیارستمی،‌ مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و ... مدام رو به افول رفتند. واقعا می‌خواهیم با اصغر فرهادی هم همان معامله را بکنیم و آن‌قدر عیبش را نگوییم تا فکر کند هرچه می‌سازد خوب است و مخالفینش را متهم به نفهمی کند؟ 

برچسب ها
اصغر فرهادی
فروشنده
گلدن گلوب ۲۰۱۷
گوی طلایی
خطر طرفداران دو آتشه
نظرات کاربران
کد امنیتی
نوروز
نوروز
٩٥/١٠/٢٢
١
٠
سلام. قلمت استوار!
dastgheichi
dastgheichi
٩٥/١٠/٢٢
١
٠
سایه تون مستدام. موندم این بالا چرا زده 2 تا نظر در حالی که فقط یکی اومده
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١٠/٢٥
٢
٠
متاسفانه طرفدار متعصب همیشه و همه جا، در هر سطح، رشته یا شغلی وجود داره ، اصلا به درست یا نادرست، خوب یا بد بودن چیزی که متعصبانه هوادارش هستن، کاری ندارن! چه موضوع ناخوشایندی! واقعا هم همینطوره، یاد یک قسمت از متن " ناطور دشت " افتادم ، گفته بود یک عده هیچ وقت به این فکر نمی کنن که چیزی که دارن تشویقش می کنن واقعا مستحق تشویق شدن هست یا نه، صرفا " کف میزنن و تشویق می کنن" تا خودشون رو روشنفکر و چیزفهم نشون بدن و با این فعل، اون فردی که بی جهت مورد تشویق قرار گرفته، شروع میکنه به درجا زدن و افت کردن...
dastgheichi
dastgheichi
٩٥/١٠/٢٨
٠
٠
کاش به تشویق بسنده کنن. میان به کسی نظرش مخالفه حمله هم میکنن. جالبه که جای دیگه همینا مدافع آزادی بیان هم میشن
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی دقیق‌تر به بازاریابی شبکه‌ای که خیلی از جوان‌ها درگیر آن هستند

چرا بازاریابی شبکه ای حرام شد؟

٩٥/١٢/٠٣
شوق شهرت گاهی آدم‌ها را تا مرز عجیب‌ترین کارها پیش می‌برد

چرا مجری معروف به علی کریمی توهین کرد؟

٩٥/١٢/٠٤
آیا باید از رابطه‌ های قبلی با خواستگارمان صحبت کنیم؟

چه مسائلی از گذشته مان را در خواستگاری بگوییم؟

٩٥/١٢/٠٢
روز مهندس مبارک...

درد بی درمان مهندسی!

٩٥/١٢/٠٥
وقتی از خطای پزشکی حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

راست من یا راست شما؟! / طنز

٩٥/١٢/٠٥
درباره خوب بد جلف ساخته جدید پیمان قاسم خانی

خوب بد جلف؛ ادامه ای موفق از سریال پژمان

٩٥/١٢/٠٢
آخرین آهنگ های زمستانی 95 را از دست ندهید

یک بغل موسیقی دلچسب / گلچین بهترین های بهمن ماه

٩٥/١٢/٠٥
درباره حشره خوردن آنجلینا جولی و واقعیت‌هایی هولناک از آینده بشر

بشقاب حشرات در سفره مردم جهان!

٩٥/١٢/٠٨
فتوکاتور

بازدیدطور عکس بگیر! / طنز

٩٥/١٢/٠٣
ول کن جهان را... قهوه‌ات یخ کرد

ذهن زیبا؛ گلچینی از تک بیت ها و اشعار ناب (15)

٩٥/١٢/٠٤
درباره خمیر دندان و ماسک ذغالی، محصولات بهداشتی پرطرفدار این روزها

آیا خمیر دندان و ماسک ذغالی در سلامت و زیبایی ما تاثیر دارد؟

٩٥/١٢/٠٧
معرفی اپلیکیشن های ذخیره کننده live Instagram

چطور ویدئوهای لایو اینستاگرام را دانلود کنیم؟

٩٥/١٢/٠٣
جدال تیم های ایرانی با دیگر تیم های لیگ قهرمانان آسیا آغاز شد

استارت قهرمانان!

٩٥/١٢/٠٢
با چشمانی باز در دنیای اینترنت قدم بزنید

مرورگرها چه اطلاعاتی از ما دارند؟

٩٥/١٢/٠٧
طنزی درباره حقوق کارگری و هزینه های زندگی

تعبیر خواب کارگری

٩٥/١٢/٠٧
حراج واقعی را چطور تشخیص بدهیم؟

نکات مهم برای خرید از حراج های لباس زمستانی

٩٥/١٢/٠٨
نیم نگاهی به چند اتفاق مشکوک فوتبالی تاریخ لیگ برتر و البته ماجرای رضا شربتی

تبانی در لیگ برتر فوتبال

٩٥/١٢/٠٨
تبلیغات
تبلیغات