وارونگی؛‌ فیلمی قابل تقدیر اما حوصله سر بر
درباره فیلم وارونگی ساخته جدید بهنام بهزادی / یک ضد پیشنهاد

وارونگی؛‌ فیلمی قابل تقدیر اما حوصله سر بر

نویسنده : دست قیچی

بهنام بهزادی از آن کارگردان‌هایی ست که هنوز نامش سر زبان‌ها نیفتاده و سینماروها هم شاید بلافاصله آثار قبلی‌اش را به یاد نیاورند اما بین منتقدان چهره محبوبی است. بهزادی نویسنده و کارگردان نسبتا کم‌کاری است و در ۹ سال اخیر فقط دو فیلم دیگر ساخته. بنابراین بد نیست در مقدمه کمی از آثار قبلی‌اش بگوییم. اثر اولش «تنها دو بار زندگی ‌می‌کنیم» درباره راننده‌ مینی‌بوسی بود به نام سیامک که تصمیم می‌گرفت طی چند روز همه کارهایی که حسرت انجام‌شان را داشته،‌ پشت سر هم تجربه کند و در نهایت روز تولدش بمیرد. فیلمی که حسابی توجه منتقدین را جلب کرد اما اکران عمومی خاصی نداشت.

تنها دو بار زندگی می کنیم اولین ساخته بهنام بهزادی

در «قاعده تصادف» به سراغ یک سوژه اجتماعی‌تر رفت و داستان بچه‌های یک گروه تئاتر را روایت کرد که به خاطر مخالفت پدر یکی از اعضای گروه که پاسپورت او را ضبط کرده بود، نمی‌توانستند برای اجرا به خارج از کشور بروند و حالا مانده بودند بین این‌که با دوست‌شان بمانند یا برای موفقیت بی‌خیال رفیق‌شان شوند. یک چالش اخلاقی که با چاشنی بازی خوب بازیگران تئاتری‌اش و حرکات دوربین متهورانه امین جعفری به فیلمی تبدیل شد که چشم همه را گرفت. سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه در بخش سینمای ایران و جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران بخش سینمای جهان سی و یکمین جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد و در جشنواره فیلم توکیو هم اثر منتخب هیأت داوران شد.

قاعده تصادف دومین ساخته بهنام بهزادی

حالا بهزادی در سومین فیلمش که «وارونگی»‌ نام دارد و در بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن هم حضور داشت، به سینمایی از جنس «به همین سادگی» ‌و «امروز» سیدرضا میرکریمی نزدیک شده است. فیلمی که کلا با دو اثر قبلی متفاوت است و نشان می‌دهد بهزادی از آن کارگردان‌های ماجراجوست که نمی‌توان خیلی راحت دسته بندی‌اش کرد. 

وارونگی ساخته جدید بهنام بهزادی

 

نیلوفری که در هوای آلوده تهران شکوفه نمی‌دهد

نیلوفر دختری ۴۰ ساله است که یک کارگاه خیاطی را اداره می‌کند. خواهر و برادر بزرگ‌تری هم به نام هما و امیر دارد. چند روزی است پدیده وارونگی هوا در تهران اتفاق افتاده و میزان آلاینده‌ها زیاد است. حال مادرش به هم می‌خورد و دکتر می‌گوید باید به جایی خوش آب‌ و هوا تر منتقل شود. هما و امیر تصمیم می‌گیرند نیلوفر را به همراه مادر به ویلای‌شان در شمال بفرستند. حالا میان وظیفه دختری نسبت به مادری که از همه چیز و همه کس بیشتر دوستش دارد و عشقی که تازه در زندگی یافته است گیر افتاده. انتخابی که نگاه او را نسبت به خود، خانواده و عشقش تغییر می‌دهد و در نهایت به شناخت جدیدی می‌رسد.

سحر دولتشاهی و علی مصفا در فیلم وارونگی

 

پیدایش رئالیسم جدید در سینمای ایران

«وارونگی»‌ برای یک مخاطب عادی،‌ شاید بیش از حد ایستا و فاقد فراز و نشیب باشد اما قوت و تأثیرگذاری‌اش را هم دقیقا از همین نقطه می‌گیرد و شاید بتوان آن را همراه با دو فیلم میرکریمی که پیش‌تر ذکر شد نوع جدیدی از رئالیسم در سینمای ایران لقب داد. بهزادی در یادداشتی که به مناسبت نمایش وارونگی در بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن منتشر کرد، نوشت: من و عموم آدم‌های اطرافم هرگز دچار مصیبت یا بحران هولناک و غیر قابل بازگشتی نشده‌ایم. یعنی واقعه‌ای که مسیر زندگی ما را به کلی تغییر بدهد. اما همه ما افرادی هستیم که در مقاطعی از عمر،‌ مسیر زندگی‌مان تغییر کرده است. 

منظور بهزادی تغییراتی است که به مرور زمان در زندگی اتفاق می‌افتند یا حاصل شناخت جدید از محیط اطرافمان است. این شناخت و تغییر مسیر به آهستگی اتفاق می‌افتد و مثلا یک تصادف نابهنگام نیست که به یک باره شخصیت اصلی را از یک جوان پرشور، به آدمی معلول و سرخورده بدل کند.

بهنام بهزادی و سحر دولتشاهی در پشت صحنه فیلم وارونگی

بنابراین وارونگی در لایه اول فیلمی است درباره نیلوفر، یک جوان مجرد که قرار است خیلی ساده و آرام به یک شناخت جدید برسد. نه اتفاق عجیب و غریبی می‌افتد، نه چیزی به نام نقش منفی در قصه داریم و نه حتی داستان عشقی فیلم رو به سانتی مانتالیسم و سوء استفاده از احساسات مخاطب می‌رود. در لایه دوم با استفاده از تم آلودگی هوا که اواخر فیلم، خبر بهبودش را می‌شنویم،‌ اشاره دارد به تغییر تعریف روابط خانوادگی در جامعه در حال گذار ایران که این هم خوشبختانه از دل فیلم بیرون نمی‌زند.

 

بالاخره فیلم را ببینیم یا نه؟

در نهایت وارونگی فیلمی است که تماشایش صبر و حوصله می‌خواهد و بزرگی‌اش به اندازه تصمیمات کبرایی است که زندگی هر یک از ما را دستخوش تغییر می‌کنند. یک فیلم شایسته تقدیر و قابل اعتنا که شاید تنها نقطه ضعفش در کارگردانی، به خصوص در یک سوم ابتدایی فیلم باشد و این‌که برخی از شخصیت‌های فرعی مثل خواهرزاده نیلوفر،‌ فارغ از کارکردشان در پیشبرد قصه، تبدیل به یک شخصیت مستقل و جذاب نشده‌اند. 

با این اوصاف نمی‌توانم فیلم را توصیه یا رد کنم. اگر آدم با حوصله‌ای هستید و هدفتان از سینما رفتن صرف خوش‌گذرانی نیست، می‌توانید از معدود مخاطبین «وارونگی» ‌باشید.

برچسب ها
وارونگی
بهنام بهزادی
رئالیسم سینمایی
سحر دولت‌شاهی
علی مصفا
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١٠/١٥
١
١
بازیگر هایی که از ابتدا یا اواسط یک فیلم وارد داستان میشن و از یک جایی بدون اینکه تبدیل به شخص خاصی بشن ، کار جالب یا اثرگذاری انجام بدن، میرن و دیگه تا انتها سر و کلشون پیدا نمیشه! بازیگرهایی برای پر کردن تایم! با این توصیف، این فیلم برای من نمی تونه جذاب باشه. تشکر
dastgheichi
dastgheichi
٩٥/١٠/١٥
١
٠
فیلم مشکل بازیگران تایم پر کن نداره. اون خواهرزاده اش هم که میگم نقشش در پیشبرد قصه مهمه اما خودش رو اگه بخوایم جداگانه بررسی کنیم یه موجود تهی و فاقد شخصیته. فقط کارش اینه که بیاد یک چغولی بکنه و بره. اصن معلوم نیست توی اون فضا چه کاره است. با پدر و مادرش مشکل داره یا نداره. چرا رابطه اش اینقد با خاله اش خوبه. بعد اگه درس داره برای چی همه اش خونه خاله هه است؟ و.... خیل سؤالات بی جواب دیگه
علیرضا
علیرضا
٩٥/١٠/١٥
٠
٠
چه داستان ساده ای داره این وارونگی و از چه موضوعی هم شروع شده ماجرا، جالبه
dastgheichi
dastgheichi
٩٥/١٠/١٥
٠
٠
آره دیگه. ما کاملا داریم یه برش از مرحله ای از زندگی نیلوفرو می بینیم که قراره منتهی به یک تصمیم گیری بشه. به همین سادگی ولی نه به همون خوشمزگی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/١٠/١٦
٠
٠
ما امروز داشتیم تصمیم می گرفتیم بریم وارونگی یا گیتا . گمونم با این وضع وارونگی حذف شد هرچند فکر می کردم با وجود علی مصفا فیلم خوب باشه:(
dastgheichi
dastgheichi
٩٥/١٠/١٦
١
٠
خب متأسفم که بگم «گیتا»‌ به مراتب فیلم ضعیف تریه. اگه فقط بین این دو تا شک دارین صد در صد «وارونگی»‌ رو برین. اگه نه که اصن نرین سینما بهتره. گیتا کاملا پول دور ریختنه. توی فاز گیتا بخواین که غمبار باشه، لاک قرمز از همه اش بهتره
سحر
سحر
٩٥/١٠/١٧
٠
٠
احتمالا می رم و این فیلم رو می بینم.از فیلمای با ریتم کند و بازی های خوب که زندگی یه شخصیت رو در برهه ای از زمان بدون جار و جنجال و هیاهو نشون می دن خوشم میاد.
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی دقیق‌تر به بازاریابی شبکه‌ای که خیلی از جوان‌ها درگیر آن هستند

چرا بازاریابی شبکه ای حرام شد؟

٩٥/١٢/٠٣
شوق شهرت گاهی آدم‌ها را تا مرز عجیب‌ترین کارها پیش می‌برد

چرا مجری معروف به علی کریمی توهین کرد؟

٩٥/١٢/٠٤
آیا باید از رابطه‌ های قبلی با خواستگارمان صحبت کنیم؟

چه مسائلی از گذشته مان را در خواستگاری بگوییم؟

٩٥/١٢/٠٢
روز مهندس مبارک...

درد بی درمان مهندسی!

٩٥/١٢/٠٥
وقتی از خطای پزشکی حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

راست من یا راست شما؟! / طنز

٩٥/١٢/٠٥
درباره خوب بد جلف ساخته جدید پیمان قاسم خانی

خوب بد جلف؛ ادامه ای موفق از سریال پژمان

٩٥/١٢/٠٢
آخرین آهنگ های زمستانی 95 را از دست ندهید

یک بغل موسیقی دلچسب / گلچین بهترین های بهمن ماه

٩٥/١٢/٠٥
درباره حشره خوردن آنجلینا جولی و واقعیت‌هایی هولناک از آینده بشر

بشقاب حشرات در سفره مردم جهان!

٩٥/١٢/٠٨
فتوکاتور

بازدیدطور عکس بگیر! / طنز

٩٥/١٢/٠٣
ول کن جهان را... قهوه‌ات یخ کرد

ذهن زیبا؛ گلچینی از تک بیت ها و اشعار ناب (15)

٩٥/١٢/٠٤
درباره خمیر دندان و ماسک ذغالی، محصولات بهداشتی پرطرفدار این روزها

آیا خمیر دندان و ماسک ذغالی در سلامت و زیبایی ما تاثیر دارد؟

٩٥/١٢/٠٧
با چشمانی باز در دنیای اینترنت قدم بزنید

مرورگرها چه اطلاعاتی از ما دارند؟

٩٥/١٢/٠٧
معرفی اپلیکیشن های ذخیره کننده live Instagram

چطور ویدئوهای لایو اینستاگرام را دانلود کنیم؟

٩٥/١٢/٠٣
جدال تیم های ایرانی با دیگر تیم های لیگ قهرمانان آسیا آغاز شد

استارت قهرمانان!

٩٥/١٢/٠٢
حراج واقعی را چطور تشخیص بدهیم؟

نکات مهم برای خرید از حراج های لباس زمستانی

٩٥/١٢/٠٨
طنزی درباره حقوق کارگری و هزینه های زندگی

تعبیر خواب کارگری

٩٥/١٢/٠٧
نیم نگاهی به چند اتفاق مشکوک فوتبالی تاریخ لیگ برتر و البته ماجرای رضا شربتی

تبانی در لیگ برتر فوتبال

٩٥/١٢/٠٨
به بهانه دو اسكاره‌ شدن اصغر فرهادى

يكى مرد جنگى به از صد هزار!

٩٥/١٢/٠٩
تبلیغات
تبلیغات