طنزی در باب منشور حقوق شهروندی و پیامک رئیس جمهور
منشور، منشور که میگن این بود؟!

طنزی در باب منشور حقوق شهروندی و پیامک رئیس جمهور

نویسنده : محمدعلی محمدپور

خب در هفته‌ای که گذشت هر ایرانی پیامکی دریافت کرد که واقعا او را به فکر فرو برد. من خودم داشتم ته‌دیگ نیمه سوخته‌ی ماکارونی را با شوق همیشگی می‌خوردم که این پیامک برایم آمد. اولش فکر کردم لابد مثل همیشه ایرانسل یا همراه اول است و می‌خواهد با کلک جدید و خلاقانه‌ای جیبم را خالی کند اما پیامک را که باز کردم چشم‌هایم گرد شد، آقای رییس جمهور بود. لنگ‌هایم را جمع کردم، مودبانه نشستم و پیامک را خواندم که متوجه شدم یک چیزهایی درباره‌ی منشوری بودن نوشته و ما را دعوت کرده به آگاهی. اولش تا کلمه منشور را دیدم دلم هرّی ریخت پایین که کدام کار منشوری‌ام لو رفته که آقای رییس جمهور هم فهمیده اما در ادامه فهمیدم گویا این منشور از آن منشورها نیست.

 لینک را که باز کردم و حقوق شهروندی‌ام را خواندم، ذوق‌مرگ شدم که یعنی این همه حقوق داشته‌ام و دارم ته‌دیگ نیمه سوخته می‌‌خورم. بنابراین از مادر محترم سوال کردم «آیا بهتر نیست این ته‌دیگ را نسوزانید تا ما مجبور نشویم به این شکل تلخ بخوریمش؟» ایشان در حالی که کفگیر را برداشته بودند (انشالا که برای کشیدن غذا) فرمودند: «چیزی گفتی؟». خلاصه من به مدت دو هفته از کلیه‌ی ته‌دیگ‌های غذا، گوشت‌های توی خورشت و لوبیای توی لوبیاپلو محروم شده‌‌ام. بعد هم سه روز در اتاقم تحت حبس قرار گرفتم. یک‌بار فقط خواستم بگویم طبق منشور حقوق شهروندی، شما هم حق ندارید بدون در زدن به اتاقم وارد شوید که در همین لحظه برادر بزرگترم وارد اتاقم شد، یکی از پیراهن‌های مرا پوشید، از ادکلن من به خودش زد و رفت بیرون. من هم مجبور شدم بنا بر مصلحت، سکوت عارفانه کنم.

از آن روز هر چقدر هم که به آقای رییس جمهور پیامک می‌دهم که بپرسم این چه آتشی بود به دامن ما انداختند، هیچ جوابی نمی‌دهند. ما که داشتیم همان ته‌دیگ نیمه سوخته‌مان را با لذت می‌خوردیم کلی هم راضی بودیم چرا ما را آگاه کردید که این طور در آتش این آگاهی بسوزیم. الان وضعیت برای من سخت شده چون به همه چیز آگاه هستم و به محض نقض شدن حقوقم در کوچه و خیابان معترض می‌شوم و البته مجبورم پای لرزش هم بایستم ولی خب بعضی لرزها بدجور جایش درد می‌کند!

دو سه روز پیش رفته بودم از سوپر سر کوچه‌مان ماست خریدم و ایشان به جای پول خُرد مثل همیشه رنگارنگ بهم داد. من بهش معترض شدم که چرا به زور به من رنگارنگ می‌فروشید و طبق فلان ماده منشور باید به من بقیه پولم را بدهید و من شکایت می‌کنم که ایشان خیلی خونسرد سطل ماست را خالی کرد توی یقه‌مان و گفت حالا برو شکایت کن.

آن روز هم توی یکی از ادارات معطل یک امضا بودم تا کارم انجام شود که دیدم همه‌شان دارند چای می‌نوشند و با هم بگو بخند می‌کنند. جلو رفتم و گفتم طبق منشور حقوق شهروندی شما باید اول کار مرا راه بیندازید که همه‌شان خندیدند. و تکرار که کردم یکی‌شان آمد پرونده‌ام را از پنجره انداخت پایین و گفت: «برو یک ماه دیگه بیا». بعد دوباره یک دوره چای ریختند و مشغول نوشیدن شدند.

حالا از آن طرف دیگران هم در برخورد با من به حقوق‌شان آگاه شده‌اند. مثلا یک بار از تاکسی پیاده شدم در را محکم‌تر از حد معمول بستم راننده تاکسی پیاده شد و گفت طبق ماده فلان منشور شهروندی بخش رفتار با راننده تاکسی‌ها، باید برای جبران محکم بستن در کرایه را دربست حساب کنی. یا گربه‌های توی کوچه‌مان جدیدا جلویم را می‌گیرند و می‌گویند طبق قانون شهروندی‌شان باید توی سطل آشغال حداقل نیم کیلو گوشت مرغ بگذارم و حداقل نیم ساعت پیش از آمدن ماشین شهرداری باید زباله را توی کوچه بگذارم تا آن‌ها پاره‌اش کنند و به دندان بکشند.

به هر حال که از بعد آن پیامک کذایی بنده آب خوش از مری‌ام وارد معده‌ام نشده و هی دارم از بالا و پایین می‌سوزم، شده‌ام چوب دو سر سوز. این چه منشوری بود آخر. از من به شما نصیحت اگر تا حالا هم پیامک را باز نکرده‌اید باز نکنید و زندگی‌تان را بکنید این طوری برای همه‌مان بهتر است.

برچسب ها
منشور حقوق شهروندی
پیامک رئیس جمهور
یادداشت طنز
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/١٠/٠٤
٠
٠
چقدر دور و بری های شما زود جوش میارن :)) " مثل همیشه عالی "
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/١٠/٠٥
١
٠
ممنون :)
لیلی
لیلی
٩٥/١٠/٠٥
١
٠
طناز بودن لغات در هر سطر و پاراگراف بدجوری ذهنم را خوشحال کرد، نمک خاصی داشت این متن که برای من منتظر خواندن طنز نوشته ، جالب و جذاب بود"امیدوارم همیشه خوب طنز بنویسی خصوصا الان که فعالیت طنز نویسان جیمی کم شده"
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/١٠/٠٥
١
٠
ممنونم از حسن نظرتون.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/١٠/٠٦
٠
٠
منشوری نوشتی تو که کوروش ننوشته..... ودر جایی دیگر میفرماید که وصف العیش نصف العیش !!o_O!! قلمتون مستدام :)
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/١٠/٠٧
١
٠
مرسی :)
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/١٠/٠٨
١
٠
بله واقعا همینطوره، متن خوبی بود. سپاس :)
پربازدیدتریـــن ها
چیدمان هنری خانه در عین سادگی

چطور خانه ای هنری داشته باشیم؟

٩٦/٠٨/٢١
امروز زمان خوبی برای گله مندی نیست...

این داغ را تازه نگه دارید!

٩٦/٠٨/٢٢
ممنون که مهربونی!

زلزله شرمنده محبتتان شد

٩٦/٠٨/٢٥
بسته پیشنهادی کتاب برای هفته کتاب و کتابخوانی

به کی؛ چه کتابی هدیه بدهیم؟

٩٦/٠٨/٢٣
۶ راه‌کار عملی برای تمرکز بیشتر بر روی کار و‌ مطالعه

چطور تمرکز از دست رفته را بازگردانیم؟

٩٦/٠٨/٢٤
در سایه بی توجهی مسئولین؛ سونامی انحلال در تیم های ورزشی بانوان

بانوان؛ بازنده های همیشگی ورزش ایران

٩٦/٠٨/٢١
بسته پیشنهادی بازی با چاشنی هیجان؛ مخصوص بزرگسالان

معرفی چند بازی فکری دو نفره

٩٦/٠٨/٢٤
قبرستان یا آرامستان؛ مسئله این است!

سرگذشت عجیب قبرستان ها در ایران

٩٦/٠٨/٢٥
گودبای پارتی تلخ کاپیتان در شب ناکامی بزرگ

جام جهانی پا روی چکمه گذاشت

٩٦/٠٨/٢٣
با فراگیری یک زبان خارجی؛ چطور می توانیم وارد بازار کار شویم؟

بازار کار رشته های زبان خارجی

٩٦/٠٨/٢٧
معرفی بازی مشت زنی Real Boxing 2

بوکس را حرفه ای بازی کنید

٩٦/٠٨/٢٢
نگاهی کوتاه به «انسان عاقل» در حدیثی از امام مهربانی ها

یک کهکشان راه است تا فهمیدن او...

٩٦/٠٨/٢٨
مصاحبه اختصاصی با رضا مهاجری؛ سرمربی تیم پدیده

پدیده با لشکری مصدوم به مصاف پرسپولیس می رود

٩٦/٠٨/٢٧
حال خراب حضرت پاییز، مال من

ذهن زیبا؛ گلچینی از تک بیت ها و اشعار ناب (38)

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات