فردوسی سردرگم میان ایران و تاجیکستان
مفاخر ایرانی که توسط همسایه‌هایمان مصادره می‌شوند

فردوسی سردرگم میان ایران و تاجیکستان

نویسنده : سارا جعفری

کاریکاتور: احسان گنجی

محال است که اهل گشت و گذار در شبکه های اجتماعی باشید و به جوکی درباره حافظ، دکتر شریعتی‌، رازی و یا داستانی جعلی از کورش کبیر برخورد نکرده باشید. دیگر مفاخرمان را هم که به درد جوک ساختن نخورده‌اند، گذاشته‌ایم توی گنجه و تنها چیزی که ازشان به خاطر داریم، اسمی است که سال‌ها پیش در کتاب‌های درسی‌مان خوانده‌ایم. حال آن‌که همین مفاخر و سرمایه‌های فرهنگی که این چنین مورد بی‌مهری ما قرار گرفته‌اند دستمایه‌ای همسایگان خارجی شده‌اند تا از طریق‌شان برای خود تمدن و فرهنگی دست و پا کنند و به ملت‌های دیگر فخر بفروشند. امارات با ساخت نمونه‌ای از بادگیرها سعی می‌کند تا روش ساخت آن را به نام خود به یونسکو بدهد، آذربایجان ساز تار و ورزش چوگان را به نام خود ثبت کرد و ترکیه نیز در تلاش برای ثبت قهوه‌خانه به نام خود می‌باشد و این سیاهه همچنان ادامه دارد.

چندی پیش نیز خانه-موزه فارابی در ترکیه افتتاح شد و به این ترتیب در سایه غفلت و بی‌توجهی مسئولین میراث فرهنگی ایران، کشور ترکیه فارابی فارسی زبان را هم به نام خود ثبت نمود. اما این اتفاق دقیقا چطور و برای چه مشاهیری می‌افتد؟

 

 ابن سینا

در سال‌های اخیر به واسطه برخی تحریف‌های تاریخی، برخی کشورها ابن سینا را عرب معرفی کرده‌اند و کشور ترکیه نیز او را حکیمی ترک می‌داند. این در حالی است که براساس شواهد تاریخی، ابن‌سینا هیچ‌گاه در کشورهای عربستان و ترکیه حضور نداشته است و عربی بودن برخی آثارش نیز تنها به این خاطر است که در زمان حیات او، زبان رسمی جهان اسلام و کشورهای مسلمان، عربی بوده است. در سال 1985 مسئولان یکی از دانشگاه‌های ترکیه نیز با نصب مجسمه‌ای از ابن سینا در محوطه بیرونی بیمارستانی به نام او در ترکیه، او را دانشمندی ترک معرفی کردند. کشور تاجیکستان نیز اسکناس 20 سومونی خود تصویر شیخ الرئیس ابوعلی سینا را چاپ کرد و او را تاجیکی خواند.

 

 

 

مولانا

فستیوال «صوفی» هر ساله در ماه سپتامبر در قونیه، برای بزرگداشت مولانا برگزار می شود. این فستیوال شامل اجرای آیین‌ها و مناسک خاصی همچون رقص سماع است که گردشگران زیادی را به خود جلب می‌کند و مشهورترین جشنواره سالانه مرتبط با آیین صوفی و بزرگداشت مولاناست. علاقه‌مندان مولانا همگی می‌دانند که در تاریخی مشخص میعادگاه آنان در قونیه است. عجیب نیست اگر بگوییم ترکیه مولانا را به یک برند برای خود تبدیل کرده و با این کار یک چرخه گردشگری برای خود ایجاد نموده است. هر چند مولانا به زبان های عربی، ترکی و حتی یونانی شعر سروده است اما بخش اعظم سروده‌های او به زبان فارسی هستند. در رد ادعای ترک بودن مولانا بد نیست بیتی از دیوان شمس او را به خاطر آوریم «تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم / دانم من این‌قدر که به ترکی است آب، سو»

 

 

نظامی گنجوی

دولت آذربایجان طی سال‌های اخیر تلاش های گسترده‌ای برای تخریب هویت ایرانی این شاعر پرآوازه انجام داده است. در اولین گام کتیبه‌های فارسی مقبره این شاعر پارسی‌گو را که حاوی اشعار او می‌شد تخریب کردند، چراکه بنا به ادعا مسئولان ذی‌ربط این کشور، خط فارسی کتیبه‌ها این شبهه را برای بازدیدکنندگان ایجاد می‌کند که نظامی گنجوی فارسی زبان بوده است. سپس کتیبه‌های جدیدی‌ را-که بعضا در حقیقت ترجمه ترکی شعرهای او هستند- در آن محل نصب شد. در قدم بعدی با پرداخت 110000 یورو به شهرداری رم، مجسمه گنجوی به عنوان شاعری آذربایجانی در یکی از میدان‌های این شهر نصب گردید. این در حالی است که اصلی‌ترین آثار نظامی گنجوی نیز بیتی به زبانی جز فارسی ندارد. جالب است بدانید در منابع درسی و آموزشی آذربایجان هم نظامی شاعر و داستان‌سرایی آذربایجانی معرفی می‌شود.

 

 

فردوسی

عده‌ای از اهالی کشور افغانستان مدعی‌اند که فردوسی متعلق به این کشور است، زیرا بسیاری از داستان‌های شاهنامه در زابل، قندهار، بلخ، سمنگان و دیگر شهرهایی می‌گذرد که امروزه در خاک افغانستان واقع است. اما در واقع فردوسی هنگام سرودن شاهنامه، تمام این مناطق را به عنوان اجزاء ایران بیان کرده و اساسا نامی از «افغانستان» که در آن وجود ندارد، چرا که چنین اسمی آن موقع وجود نداشته. براساس منابع مختلف، ایران در زمان سرایش شاهنامه، شامل عراق امروز، افغانستان، بخش‌هایی از پاکستان، کشورهای شمالی ایران و دیگر مناطقی می‌شده که اکنون کشورهایی مستقل هستند. با این وجود شاهنامه روایت‌گر سرگذشت سرزمین ایران است.

 

این مصادره‌ها قطعا هشداری برای مسئولان حوزه فرهنگ و ادب و هنر کشورمان است. باید گفت که امروز، خیل عظیمی از مفاخر ایرانی، در خارج از ایران شناخته شده‌تر هستند تا در داخل کشور. نام‌گذاری خیابان‌ها و میادین براساس نام شعرا و دانشمندان، به تنهایی تضمین‌کننده بقای هویت ایرانی آن‌ها در انظار جهانی نیست و مستلزم فعالیت‌هایی بزرگتر و همه‌گیرتر است. چهره‌ها را باید به میراثی ملموس بدل ساخت تا امکان بهره برداری از آنها در عصر حاضر وجود داشته باشد. ثبت جهانی مفاخر و برگزاری رویدادهای متکی بر دستاوردها و آثار علمی و فرهنگی آن‌ها می‌تواند گام بزرگی در جهت حفظ آن‌ها در این رقابتِ دوست نداشتنی باشد.

برچسب ها
فردوسی
مولانا
نظامی گنجوی
ابن سینا
ترکیه
شاعران پارسی
مصادره مفاخر
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٨/٠٧/١٩
٠
٠
چه دعوایی سر ابن سیناس 😃 یادِ امیر تتلو افتادم که لباس فرهاد مجیدی رو می خواست یا می گفت قراره جانشین کریس رونالدو تو رئال بشه😅 این تاجیکا و کلا اقوامی که قصد دزدین مفاخر ما رو دارن یک چیزی تو همین حدودان 😏😏
sara_j
sara_j
٩٨/٠٧/٢١
٠
٠
وقتی خودمون نسبت بهشون بی توجه باشیم نتیجه اش همین میشه دیگه اونا هم از آب گل آلود ماهی می گیرن.
alirezam_abdi
alirezam_abdi
٩٨/٠٧/٢٣
١
١
کاش از من هم اسم می‌بردید. کشور کانادا منو می‌خواد به اسم خودش ثبت کنه...